فصل اول
مقدمه
1- مقدمه
جنگل يک بومسازگان طبيعي است. بومسازگان طبيعي به منطقهاي ناهمگن گفته ميشود که اجزاء تشکيلدهنده آن در زمان و مکان متنوعاند. در حفظ چنين شرايطي، هر گونه دخالت بايد با درک صحيح از آن مجموعه و شناخت کامل انجام پذيرد (عابدي، 1385؛ نميرانيان، 1375).
جنگلهاي شمال كشور كه به جنگلهاي ناحيه رويشي هيركاني يا خزري- جنگلهاي مرطوب شهرت يافتهاند، همچون نواري سبز حاشيه جنوبي درياي خزر و نيمرخ شمالي رشته كوه البرز از آستارا تا گليداغي را به طول تقريبي 800 كيلومتر و عرض 20 تا 70 كيلومتر و تا ارتفاع 2800 متري از سطح دريا پوشاندهاند و داراي بيش از 80 گونه درختي و 50 گونه درختچهاي ميباشد (مروي مهاجر، 1384؛ ثابتي، 1373).
جادههاي جنگلي از الزامات مديريت واحد جنگل محسوب ميشوند كه در حمل و نقل چوب و استفاده از ساير خدمات جنگل نقش ويژهاي را ايفا ميكنند (مجنونيان و همكاران، 1387 ؛ پارندس و جونز1، 2000؛ گلبارد و بلناپ2، 2003). در طراحي و ساخت جادههاي جنگلي بايد توجه داشت كه به بومسازگان و محيط زيست جنگل آسيب كمتري وارد شود (اكبري و همكاران، 1387). توسعه پايدار و اجراي بهينه طرحهاي جنگلداري مستلزم ايجاد شبکههايي از جادههاي اصلي و فرعي ميباشد (جمشيديکوهساري و همکاران، 1387). خاک عمدهترين مصالح ساختماني راههاي جنگلي بوده و در عين حال بستر آن را تشکيل ميدهد. پوشش گياهي استقرار يافته بر روي خاک هر منطقه نشاندهنده پايداري خصوصيات مطلوب فيزيکي و شيميايي خاک و نيز مساعد شدن شرايط اقليمي ميباشد (کرمي، 1364؛ سهرابي، 1383). احداث جاده در يک منطقه جنگلي کوهستاني در واقع يک دخالت عمده در طبيعت دست نخورده و ناشناخته جنگل بوده و منجر به بهم زدن تعادل طبيعي ميشود. به همين خاطر شناخت و آگاهي از ويژگيهاي زمينشناسي، ريختشناسي و خاکشناسي منطقهاي که جاده از آن عبور ميکند از مهمترين عوامل موثر در اتخاذ تصميمهاي مناسب به منظور کاهش هزينههاي سنگين ساخت جاده و گزينش شيوههاي اصولي در نگهداري و نيز بازسازي راههاي جنگلي ميباشد (جمشيديکوهساري و همکاران، 1387؛ مجنونيان و همكاران، 1387). در قسمت تعاريف و مفاهيم در رابطه با جاده جنگلي، گونه توسکا و خاک جنگلي توضيحات کاملتري ارائه ميشود.
1-2- مسأله
در بسياري از مطالعاتي که در کشور ايران انجام شده، رويش درختان مورد بررسي قرار گرفته است. اين تحقيق به بررسي ويژگيهاي خاك جاده و خصوصيات رويشي درختان توسکاي موجود در حاشيه جاده و توده داخل عرصه و نيز بالادست و پايين دست جاده و رو و پشت درختان به جاده ميپردازد و همبستگي خصوصيات خاک و پارامترهاي رويشي نيز بررسي شد. تلاش اين تحقيق در جهت يافتن پاسخ براي سوالات زير ميباشد:
1- آيا بين رويش (ارتفاع کل، قطر برابر سينه، شروع شاخه دواني، تقارن تاج و شادابي) گونه توسکاي ييلاقي در حاشيه جادههاي جنگلي درجه 1 نسبت به درجه 2 تفاوت معنيداري وجود دارد؟
2- آيا تفاوت معنيداري بين اثر ويژگيهاي خاک اطراف جاده و درون عرصه بر رويش درختان توسکا وجود دارد؟
1-3- فرضيات
1- بين تغيير عرض جاده و ميزان رويش درختان توسكا حاشيه جاده رابطه معنيداري وجود دارد.
