دانشگاه آزاداسلامي
واحد علوم تحقيقات گيلان
دانشكده كشاورزي
پايان نامه براي دريافت مدرک كارشناسي ارشد زراعت (M.Sc)
عنوان:
اثر فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر عملکرد و اجزاي عملکرد لوبيا سبز
استاد راهنما :
دكتر هاشم امين پناه
نگارنده:
فيض اله جمالي
تابستان 1393
تقديم به پيشگاه مقدس ولي عصر آقا امام زمان (عج) و همسر عزيزم که هميشه پشتيبان من بوده و با محبتهاي بي دريغش همواره مشوق من بوده است.
سپاسگزاري
بر خود لازم ميدانم مراتب تشکر و قدرداني خودم را از استاد راهنماي عزيز و ارجمند اين پايان نامه آقاي دكتر هاشم امين پناه كه با دقت و حوصله زائد الوصف، راهنماييهاي ارزنده اي را در جهت تدوين و نگارش اين تحقيق ارائه نمود و هچنين از داوران گرامي اين پايان نامه كه زحمت باز خواني اين تحقيق را بر عهده گرفتند تقدير و تشكر مينمايم.
همچنين مراتب تقدير و تشکر خودم را از كليه اساتيد گرانقدر گروه كشاورزي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات گيلان، کارمندان زحمتکش معاونت پژوهشي، آموزشي ابراز ميدارم. در پايان اميدوارم که تلاش اين حقير مقبول درگاه عزوجل قرار گيرد.
ومن ا… التوفيق
تابستان ???3
فيض اله جمالي
فهرست مطالب

فصل اول1
1-1-مقدمه2
1-2- فرضيات پژوهش4
1-3- اهداف پژوهش5
فصل دوم 6
2-1-حبوبات7
2-2- لوبيا7
2-3-تراکم کاشت8
2-3-1- اثر تراکم کاشت بر رشد رويشي9
2-3-2- اثر تراکم کاشت بر عملکرد و اجزاي عملکرد11
2-3-3- اثر فاصله کاشت بر رشد رويشي14
2-3-4- اثر فاصله کاشت بر عملکرد و اجزاي عملکرد15
2-3-5- اثر آرايش و فاصله کاشت بر رقابت بين گياهان زراعي و علفهاي هرز17
2-4- اهميت کنترل علفهاي هرز20
2-5- روشهاي کنترل علفهاي هرز20
2-6- اثر علفهاي هرز بر عملکرد و اجزاي عملکرد23
فصل سوم26
3-1- موقعيت مکاني و زماني انجام پژوهش27
3-2- اطلاعات هواشناسي27
3-3-ويژگيهاي خاک مزرعه آزمايشي……………………………………………………………………………………………………………………28
3-4- طرح کلي آزمايش29
3-5- صفات مورد آزمايش29
3-5-1- ارتفاع گياه29
3-5-2- وزن خشک برگ29
3-5-3- وزن خشک ساقه30
3-5-4- طول غلاف30
3-5-5-اجزاي عملکرد30
3-5-6-اندازهگيري عناصر30
3-5-7- وزن خشک علفهاي هرز31
3-6- محاسبات آماري31
فصل چهارم32
4-1- عملکرد غلاف 33
4-1-1- عملکرد غلاف در مرحله 133
4-1-2- عملکرد غلاف مرحله 235
4-1-3- عملکرد غلاف مرحله 337
4-1-4- مجموع عملکرد غلاف38
4-2- ارتفاع گياه در مرحله 140
4-3- ارتفاع گياه در مرحله 342
4-4- وزن خشک برگ مرحله 143
4-5- وزن خشک برگ مرحله 344
4-6- وزن خشک ساقه مرحله 145
4-7- وزن خشک ساقه مرحله 346
4-8- تعداد غلاف در متر مربع47
4-9- تعداد انشعابات در بوته48
4-10- طول غلاف49
4-11- نيتروژن کل49
4-12- وزن خشك علفهاي هرز50
4-13نتيجه گيري كلي51
4-14-پيشنهادها………………………………………………………………………………………………………………………………………………….52
فهرست منابع53
فهرست شکلها
شکل 3-1- درجه حرارت هفتههاي پس از کاشت ………………………………………………………………………………………………27
شکل 3-2-ميزان بارش هفتههاي پس از کاشت………………………………………………………………………………………………….. 28
شکل 4-1- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر عملکرد غلاف مرحله 1…………………………………….. 35
شکل 4-2- اثر اصلي مديريت علفهاي هرز بر عملکرد غلاف مرحله 2…………………………………………………………………. 37
شکل 4-3- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر عملکرد غلاف مرحله 3………………………………………. 38
شکل 4-4- اثر اصلي فاصله کاشت بر مجموع عملکرد غلاف ………………………………………………………………………………..39
شکل 4-5- اثر اصلي مديريت علفهاي هرز بر مجموع عملکرد غلاف…………………………………………………………………… 40
شکل 4-6- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر ارتفاع گياه مرحله 1……………………………………………. 42
شکل 4-7- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر ارتفاع گياه مرحله 3 …………………………………………….43
شکل 4-8- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر وزن خشک برگ مرحله3 …………………………………….44
شکل 4-9- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر وزن خشک برگ مرحله3 …………………………………….45
شکل 4-10- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر وزن خشک ساقه مرحله 1……………………………………46
شکل 4-11- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر وزن خشک ساقه مرحله 3…………………………………. 47
شکل 4-12- اثر متقابل بين فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر تعداد غلاف در متر مربع……………………………………. 48
شکل 4-13- اثر اصلي فاصله کاشت بر طول غلاف…………………………………………………………………………………………….. 49
شکل 4-14- اثر اصلي مديريت علفهاي هرز بر طول غلاف……………………………………………………………………………….. 50
شکل 4-15- اثر اصلي مديريت علفهاي هرز بر وزن خشك علفهاي هرز……………………………………………………………………. 51

فهرست جداول
جدول 3-1- برخي خصوصيات فيزيكي شيميايي خاك مزرعه آزمايشي……………………………………………………….28
جدول 4-1- ميانگين مربعات صفات مورد مطالعه تحت تاثير فواصل کاشت و مديريت علفهاي هرز………………. 34