2- اثر تغييرات فيزيکي و شيميايي خاك در حاشيه جاده بر رويش توسكا معنيدار است.
1-4- اهداف
1- شناسايي مشخصات فيزيکي (بافت، وزن مخصوص، رطوبت) و شيميائي (pH ،Ec ، آهک، کلسيم، منيزيم، نيتروژن، فسفر و پتاسيم) خاک در منطقه دارابکلا-مازندران
2- شناسايي وضعيت رويش درخت توسکا در حاشيه جاده
1-5- تعاريف و مفاهيم
1-5-1- دواير سالانه
ويژگيهاي رويشگاه به شکل متناسبي در پوشش گياهي منعکس ميشود و شاخصهاي کيفيت را ميتوان در پوشش گياهي يافت نمود (بارنس3، 1998). رشد درخت ترکيبي از عوامل محيطي شامل انسان و طبيعت ميباشد که الگوي رويش درخت را در طول زمان تغيير ميدهد. با شناخت شرايط محيطي که توسط حلقههاي رويشي درختان نشان داده ميشود بهتر ميتوان شرايط محيطي را در آينده پيشبيني کرد (عابديني و همکاران، 1387 ؛ حبيبي بي بالاني، 1387). چوب نتيجه يک فرآيند بيولوژيکي ميباشد که تحت تاثير دامنه گستردهاي از عوامل ژنتيکي و محيطي رشد ميکند و ويژگيهاي متفاوتي دارد. درک فرايندي که سبب رشد درختان ميشود، به درک چگونگي پديد آمدن خصوصيات متفاوت چوب کمک ميکند (پانچس4 ، 2004). تنش گياهان در روي حلقههاي رويش بسته به نوع گونه، شکل رشد، موقعيت رويشگاه، نوع خاک، مبدا ژئولوژيکي و وقوع تنشهايي مانند مسموميت، هجوم انگل ها، پاي کوبي و فشرده شدن خاک متفاوت ميباشد (والتر5 ، 1973).
1-5-2- جادههاي جنگلي
جادههاي جنگلي يكي از مهمترين مجراهاي پراكنش گونههاي بومي بيگانه و مهاجم در جنگل بشمار ميروند (حسيني و همكاران، 1387؛ شاهنظري، 1385). جادهها بعنوان شاهرگهاي حياتي يک جامعه و نيز بعنوان مورد بسيار مهمي در مديريت حفظ منظر محسوب ميگردند و در صورت عدم توسعه و گسترش آنها، حيات و توسعه اقتصادي و اجتماعي جامعه مختل خواهد شد (نکويي مهر و همکاران، 1385؛ بدراقي، 1387 ؛ لوگو6، 2000). احداث جاده اثرات منفي زيست- محيطي از جمله كاهش سطح جنگل در ميكروكليما، تخريب زهكشي طبيعي، تخريب خاك و رسوب آب رودخانهاي و تغيير رژيم نوري، اسيديته، رطوبت و غيره را در پي دارد (ايگان و همكاران7، 1998 ؛ وينكترام و همكاران8، 2007؛ كريم و ملك9، 2008)، اما جاده جنگلي، تنها راه دسترسي به جنگل و استفاده بهينه از مواهب آن ميباشد (ساريخاني، 1380). از طرفي جاده عاملي براي ارتباط درست با طبيعت است که اثرات منفي آن را مي توان با يک طراحي مناسب به اثرات مثبت تبديل نمود. در اثر ساخت جادهها، خاک منطقه زير و رو شده و تغييرات فيزيکي و شيميايي قابل توجهي در آن بوجود مي آيد که منجر به ايجاد شرايط رويشگاهي خاص در منطقه ميشود (ثابتي، 1373). علاوه براين، با ساخت جادههاي جنگلي، نور بيشتري نيز وارد توده جنگلي شده و سبب رويش گونههاي نورپسند و سريعالرشد نظير توسکا، تمشک، کلهو و … در حاشيه جادهها ميشود (شاهنظري، 1385؛ جانسون و همکاران10، 1975 ؛ لامونت و همکاران11، a 1994 ؛ پارنديس و جونز، 2000). درختان حاشيه جادهها در اثر