جدول 4-2- مقايسه ميانگين اثر فاصله کاشت بر صفات مورد نظر در گياه لوبيا سبز……………………………………….. 36
جدول 4-3- مقايسه ميانگين اثر مديريت علف هرز بر صفات مورد نظر در گياه لوبيا سبز…………………………………41

چکيده
به منظور بررسي اثر فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر عملکرد لوبيا سبز، آزمايشي در سال 1392 در رامسر، شمال ايران، انجام شد. اين آزمايش به صورت فاکتوريل و در قالب طرح پايه بلوکهاي کامل تصادفي با سه تکرار به اجرا در آمد. فاکتورهاي آزمايش عبارت بودند از: فاصله کاشت (20×50، 20×40 و 30×30 سانتيمتر در سانتيمتر) و مديريت علفهاي هرز (يکبار وجين، دوبار وجين، کنترل شيميايي با علفکش بنتازون و عدم وجين). صفات مورد بررسي در اين آزمايش شامل ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد انشعابات در بوته، طول غلاف، عملکرد سبز غلاف، وزن خشک برگ، وزن خشک ساقه، نيتروژن کل غلاف، و وزن خشک علفهاي هرز بودند. نتايج تجزيه واريانس نشان داد که اثرات فواصل کاشت و مديريت علفهاي هرز بر عملكرد سبز غلاف در سطح احتمال 1 درصد معنيدار بود، در حاليكه اثرات متقابل بين فاکتورها بر عملکرد سبز غلاف معني دار نبود. همچنين اثر اصلي مديريت علفهاي هرز بر وزن خشک علف هرز معنيدار بود در حاليکه اثر اصلي فاصله کاشت و نيز اثر متقابل بين مديريت علفهاي هرز و فاصله کاشت بر وزن خشک علفهاي هرز معنيدار نبود. نتايح مقايسه ميانگين نشان داد که بيشترين عملکرد غلاف سبز مربوط به فاصله کاشت 20×40 سانتي متر بود و کمترين عملکرد غلاف سبز نيز به فاصله 30×30 سانتيمتر اختصاص داشت. همچنين حداكثر عملكرد غلاف سبز در صورت دو بار وجين علفهاي هرز حاصل شد، در حاليکه حداقل آن در صورت عدم وجين و کنترل شيميايي علفهاي هرز بدست آمد. همچنين حداکثر و حداقل وزن خشک علفهاي هرز به ترتيب در تيمارهاي بدون وجين و دوبار وجين علفهاي هرز مشاهده شد. بر اساس نتايج اين آزمايش، جهت دستيابي به حداکثر عملکرد غلاف سبز، فاصله کاشت 20×40 سانتي متر و دو بار وجين علفهاي هرز توصيه ميشود.
کلمات کليدي: فاصله کاشت، مديريت علفهاي هرز، لوبيا سبز.

فصل اول
مقدمه

1-1-مقدمه
لوبيا به عنوان دومين لگوم پس از نخود در سراسر جهان از لحاظ تغذيهاي حائز اهميت ميباشد و با داشتن 22-25 درصد پروتئين، 56-58 درصد کربوهيدرات در بسياري از کشورهاي در حال توسعه به عنوان يکي از منابع مهم پروتئين گياهي محسوب مي شود. لوبيا سبز با نام علمي Phasaeolusvulgaris L. از خانواده Fabaceae گياهي يکساله است که از غلاف سبز و دانه پخته آن استفاده ميگردد. لوبيا سبز از جمله محصولاتي است که ميتوان آن را در زمانهاي مختلف (بهار، تابستان و پاييز) کشت کرد. سطح زير کشت آن در دنيا بالغ بر 3/27 ميليون هکتار با متوسط عملکرد حدود 660 کيلوگرم در هکتار است. در ايران سطح زير کشت آن حدود 240 هزار هکتار با عملکرد متوسط 1500 کيلوگرم در هکتار مي باشد (اسکيپتز، 2004).
عدم آگاهي از مديريت صحيح محصولات زراعي يکي از عوامل اساسي در کاهش عملکرد گياهان زراعي ميباشد. عملکرد هر محصول زراعي حاصل رقابت برون و درون بوتهاي بر سر عوامل محيط رشد ميباشد. حداکثر عملکرد زماني حاصل ميشود که اين رقابتها به حداقل رسيده و گياه بتواند از عوامل محيطي رشد، حداکثر استفاده را بنمايد (خواجهپور، 1365). توزيع فضايي گياهان در يک جامعه زراعي با جذب تشعشع در ارتباط است و اين صفت، نقش تعيينکنندهاي در ظرفيت فتوسنتزي و عملکرد دارد (ولز، 1991؛ اگلي، 1998)، زيرا سرعت رشد محصول تابعي از انرژي تشعشعي مورد استفاده در فتوسنتز است (توتيو و گورجنر، 1988؛ ولز و همکاران، 1993). نفوذ نامتعادل نور به پوشش گياهي باعث افت عملکرد ميشود. بهطورکلي افزايش کارايي جذب تشعشع خورشيدي نياز به سطح برگ کافي و توزيع يکنواخت برگ در پوشش گياهي دارد. اين هدف با تغيير تراکم و الگوي کاشت بوتهها روي سطح خاک ميسّر است (ايکدا، 1992؛ شيبلز و وبر، 1996). فواصل مناسب بين رديفهاي کاشت و بين بوتهها در روي رديف کاشت، تعيينکننده فضاي رشد قابل استفاده هر بوته ميباشد. تراکم مناسب و توزيع متعادل بوتهها در واحد سطح، موجب استفاده بهتر از رطوبت، مواد غذايي و نور گرديده و موجب افزايش عملکرد ميشود (کوچکي و سرمدنيا، 1377). تراکم کاشت از جمله عواملياست که بهطور مستقيم عملکرد محصول را تحت تأثير قرار ميدهد. فاصله کاشت بوتهها بستگي به هدف کاشت دارد. اگر هدف توليد بذر باشد بايد فواصل کاشت افزايش داده شود تا کميّت و کيفيت محصول افزايش يابد، اما اگر هدف توليد کود سبز و علوفه دامي باشد، تراکم بيشتر مد نظر خواهد بود (عبدحق، 1364). اگر فاصله کاشت گياهان بيش از حد معمول باشد مسلماً تعداد بوته در واحد سطح کاهش يافته و عملکرد با نقصان مواجه ميشود. از طرفي ديگر اگر فاصله کشت خيلي کم بوده و تراکم کشت بالا باشد، رقابت درونگونهاي پيش ميآيد و اين امر خود موجب کاهش عملکرد خواهد شد (مظاهري، 1377). بنابراين يکي از نيازهاي مهم در برنامهريزي زراعي با هدف دستيابي به عملکرد بالا و کيفيت مطلوب، تعيين بهترين فاصله کاشت محصول است (بابايي، 1377).