برخورداري از نور اغلب افزايش رشد دارند. عرض جاده هم در اين تغييرات تاثيرگذار ميباشد (شاهنظري، 1385 ). درختان در محيط باز زيتوده بيشتري توليد ميکنند و حجم درختاني که بصورت تودهاي زيست ميکنند کمتر از درختاني است که در محيط باز به تنهايي رشد ميکنند (مصدق، 1375 )، درحالي که به دليل اختصاص يافتن سطحي از رويشگاه تعدادي از درختان قطع شده و مقداري از توان توليدي کاهش مييابد (فورنيس و همکاران12، 1991). تاثيرگذاري بومشناختي ناشي از ساخت جاده در سطحي بيشتر از عرض جاده جنگلي به وقوع ميپيوندد (فورنيس و همکاران، 1991 ؛ فورمن و دبلينگر13 ، 2000)، اين احتمال وجود دارد كه بدليل زير و رو شدن خاك و فراواني ازت و همچنين ايجاد آرايشي پيوسته از حفرات در امتداد راههاي جنگلي و در نتيجه افزايش تعداد برگهاي درختان و توانايي فتوسنتز، تا حدودي تنوع زيستي اندازه و ابعاد درختان و موجودي حجمي تودههاي جنگلي اطراف جاده افزايش يافته و بدين ترتيب بخشي از كاهش توان توليدي رويشگاه (در اثر احداث جاده) بسته به جهت دامنه و گونههاي مختلف درختي جبران ميشود. درحقيقت جهت جغرافيايي و شيب دامنه با تاثيري كه بر مشخصات بومشناختي منطقه (خصوصيات خاک و اقليم) موجب ايجاد تنوع در گونههاي درختي و تغيير تراكم و بيوماس آنها ميشود (ساكايي14 و همكاران، 2003). شبكه جادههاي جنگلي از عوامل مهم تقسيمبندي جنگل به سريها، پارسلها و از امور مقدماتي تهيه طرحهاي جنگلداري بشمار ميرود. با توجه به مراتب فوق، در صورتيکه مديريت و بهرهبرداري اصولي از جنگل با آيندهنگريهاي لازم همراه باشد، لذا احداث جادههاي جنگلي از اولويت و اهميت ويژهاي برخوردار ميگردد (ساريخاني، 1380). راههاي جنگلي را بايد در قالب طرحهاي جنگلداري و برنامههاي جنگلشناسي و متناسب با روش بهرهبرداري از جنگل و مديريت سر زمين، بعنوان عضو يا وسيله ارايه دهنده خدمات منظور نمود (ساريخاني، 1378).
1-5-2-1 ضرورت احداث جادههاي جنگلي
ضرورت احداث جادههاي جنگلي به طور خلاصه شامل حفاظت موثر از جنگل، امكان دخالتهاي عملي مديريتي در امر پرورش و جوانسازي جنگل، توسعه جنگل وجنگلداري، اكوتوريسم، به حداكثر رساندن ارزش افزوده توليدات و جلوگيري از ضايعات محصولات جنگلي و نگه داشتن اكوسيستم و به حداقل رساندن تخريب ميباشد (ساريخاني 1380).
1-5-2-2 انواع جادههاي جنگلي:
جادههاي جنگلي به دو دسته جادههاي اصلي جنگلي و جادههاي فرعي جنگلي تقسيم ميشوند. جادههاي اصلي جنگلي خود به سه دسته تقسيم ميشوند:
_ جاده اصلي جنگلي درجه يك: اين جادهها اتصال حوزههاي آبخيز به جادههاي اصلي و فرعي عامالمنفعه را فراهم ميكند. عرض اين جادهها 5/5 متر ميباشد. اين نوع جاده پر ترافيكترين نوع جادههاي جنگلي است كه ميتواند براحتي تا ميزان 20000 وسيله نقليه در سال را تحمل نمايند و در تمام طول سال قابل عبور و مرور ميباشند. تناژ قابل تحمل بر روي اين جاده 40 تن ميباشد (ساريخاني 1380).