علفهاي هرز با رقابت بر سر منابع (آب، مواد غذايي، نور و …) مانع از دسترسي مطلوب گياه زراعي به اين منابع شده و در نتيجه کاهش توليد و افزايش هزينه آن را باعث ميشود (خداکرمزاده و همکاران، 1377). علفهاي هرز با تأثير بر اجزاي عملکرد، اثر خود را بر عملکرد اعمال ميکنند. نتايج تحقيقات مختلف نشان از اثر منفي علفهاي هرز بر اجزاي عملکرد محصولات زراعي دارد (احمدوند، 1381؛ سليمي و انگجي، 1374؛ کادني و همکاران، 1989 aوb ؛ موريشيتا و همکاران، 1991؛ ويور و ايواني، 1998). امروزه بحث کاهش مصرف سموم شيميايي بهعلت مخاطرات زيستمحيطي مصرف علفکشها به امري جدي مبدل گشته است (ديهيمفرد و همکاران، 1383). بهرهگيري از مديريت تلفيقي علفهاي هرز بهعنوان راهکاري مناسب جهت دستيابي به مديريت پايدار از طريق استراتژايهايي مانند افزايش تراکم، استفاده از مالچ، شخم حفاظتي، کولتيواسيون و … موجب کاهش مصرف علفکشها ميشود (نورسورتي و الويرا، 2004). مديريت تلفيقي علفهاي هرز که شامل ترکيبي از اين عوامل بههمراه کاربرد علفکشها است که از يک سو باعث افزايش توان رقابتي محصول در مواجهه با علفهاي هرز ميشود و از سوي ديگر قادر است موجب کاهش دُز مصرف علفکشهاي رايج شود (نورسورتي و فردريک، 2005). بهواسطه اينکه علفهاي هرز عموماً از رشد نسبي بالايي برخوردارند؛ لذا حساسيت زيادي به سايهاندازي دارند و در نتيجه ميتوان رشد آنها را توسط گياهان زراعي که کانوپي برگ آنها، علفهاي هرز را ميپوشاند پايين نگه داشت (کانوسکان، 2000). با کاهش فاصله رديف کاشت و افزايش فاصله بين بوتهها استقرار بهحالت مربع نزديک ميشود و گياه به بهترين وجه از عوامل محيطي نظير نور، آب، مواد غذايي و … استفاده ميکند (افشارمنش، 1386). بنابراين اين آزمايش با هدف بررسي اثرات فاصله کاشت و مديريت علفهاي هرز بر عملکرد و اجزاي عملکرد لوبيا سبز انجام شد.
1-2- فرضيات پژوهش
1- وجين دستي علفهاي هرز باعث افزايش بيشتر عملکرد لوبيا سبز در مقايسه با کنترل شيميايي علفهاي هرز ميشود.
2- فاصله کاشت 30 × 30 نسبت به فواصل کاشت 20 × 40 و 20 × 50 اثر مطلوبتري در کنترل علفهاي هرز دارد.
3- عملکرد لوبياي سبز در فاصله کاشت30 × 30 بيشتر از فاصله کاشت 20 × 40 و 20 × 50 است.
4- در صورت عدم کنترل علفهاي هرز، عملکرد لوبيا به طور معنيداري کاهش مييابد.
5- در صورت عدم کنترل علفهاي هرز، عملکرد لوبيا درفاصله کاشت 30 × 30 بيشتر از فاصله کاشت 20 × 40 و 20 × 50 است.

1-3- اهداف پژوهش
1- تعيين مناسبترين فاصله کاشت لوبيا سبز جهت حصول حداکثر عملکرد و کنترل مطلوب علفهاي هرز 2- تعيين موثرترين روش مديريت علفهاي هرز در لوبياي سبز 3- بررسي اثرات متقابل فاصله کاشت لوبيا سبز و مديريت علفهاي هرز بر عملکرد لوبيا سبز

فصل دوم
بررسي منابع

2 -1-حبوبات
حبوبات دانههاي خشك خوراكي هســتندكه به خانواده بقولات تعلق دارند. بذور رســيده و خشــك حبوبات د اراي ارزش غذايي زيــاد و قابليت نگهداري خوبي هســتند و يكي از مهمترين منابع غذايي سرشار از پروتئين(?? تا ?? درصد) ميباشــند. طبق مطالعات انجام شده، تركيب مناسبي از پروتئين حبوبات با غلات ميتواند ســوء تغذيه و كمبود اســيد هاي آمينه را بر طرف سازد. از طرف ديگر با توجه به توانايي تثبيت ازت در اين گياهان، قرار دادن آنها در تناوب، به پايداري سيستمهاي زراعي كمك مي كند (باقري،1380).
مقدار پروتئين موجود در بذر حبوبات 2 تا 3 برابر بيشتر از پروتئين موجود در دانه غلات و 10 تا 20 برابر بيشتر از پروتئين موجود در گياهان غده‌اي و نشاسته‌اي است. انواع لوبيا در بين گياهان تجاري حاوي بيشترين مقدار پروتئين هستند(باقري،1380). لوبيا مهمترين عضو خانواده حبوبات به شمار ميآيد و به خاطر درصد بالاي پروتئين و ساير خصوصيات مطلوب زراعي، بيشترين سطح زير كشت را در بين حبوبات به خود اختصاص داده است (مجنون حسيني،1372).
2-2- لوبيا
لوبيا (Phaseolus. vulgaris) يكي از حبوبات مهم است كه به صورت مســتقيم مورد اســتفاده انســان قرار مي گيرد ، ?? درصد حبوبــات مورد اســتفاده در جهان بوسيله لوبيا تأمين ميشــود (McClean et al,2004). لوبيا در بسياري از كشــورها مانند برزيل و مكزيك يك منبع عمده غذايي محســوب ميشود ( Broughton et al,2003).
لوبيا يكي از مهمترين گونههاي حبوبات بوده و سطح زير كشت جهاني انواع آن 24 ميليون هكتار است، از اين نظر در بين حبوبات مقام اول را دارا ميباشد. در حال حاضر 18 نوع لوبيا در جهان كاشته مي شود ( كوچكي، 1372 ). لوبيا چيتي يكي از زير گونههاي لوبيا ســبز و منشــاء آن آمريكاي مركزي و جنوبي اســت، متوســط توليد دانه خشــك لوبيا در ايران هزار كيلوگرم در هكتار است (هاشمي جزي، 1382).
اگرچه ارقام بسياري از لوبيا در دامنه وسيعي از محيطها داراي پتانسيل عملكرد بالايي هستند، ولي قابليت توليد عملكرد ناشي از سازگاري گياه به شرايط موجود فصل رشد درجه حرارت، فتوپريود و عمليات مديريت گياه زراعي است (باقري، 1380). از آنجاييكه مبدأ اصلي لوبيا مناطق گرمسيري و آمريكاي جنوبي است. لوبيا نباتي حرارت دوست مي‌باشد و به سرما و يخبندان بسيار حساس بوده و در بهار تا زماني كه درجه حرارت محيط به قدر كافي بالا نرود نميتوان به كشت آن مبادرت ورزيد. اگر درجه حرارت در موقع كشت لوبياهاي پاكوتاه از 12 درجه و در لوبياهاي پا بلند از 14 درجه سانتي‌گراد كمتر باشد خوب رشد نمي‌نمايند و از اين نظر خاك بايد در بهار كاملاً گرم شده باشد. درجه حرارت زياد در طول تابستان باعث ريزش گلها و كاهش ميزان تشكيل دانه در آنها خواهد شد. درجه حرارت مناسب براي رشد و نمو لوبيا حدود 25 تا 30 درجه سانتي‌گراد است. در درجه حرارت‌هاي بالاتر از 45 درجه سانتي‌گراد گياه به بذر نمي‌نشيند و حرارت‌هاي پايين‌تر از 15 درجه سانتي‌گراد براي رشد و نمو آن مناسب نيست. براي رشد و نمو كامل لوبيا 120 تا 130 روز كافي است به شرطي كه درجه حرارت محيط هرگز به صفر يا زير صفر نرسد (مجنون حسيني، 1372).
2-3-تراکم کاشت
عملكرد دانه نتيجه رقابت برون گونه اي و درون گونه اي در كسب نهادههاي توليد براي رشد و نمو است و براي به حداقل رساندن اين رقابت‌ها و حصول حداكثر عملكرد دانه، علاوه بر تراكم، نحوه توزيع بوته در واحد سطح از اهميت زيادي برخوردار است و فاصله بوته در واحد سطح بر پراكنش مناسب نور در درون جامعه گياهي مؤثر است و نقش اصلي فاصله كاشت بر رشد و نمو گياه به علت تفاوت در چگونگي توزيع و پراكنش انرژي و كميت و كيفيت نور در داخل جامعه گياهي است كه در افزايش جذب تشعشع خورشيدي، موجب افزايش عملكرد دانه و عملکرد بيولوژيك مي‌شود (زماني و همکاران،1372; Orcutt et al,2000).

2-3-1- اثر فاصله کاشت بر رشد رويشي
افزايش عملكرد در واحد سطح يكي از مهمترين عوامل مؤثر در بالا بردن توليد لوبيا است. از آنجاييكه ميزان دسترسي به منابع مورد استفاده يك گياه از جمله تشعشع خورشيدي، آب قابل استفاده و مواد غذايي همگي ارتباط زيادي با تراكم گياهي دارند، تنظيم جمعيت گياهي بر اساس ميزان موجودي اين منابع جهت بالا بردن عملكرد در واحد سطح حائز اهميت خواهد بود. ماسون و لينر (1986) با ارزيابي اثر فاصله بوته روي رديف (فاصله از بين رديف 91 سانتي‌متر) بر روي گياه لوبيا چشم بلبلي دريافتند كه فاصله بوته بر ارتفاع گياه در مرحله پرشدن دانه بيشترين اثر را داشته و با كاهش فاصله بوته ارتفاع گياه بطور معني‌داري افزايش يافته است. در تراكم پايين توليد، شاخه فرعي از زاويه بين برگها و ساقه اصلي لوبيا تحريك مي‌شود و اگر چه با افزايش تراكم تعداد شاخه فرعي در گياه كاهش پيدا مي‌كند ولي كل شاخه‌هاي فرعي توليدي در واحد سطح افزايش مي‌يابد (صالحيفرود، 1384).