_ جاده درجه دو جنگلي: اين جادهها يك طرفه بوده و داخل سري ايجاد ارتباط نموده گاهي هم سريهاي مختلف را به يكديگر مرتبط مينمايند. عرض اين جادهها 5/4متر ميباشد ميزان حجم ترافيك قابل تحمل اين جادهها بيش از 10000 و كمتر از 20000 در سال ميباشد و در تمام فصول سال مگر در شرايط نامناسب قابل استفاده ميباشد. تناژ قابل تحمل بر روي آن 30 تن ميباشد (ساريخاني 1380).
_ جاده درجه سه جنگلي: اين جادهها به جادههاي شبكهبندي نيز معروف هستند و يكبانده اند. ميزان حجم ترافيك قابل تحمل در اين جاده حدوداً تا 10000 وسيله نقليه در سال ميباشد. در اين جاده در شرايط مناسب در تمام فصول سال باز است و تناژ قابل تحمل بر روي اين جاده 25 تن ميباشد (ساريخاني 1380).
1-5-3- مشخصات گياهشناسي درخت توسكا
توسکاي ييلاقي (Alnus subcordata) يکي از گونههايي است که معمولا بعنوان گونه پيشگام آغاز کننده توالي ثانويه عمده در مناطق باز و اطراف جادهها و روي خاکهاي واريزهاي ميرويد و از طريق تثبيت ازت بتدريج شرايط را براي حضور ساير گونهها در مراحل بعدي توالي فراهم ميسازد (ثابتي، 1373 ؛ زارع و حبشي، 1378؛ حسيني و جليلوند 2007). اين گونه در اثر رقابت نوري بهترين هرس طبيعي را در قياس با ساير گونهها انجام داده و سبب افزايش طول تنه بدون شاخه و قيمت تجاري چوب ميشود (دانشور و همکاران، 1386؛ پارساخو و همکاران، 1387). درخت توسکا، درختي است از تيره توس (Betulaceae) و نيز از درختان سريعالرشد جنگلهاي شمال ميباشد. ديرزيستي اين درخت كمتر از صد سال عمر و رشد حداكثر آنها تا 50 سالگي ادامه مييابد. درختان توسكا اگر بطور منفرد و تك برويند در 20-15 سالگي و در جنگلهاي انبوه از 35 سالگي بارور ميشوند. اين گونه بذر سبک دارد که به سادگي پراکنده شده و امکان زادآوري را افزايش ميدهد. بيشتر زادآوري اين گونه از طريق زادآوري با بذر ميباشد و اين درختان جست و ريشه جوش توليد نميكنند ولي داراي جستهاي ساقه سريعالرشد ميباشند. توسكا در ايران داراي دو گونه است كه در جنگلهاي خزري روييده و هر دو نامهاي محلي واحدي دارند. ارتفاع گونه توسكاي ييلاقي (Alnus subcordata) از چهل متر متجاوز است. اين گونه براي حفظ بومسازگان مناطق مردابي وزهكشي خاك، گونهاي ارزشمند و مهم است. درخت توسكاي ييلاقي نورپسند، طالب خاك مرطوب و تاحدي غني است ولي رطوبت خاك برايش مهمتر است و حتي در زمينهاي ماسهاي كنار دريا نيز ميرويد. قدرت جذب آب زياد است و مثل گونه اكاليپتوس يكي از مصارف عمده آن، كم كردن آب در زمينهاي بسيار مرطوب و پرآب است. توسكا اغلب در كنار رودخانهها، نزديکي ساحل دريا و جادههاي جنگلي بيشتر از داخل تودههاي جنگلي ديده ميشود. اين درخت بومي اروپا و خاورميانه است و در اغلب جنگلهاي شمال ايران در جنگلهاي خزري در نقاط مرطوب و دره ها وجود دارد و از قسمتهاي ساحلي و جلگه تا ارتفاع 2000متر بالا ميرود (ثابتي، 1373).
1-5-4- خاکشناسي جنگل
خاک بعنوان بخش مهمي از اکوسيستم شناخته شده و نقش مهمي در توسعه پوشش گياهي جنگل دارد و منبع مواد غذايي از جمله آب و مواد آلي و معدني براي رشد گياهان ميباشد (اسکون هولتز15 و همکاران، 2000 ؛ معروفي، 1379؛ کارن و همکاران16، 1997). توسعه خاک و پوشش گياهي مستقر بر روي آن فرايندي پيچيده است که روي رشد گياهان تاثير مستقيم ميگذارد (مصدق، 1357). وزن مخصوص خاك در اثر فشردگي افزايش مييابد (جعفري حقيقي، a-b1382؛ كوچ، 1386؛ برايس17، 2001). بهم فشردگي خاك يكي از عوامل موثر در اكثر عملياتهاي جنگل ميباشد كه در نتيجه ساخت جادهها و مسيرهاي چوبكشي، تردد ماشين آلات جنگلي، برخورد مستقيم قطرات باران و انبساط خاك، تردد انسان و دام، وزن لايههاي خاك و درختان و درختچهها، بهرهبرداري بيرويه و.. . بوجود ميآيد و يکي از علل عمده کاهش ارزش خاک جنگلي و از هم پاشيدگي آن در نتيجه عمليات مختلف خاکي در جادههاي جنگلي ميباشد (برايس، 2001). مقاومت درخت در مقابل فشردگي خاک متناسب با خصوصيات همان گونه است و درختان در درجات مختلف فشردگي خاک، واکنشهاي متفاوتي از رويش را بروز ميدهند (واسترلوند18، 1985). واکنش در بعضي موارد باعث تاخير در زادآوري و کاهش رشد درختان ميشود (مرادمند جلالي و بهمني، 1387). آگاهي از ويژگيهاي فيزيکي و مکانيکي خاک و تعيين مشخصات فني آن، براي انجام عمليات جادهسازي و تضمين پايداري آنها ضروري است (مجنونيان و همكاران، 1387).
1-5-5- تعريف اصطلاحات بکار گرفته شده در پژوهش:
حاشيه جاده: فاصله حداکثر يک متري از لبه جاده
توده داخل عرصه: فاصله 5/1 برابري ارتفاع درختان اندازه گيري شده در حاشيه جاده در داخل جنگل که مکان انداره گيري درختان توسکا براي آمارگيري از درختان داخل توده مي باشند.
بالا دست و پايين دست جاده: دو طرف جاده که در اين تحقيق مورد بررسي قرار گرفتند.
سمت رو به جاده درختان: سمتي از درختان که از طرف جاده قابل ديد است.
سمت پشت به جاده درختان: سمتي از درختان که عکس طرف رو به جاده است.
فصل دوم
پيشينه تحقيق
جهت تدوين بهتر و ارايه الگوي مناسب براي تحقيق مذکور، با جستجوهاي کتابخانهاي و شبکههاي مختلف اطلاع رساني، مقالهها، کتابها و دستورالعملهاي متعدد داخلي و خارجي مورد بررسي قرار گرفتند. در اين بخش به برخي از تحقيقات انجام شده (داخل و خارج کشور) که مرتبط ميباشد با بومشناسي جادههاي جنگلي، اشاره ميگردد.
2-1- بررسي پژوهشهاي انجام شده در داخل کشور
حبيبيكاسب (1353)، تاثير بافت خاك بر ميزان رويش گونه راش را در جنگلهاي شمال ايران مورد مطالعه قرار داد. وي با مطالعه 15 رويشگاه راش و تجزيه فيزيكي و شيميايي خاك آنها نشان داد كه مقدار ليمون خاك ميتواند روي رويش قطر و ارتفاع درخت تاثير داشته باشد.
عطارد (1377)، تحقيقي در جنگلهاي شفا رود استان گيلان براي اندازهگيري رويش حجمي در شيبهاي شمالي و جنوبي به انجام رساند. نتايج نشان داد که رويش حجمي جنگل در جبهه جنوبي بيش از جبهه شمالي است. در جبهه جنوبي بيشترين درصد رويش حجمي در هكتار، به ترتيب مربوط به گونه توسكا، زبان گنجشك و ممرز ميباشد. در جبهه شمالي، براي گونه راش، ممرز و توسكا اندازه گيري شد.