تراکم مطلوب به عوامل مختلفي بستگي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: خصوصيات گياه، طول دوره رويش، زمان و روش كاشت، حاصلخيزي خاك، اندازه بوته، رطوبت در دسترس، تابش خورشيدي، الگوي كاشت و وضعيت علف‌هاي هرز (Dwivedi et al,1994).
تراكم گياهي از جمله عواملي اســت كه ميتوانــد بر روي خصوصيات مورفولوژيك ( Board et al,1990; Kerby et al,1990 ) و فيزيولوژيك ( طالعي و همکاران،1379؛ لطيفي وهمکاران،1379) در گياهان زراعي موثر باشــد. ماسون و همكاران (1986) با بررســي اثرات تراكم بوته در لوبيا چشــم بلبلي
(Vigna sinensis L) گزارش نمودنــد : كه با افزايش تراكــم بوته از تعداد شــاخههاي فرعي هر بوته كاسته ميشود وليكن تعداد شاخههاي فرعي در واحد ســطح افزايش مييابد. باشــتني (1375) گزارش كرد كه با كاهش فاصله بيــن رد يــف و بين دو بوته در رديــف ارتفاع بوته افزايش يافــت. در مقابل کربي و همكاران (1990) اعتقاد داشــتند كه بــا افزايش تراكم بوته به دليل افزايش رقابت بين بوته براي آب و عناصر غذايي، طول ميانگره و نيز تعداد گره كم شده و د ر نتيجه ارتفاع بوته كاهش مييابد.
صالحيفرود (1384) در آزمايشي که به منظور تعيين مناسبترين تراکم بوته لاينهاي جديد لوبيا قرمز در منطقه لردگان در استان چهارمحال و بختياري انجام داد گزارش نمود که وزن صد دانه، تعداد دانه در غلاف، ارتفاع بوته، روز تا گلدهي و روز تا رسيدگي تحت تاثير تراکم بوته قرار نگرفت در حاليکه تعداد غلاف در بوته با افزايش تراکم بوته کاهش يافت ولي عملکرد دانه افزايش يافت.
صالحيفرود (1384) در بررسي تراكم كاشت در لاين‌هاي اميدبخش لوبيا قرمز نتيجه گرفت كه وزن صد دانه، تعداد دانه در غلاف و ارتفاع بوته تفاوتي بين تيمارها نشان ندادند. تعداد غلاف در بوته با افزايش تراكم بوته كاهش يافت و اين كاهش معني‌دار بود .آنها بيان کردند تعداد غلاف در گياه از جمله حساسترين جزء از اجزاء عملكرد است كه تحت تأثير شرايط محيطي از قبيل رطوبت، گرما و تراكم قرار مي‌گيرد. وقتي تنشهاي محيطي مؤثر در عملكرد نهايي در طول دوره نمو رويشي گياه لوبيا اتفاق افتد جزئي از عملكرد كه در اوايل مرحله زايشي تشكيل مي‌شود تعداد غلاف در گياه است، كه عمدتاً بيشترين تأثير نسبت به تنش محيطي (تنش سايه) را نشان مي‌دهد. بعد از تعداد غلاف، تعداد دانه در غلاف و وزن دانه مي‌باشد. بيشترين اثر تراكم گياهي به علت ايجاد سايه در زمان حداكثر سطح برگ كه منطبق با اوايل مرحله زايشي لوبياست ظاهر مي‌شود. عملكرد دانه در سطح احتمال 5% تحت تاثير تراكم بوته قرار گرفت. با افزايش تراكم بوته، عملكرد دانه افزايش يافت و علت اصلي اين افزايش عملكرد دانه، افزايش تعداد غلاف در بوته بود.

2-3-2- اثر فاصله کاشت بر عملکرد و اجزاي عملکرد
آقاميري (1372) گزارش كرده كه با افزايش فاصله رديف، ارتفاع گياه لوبيا چيتي كاهش يافت، همچنين با افزايش فاصله بين بوته از 5 به 15 سانتيمتر ارتفاع گياه از 4/57 به 7/50 رسيد. علت اصلي افزايش ارتفاع در تراكم‌هاي زياد رقابت براي جذب نور است. نتايج ارزيابي تاثير چهار تراكم كاشت (5 ،13 ،22 ،30 گياه در متر مربع) بر خصوصيات چهار رقم لوبياي معمولي نشان داد كه در ارقام لوبيا رشد نامحدود تعداد گره در ساقه اصلي با افزايش تراكم گياهي بطور كلي كاهش مي‌يابد ولي طول گياه ثابت باقي مي‌ماند. در حاليكه در ارقام رشد محدود تعداد گره در تراكم‌هاي مختلف ثابت ولي طول ساقه با افزايش تراكم گياهي بطور خطي افزايش مي‌يابد، همچنين مشخص گرديد كه همبستگي بين عملكرد دانه با تعداد گره در مترمربع و تعداد ساقه در گياه مثبت گزارش شده است. تعداد غلاف در گياه از جمله حساسترين جزء از اجزاء عملكرد است كه تحت تأثير شرايط محيطي از قبيل رطوبت، گرما و تراكم قرار مي‌گيرد. بيشترين اثر تراكم گياهي به علت ايجاد سايه در زمان حداكثر سطح برگ كه منطبق با اوايل مرحله زايشي لوبياست ظاهر مي‌شود.