ميرزايي (1383) تحقيقي در مورد تاثير جاده بر رويش قطري درختان حاشيه جاده در تودههاي ناهمسال جنگل شصت كلاته انجام داد. مقاطع رويش با استفاده از مته سالسنج از قطر برابر سينه درختان برداشت شد. ميزان رويش شعاعي 15 سال اخير درختان و همچنين رويش سطح مقطع نيز محاسبه شد. نتايج نشان داد كه رويش سطح مقطع درختان در مقطع 5 ساله اول و نيز مقطع 5 ساله دوم بعد از احداث جاده افزايش يافته است.
شاهنظري (1385) تحقيقي در مورد تاثير جاده جنگلي بر رويش درختان حاشيه جاده و مقايسه آن با نزديکترين توده مجاور در منطقه شيليشه گيلان انجام داد. در انجام اين تحقيق قطعه 25×45 متري در 4 رديف ( دو رديف در قسمت بالاي جاده و دو رديف در قسمت پايين جاده) پياده شد. گونههاي حاشيه اکثراً توسکا و ممرز بودند. نتايج اين مطالعه نشان داد توده کنار جاده (بالاي جاده) نسبت به توده داخل عرصه (بالاي جاده) افزايش رويش داشته همچنين توده کنار جاده (پايين جاده) نسبت به توده داخل عرصه ( پايين جاده) 27/20 درصد افزايش رويش داشته است.
حسيني و جليلوند (2007) مطالعهاي در مورد اثرات حاشيه جادههاي جنگلي بر درختان توسکا در دارابکلا مازندران انجام دادند. در اين تحقيق به چگونگي رشد توسکا (cm 15 تا 20 در دو سمت جادهها پرداخته شد. بيست پلات (بالادست و پايين دست حاشيه جاده) 1000متر مربعي در يک کيلومتر از طول جاده انتخاب شده و بيست اصله درخت توسکا متناظر با هم در جاده به عنوان نمونه انتخاب گرديد که قطر برابر سينه در رو برو و پشت به جاده اندازهگيري شد. نتايج آنها نشان داد که اختلاف معنيداري بين رشد در بالادست و پايين دست جاده وجود دارد.
پارساخو و همکاران (1387) تحقيقي درباره تاثير جادههاي جنگلي آسفالته و خاکي بر ميزان موجودي تودههاي حاشيه جاده و مجاور آن در 3 منطقه مازندران انجام دادهاند. در اين مطالعه 20 قطعه نمونه به مساحت هزار متر مربع در امتداد جادههاي جنگلي و توده مجاور پياده شد. نتايج اين تحقيق نشان داد که موجودي در هکتار حاشيه جادههاي جنگلي نکا و امره بيشتر از تودههاي مجاور بود. اما در رويشگاه دارابکلا، موجودي حاشيه جاده و توده مجاور اختلاف معنيداري نداشت. همچنين موجودي حجمي تودههاي جنگلي حاشيه جاده آسفالته نکا بيشتر از موجودي حجمي تودههاي حاشيه جاده خاکي امره و دارابکلا بود.
پارساخو نيز به نقل از ستوکلر19 (1387) با بررسي به اين نتيجه رسيد که زهکشي نامناسب حاشيه جاده ميتواند با افزايش آب زيرزميني سبب تغيير رطوبت خاک شده و موجب مرگ درختان ناسازگار با اين شرايط شود. درخت توسكا به علت مقاومت به رطوبت در اين شرايط حفظ ميشود.
حسيني و همکاران (1387) مطالعهاي در مورد تاثير جهت دامنه بر رويش درختان اطراف جاده در منطقه دارابکلا مازندران انجام دادند. نتايج حاصل از اين بررسي نشان ميدهد که جهت شيب دامنه بر ميزان رويش قطري، رويش ارتفاعي و رويش حجمي درختان تاثيرگذار است. رويش قطري، ارتفاعي و حجمي در دامنه شمالي بيشتر از ساير جهتها و در دامنه غربي کمتر از ساير جهتها بوده است. در دامنه شمالي بيشترين رويش قطري مربوط به گونه افراپلت، در دامنه شرقي گونه آزاد، در دامنه جنوبي و غربي گونه بلوط ميباشد.