اسحاق (1973) اعلام كرد كه ارتباط بين تعداد غلاف در گياه و تعداد دانه در غلاف منفي (57/0- ) مي‌باشد. چنگ و گولدن (1971) اعلام داشته‌اند تعداد غلاف در گياه مهمترين خصوصيت در تعيين عملكرد لوبيا بوده و با افزايش تراكم گياهي كاهش معني‌داري پيدا مي‌كند. Graft و Rowland (1987) تعداد غلاف در گياه لوبيا را حساسترين متغيير به تراكم گياهي ذكر كرده اند. هربرت و باگرمن (1983) با اعمال سه تيمار فاصله رديف، تراكم و آبياري گزارش كرده‌اند تعداد دانه در غلاف نسبت به اين تيمارها واكنش نشان داده و با افزايش تراكم گياهي از 9 تا 14 گياه در متر مربع تعداد دانه در غلاف از 4/6 به 7/4 تقليل پيدا كرده است. اما افزايش بيشتر تراكم گياهي تا حد 34 بوته در متر مربع تغيير بسيار جزئي در تعداد دانه در غلاف به وجود آورده است. با افزايش فاصله رديف از 25 به 75 سانتي‌متر تعداد دانه در غلاف افزايش يافت، اين در حالي است كه گراف و رولند (1987) گزارش نموده‌اند كه از سه جزء مهم عملكرد لوبيا، تعداد دانه در غلاف كمترين ارتباط را با تراكم گياهي دارد.
مكوتي (1986) اظهار داشت كه وزن دانه لوبيا بطور معني‌داري تحت تأثير تراكم گياهي قرار گرفته و حداكثر آن در تيمار 23 گياه در متر مربع و حداقل آن در تيمار 58 گياه در متر مربع مشاهده شده است. نينهويس و سينگ (1985) در بررسي تأثير 4 تراكم كاشت 5، 13، 22 و30 گياه در متر مربع بر خصوصيات 4 رقم لوبياي معمولي دريافتند كه منحني‌هاي عملكرد تيپ‌هاي رشدمحدود بدون شكل معين و مشخص و در تيپ‌هاي رشد نامحدود بصورت سهمي است. عملكرد در اين نوع نحوه رشد در تراكم بالا (30 گياه در متر مربع) به هم نزديك مي‌شود و عملكرد تيپ‌هاي رشدمحدود و رشد نامحدود به ترتيب در تراكم‌هاي 30 و 23 گياه در متر مربع حداكثر بود. هاشمي‌جزي (1378) گزارش كرد كه براي لوبيا چيتي رقم تلاش در منطقه لردگان در استان چهارمحال و بختياري كشت به صورت جوي و پشته كه فاصله پشته‌ها از يكديگر 50 سانتي‌متر و فاصله بوته روي رديف 10 سانتي‌متر باشد مي‌تواند داراي بازده خوب و عملكرد قابل قبولي باشد. وايت و همكاران (1992) بيان كردند كه در لاين‌هاي رشد محدود تغييرات عملكرد در مقايسه با لاين‌هاي رشد نامحدود كمتر بود. آنها بيان كردند كه لوبياهاي بذر درشت معمولاً عملكرد كمتري از لوبياهاي بذر ريز مخصوصاً درنواحي گرم دارند. راميرز و سرانو (1994) نشان دادند بهترين متغيرهايي كه با عملكرد دانه لوبيا ارتباط مستقيم دارند، تعداد غلاف، طول شاخه و تعداد روز تا زمان گلدهي مي‌باشد. ديمووا و اسوتلوا (1993) در بررسي اجزاء عملكرد دانه لوبيا نشان دادند كه صفات ارتفاع بوته و ميانگين طول غلاف بيش از هر عامل تحت تاثير اثرات ژنوتيپ خود هستند ولي براي صفات تعداد غلاف در هر بوته، تعداد دانه در هر بوته و وزن دانه اثر عوامل محيطي غالبتر است. تعداد غلاف در هر بوته بيشترين اثر را بر وزن دانه در هر گياه بطور مستقيم و همچنين بطور غيرمستقيم از طريق تعداد شاخه‌هاي بارور، ميانگين طول غلاف و تعداد دانه در هر بوته دارد.
ايزيک و همــكاران (1997) در تركيه با اعمــال پنج نوع فاصله بين رديف وشش تراكم بوته بر روي دو رقم لوبياي معمولي اظهار د اشتند كه با افزايش تراكــم بوتــه با وجود كاهش وزن بوته و وزن دانــه در بوته به دليل افزايش تعداد بوته در واحد سطح، بر عملكرد دانه و عملکرد بيولوژيك افزوده شد.
كراندال و جانسون ( 1971 )گزارش كردهاند هنگامي كه فاصله رديف ها 5/30 سانتيمتر بوده و در مقايسه با مواردي كه اين فاصله 4/91 سانتيمتر بود، عملكرد لوبيا 64 درصد افزايش يافت. ميتوان گفت افزايش عملكرد در رديفهايي كمتر به علت تراكم بيشتر بوته ها بوده است.
محمدي و همکاران (1384) در بررسي اثر فاصله رديف، تاريخ كاشت و فاصله بوته بر عملكرد و اجزاء عملكرد لوبيا چيتي نتيجه گرفتند با افزايش فاصله بين رديف عملكرد دانه افزايش پيدا مي كند بهطوريكه عملكرد دانه در فاصله رديف 50 سانتي متر نسبت به فواصل رديف 30 سانتي متر، 38 درصد افزايش يافت. ميتوان گفت دليل اين افزايش فضاي بين رديفها و در نتيجه كاهش رقابت بين آنها مي باشد. آنها عنوان کردند چنين به نظر مي رسد كه با كاهش فواصل رديف تشعشع دريافتي توسط هر گياه كاهش مي يابد و بنابراين مواد فتوسنتزي كمتري در گياه ساخته مي شود و احتمال انتقال و اختصاص مواد فتوسنتزي به دانه كاهش مييابد. همچنين طبق نتايج آنها بررسي اثر متقابل تاريخ كاشت× فاصله بوته برروي تعداد غلاف در ساقه اصلي نشان ميدهد كه از لحاظ آماري اختلاف معنيداري در سطح احتمال 5 درصد وجود دارد. با تاخير در تاريخ كاشت در همه فواصل بوته تعداد غلاف در ساقه اصلي كاهش پيدا ميكند. در تاريخ كاشت اول با افزايش فاصله بين بوته تعداد غلاف در ساقه اصلي افزايش پيدا مي كند. در تاريخ كاشت اول چون گياه از شرايط محيطي مناسبتري نسبت به تاريخ كاشت دوم برخوردار است باعث ميشودكه تعدادغلاف در ساقههاي اصلي آن نسبت به تاريخ كاشت دوم افزايش پيدا مي كند. نهايتاً آنها اعلام کردند بالاترين عملكرد دانه در فاصله رديف 50 سانتيمتر ( 4103 كيلوگرم دانه در هكتار )، تاريخ كاشت اول ( 04/3383 كيلوگرم در هكتار ) و نيز فاصله بوته 5 سانتي متر ( 3483 كيلوگرم در هكتار ) بدست آمده است.
پلبيم و همکاران (1997) گزارش کردند که تراکم گياهي با ايجاد تنش سايه بيشترين تاثير را در مراحل اوليه رشد زايشي گياه لوبيا دارد و وقتي تنش‌هاي محيطي در طول نمو گياه لوبيا اتفاق مي‌افتد تعداد غلاف در گياه بيشتر از ساير اجزاء عملکرد تحت تاثير قرار مي‌گيرد.
2-3-3- اثرفاصله کاشت بر رشد رويشي
ترابي جفرودي و همکاران (1384) بررسي اثرات تراكم‌ بوته و فواصل مختلف كاشت بر عملکرد دانه و درصد پروتئين دانه در ارقام لوبيا قرمز را تحت شرايط آبي بررسي کردند و نشان دادند در بين فاکتورهاي مورد بررسي تنها اثر فاصله بين دو بوته در رديف بر روي درصد پروتئين دانه در سطح احتمال 1% معني دار بود و فاکتور فاصله بين رديف هيچگونه اثر معنيداري بر روي درصد پروتئين دانه نداشت. با افزايش فاصله بين دو بوته در رديف بر درصد پروتئين دانه افزوده شد، آنها عنوان کردند به نظر ميرسد با کاهش فاصله بين دو بوته در رديف به دليل افزايش رقابت بين بوتهها براي دسترسي به ازت از ميزان پروتئين دانه کاسته ميشود. در مطالعه آنها اثر تيمارهاي فاصله بين رديف و دو بوته در رديف بر عملکرد پروتئين دانه موثر بود و با کاهش فواصل بين رديف و بين دو بوته در رديف و يا افزايش تراکم کاشت بر عملکرد پروتئين دانه افزوده شد به طوري که بالاترين عملکرد پروتئين دانه در ارقام ناز و درخشان به ترتيب در فواصل کاشت 5 × 30 و 10 × 30 سانتيمتر و به ميزان 82/1099 و 78/1112 کيلوگرم در هکتار به دست آمد. علت افزايش عملکرد پروتئين دانه با افزايش تراکم بوته اين است که در تراکمهاي بالاتر بر ميزان عملکرد دانه افزوده مي شود و بين عملکرد دانه و عملکرد پروتئين دانه يک همبستگي مثبت و معني داري وجود دارد. افزايش عملکرد پروتئين دانه با افزايش تراکم کاشت در يافتههاي حبيب زاده و همکاران (1381) نيز مورد تاکيد قرار گرفته است
2-3-4- اثر فاصله کاشت بر عملکرد و اجزاي عملکرد
هانگ و همكاران (1993)، بامطالعه اثرات فاصله كاشت بر عملكرد لوبيا چشم بلبلي گزارش كردند كه بالاترين عملكرد دانه در كمترين فاصله بين رديف (28 سانتي‌متر) و فاصله بين دو بوته در رديف (5 سانتي‌متر) بدست ميآيد و هر چه از ميزان فواصل بين و روي رديف كاسته شود عملكرد دانه افزايش مي‌يابد.
كيومن و سان ست ( 1974 ) نشان دادند كه در يك تراكم مشخص در فواصل باريك به صورت30×30 معمولا عملكرد بيشتر از حالتي بود كه به صورت 20×40و20×50 كشت شدند.
هاشمي جزي و همکاران (1384) در بررسي تاثير فاصله کاشت بر عملکرد و اجزاي عملکرد لوبيا چيتي نتيجه گرفتند که اثر فاصله رديف و فاصله بوته روي رديف و اثر متقابل آنها بر تعداد غلاف در گياه در سطح احتمال يک درصد معني‌دار است و با افزايش فاصله رديف و فاصله بوته، تعداد غلاف در گياه به طور معني‌داري افزايش مي‌يابد. طبق گزارش آنها وزن خشک غلاف در گياه در سطح احتمال يک درصد معني‌دار تحت تاثير فاصله رديف و فاصله بوته قرار گرفت. با افزايش فاصله رديف و فاصله بوته وزن خشک غلاف در گياه افزايش يافت. علت اصلي اين افزايش بالا رفتن تعداد غلاف در گياه مي‌باشد. اثر فاصله بوته در سطح احتمال 1 درصد بر تعداد دانه در غلاف معني‌دار بود.آنها عنوان کردند بررسي ميانگين تعداد دانه در غلاف در فاکتورهاي اصلي و فرعي نشان داد که با افزايش فاصله رديف و فاصله بوته تعداد دانه در غلاف کاهش مي‌يابد. وزن صد دانه تحت تاثير فاصله رديف و فاصله بوته در سطح احتمال 1 درصد قرار گرفت. هاشمي جزي و همکاران (1384) عنوان کردند اثر متقابل فاصله رديف × فاصله بوته بر وزن صد دانه در سطح 5% معني‌دار است. گزارش‌هاي متعددي مؤيد اين مطلب است که با افزايش تراکم، اندازه دانه لوبيا کاهش پيدا مي‌کند. همچنين طبق گزارش آنها تعداد دانه در بوته به طور معني‌داري تحت تاثير فاصله رديف و فاصله بوته و اثر متقابل آنها قرار گرفت. با افزايش فاصله رديف و فاصله بوته (کاهش تراکم) تعداد دانه در گياه به طور معني‌داري افزايش يافت که علت اصلي اين افزايش زياد شدن تعداد غلاف در بوته مي‌باشد. طبق گزارش هاشمي جزي و همکاران (1384) اثر فاصله رديف و فاصله بوته و اثر متقابل آنها بر عملکرد دانه در سطح 1% معني‌دار است. بيشترين عملکرد در تيمار 10×50 سانتيمتر با تراکم 200هزار بوته در هکتار، برابر 5562 کيلوگرم در هکتار و کمترين عملکرد در تيمار 15×60 سانتيمتر با تراکم 111هزار بوته در هکتار، برابر 3726 کيلوگرم در هکتار اندازهگيري شد. با توجه به نتايج حاصل از پژوهش هاشمي جزي و همکاران (1384) جهت کشت لوبيا چيتي رقم تلاش، که يکي از پررونق‌ترين ارقام منطقه لردگان است تراکم 200هزار بوته در هکتار به صورت 10×50 (به ترتيب فاصله بوته روي رديف و بين رديف) توصيه شد.
ترابي جفرودي و همکاران (1384) در بررسي اثرات فاصله کاشت بر شاخصهاي رشد ارقام لوبيا قرمز به اين نتيجه رسيدند که تاثير تيمارهاي فاصله بين رديف و بين دو بوته در رديف و اثرات متقابل بين آنها بر روي عملکرد دانه لوبيا در سطح احتمال 1% معني دار بود و بر ميزان عملکرد دانه در اين آزمايش با کاهش فاصله بين رديف و بين دو بوته در رديف و يا افزايش تراکم بوته افزوده شد به نحوي که بيشترين عملکرد دانه در ارقام ناز و درخشان به ترتيب در فواصل کاشت 5 × 30 و 10 × 30 سانتي متر به دست آمد. آنها عنوان کردند که به نظر ميرسد عامل اصلي در افزايش عملکرد دانه با افزايش تراکم کاشت افزايش تعداد بوته در واحد سطح باشد که سبب افزايش کارايي استفاده از نور و منابع در دسترس و در نتيجه افزايش عملکرد مي گردد. اين نتايج توسط مهراج و همکاران (1996) نيز مورد تاکيد قرار گرفته است.
محمدخاني و همکاران (1384) در بررسي اثر تاريخ كاشت و فاصله خطوط كاشت بر روي عملكرد ارقام لوبيا قرمز در خرم‌آباد نتيجه گرفتندكه بهترين تاريخ كاشت لوبيا در منطقه خرم‌آباد نيمه دوم فروردين ماه مي‌باشد و تاريخ‌هاي كاشت قبل از نيمه دوم فروردين ماه به طور معنيداري باعث كاهش عملكرد دانه خواهد شد. حداکثر عملکرد در فاصله خطوط 50 سانتيمتر حاصل شد. در بين ارقام ، رقم اختر با بيشترين عملكرد دانه و زودرسي مناسب ، تطابق و سازگار بيشتري با شرايط محيطي از خود نشان داد و بهعنوان مناسب‌ترين رقم براي كشت در منطقه خرم آباد توصيه شد.
2-3-5- اثر آرايش و فاصله کاشت بر رقابت بين گياهان زراعي و علفهاي هرز
محمودي وهمکاران (1384) در بررسي تاثير تراكم گياهي و آرايش كاشت بر عملكرد دانه و اجزاي آن، عملكرد بيولوژيكي و شاخص برداشت درلوبيا قرمز رقم اختر به اين نتايج رسيدند: عملكرد بيولوژيكي در تراكم 30،40 و 50 بوته در متر مربع به ترتيب 6/5975 ،6/7249 و 8/8509 كيلوگرم در هكتار بود. بيشترين عملكرد بيولوژيكي در فاصله كاشت مربع، لوزي، مستطيلي b و a به ترتيب 7/7748، 7548، 2/6958 و 3/6724كيلوگرم در هكتار مشاهده شد. آنها عنوان کردند به نظر مي رسد درآرايش كاشت مربع نسبت به فواصل كاشت ديگر شاخه فرعي و غلاف بيشتر توليد نموده و عملكرد بيولوژيكي زيادتري دارد. ميانگين عملكرد دانه در تراكم گياهي30 ، 40 و 50 بوته در متر مربع به ترتيب برابر 2328، 2785و 3088 كيلوگرم در هكتار بود كه بيشترين عملكرد دانه ( 3088 كيلوگرم در هكتار) در بالاترين تراكم گياهي و كمترين عملكرد دانه (2328 كيلوگرم در هكتار) در كمترين تراكم گياهي به دست آمد. نتايج اين تحقيق با نتايج قنبري و همكاران (1382) كه گزارش دادند با افزايش تراكم گياهي از 20 بوته به 40 بوته در متر مربع عملكرد دانه به ترتيب 2877 و 3066 كيلوگرم در هكتار افزايش مي يابد، مطابقت داشت . ايكدا (1992 ) نيز گزارش داد در حالتي كه الگوي كاشت مربعي باشد، بيشترين تعداد غلاف و وزن دانه و در نتيجه بيشترين عملكرد دانه و بيولوژيكي به دست آمد و در حالتي كه الگوي كاشت از حالت مربعي خارج ميشد، عملكرد دانه و عملکرد بيولوژيك كاهش مييافت. محمودي و همکاران (1384) نتيجه گرفتند که علت افزايش عملكرد دانه بيشتر در



قیمت: تومان


پاسخ دهید