پارساخو و همکاران (2009)، با بررسي فعاليتهاي کامبيوم توسکاي ييلاقي در طول جادههاي جنگلي در منطقه هيرکاني با مقايسه 3 منطقه امره، نکا و دارابکلا به اين نتيجه رسيدند که در دارابکلا و نکا فشردگي دواير چوب در سمت جاده بيشتر از سمت رو به جنگل بود. دليل آن هم استحکام آنها در مقابل خطرات طبيعي بود. پهناي دواير ساليانه در توده نزديک بيشتر از دو طرف کناره درختان در طول جاده هاي جنگلي بود. دياگرام سلول هاي کامبيوم در توليد دواير سالانه نشان داد که در ابتداي رشد پهناي رواير بيشتر بود اما در ادامه هرچه سن بيشتر شد، پهناي دواير کاهش يافت. فشردگي خاک و حوادث طبيعي جداي از اثر سن باعث باريك شدن دواير رويش شده و سلول هاي کامبيوم در سمت رو به جاده از فعاليت كمتري برخوردار شدند.

2-1- بررسي پژوهشهاي انجام شده در خارج از کشور
اسميت و واس20 (1980)، در مطالعات خود در مرکز و جنوب شرق بريتيش کلمبيا در کانادا در زمينه رويش درختان حاشيه جادهها در دامنههاي پرشيب، به اين نتيجه رسيدند که عمليات جادهسازي خواص فيزيکي خاک نظير عمق ، تراکم، ظرفيت نفوذپذيري، قابليت نگهداري آب، غلظت مواد مغذي، تهويه هوا، ميکروکليما و. . . را تحت تاثير خود قرار مي دهد و همچنين نتايج نشان داد که حاشيه جاده هاي جنگلي و ترانشههاي خاکي در حاشيه جادهها از نظر مواد غذايي فقيراند، كه در اثر آن رشد قطري و ارتفاعي درختان کاهش مييابد و گاهي اوقات رويش در بالادست و پايين دست جاده بدليل کاهش رقابت و عمق بيشتر خاک افزايش پيدا ميکند.
لامونت و همکاران (b1994)، ميزان حاصلخيزي و رشد گياهان را در طول جادهها در غرب استراليا مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند که رشد درختان و ساير گياهان اطراف جادهها 2 تا 5/2 برابر بيشتر از رشد درختان و گياهاني است که در فاصله 5 متري از جاده قرار دارند.
فيبيچ21 و همکاران (1997) در جنگل ميشيگان، مقايسهاي بين حاشيه (کناره) جاده و داخل جنگل از لحاظ ميزان رويش به انجام رساندند. مقايسه مذکور در حاشيههاي رو به شمال و رو به جنوب انجام شد. فاکتورهايي نظير سن، رويش، شدت نور و شيمي خاک بيشترين تاثير را بر درختان حاشيه جاده داشتند. درختان در جهت شمالي ارتفاع کمتر و سطح مقطع کمتري از درختان در جهت جنوبي داشتند. فسفر خاک در لبه جاده بطور معنيداري کمتر از توده داخل عرصه مشاهده شد. لبه جاده به مرور بر توده تاثير خواهد گذاشت.
گلهوزن22 و همکاران (2000) مطالعهاي در مورد اثرات حاشيه جاده جنگلي بر پوشش گياهي و ميکروکليما انجام دادند. در اين مطالعه به بررسي عوامل زنده شامل پراکندگي بذر در ترکيب گونهها و عوامل غير زنده نظير نور، دما، رطوبت خاک پرداخته شد. اين عوامل در 12 ترانسکت 175 متري در 24 هکتار از جنگل اندازهگيري شدند. نتيجه نشان ميدهد که متغيرهاي مختلف ميکروکليما تاثير حاشيه جاده جنگل را نشان ميدهند. بيشترين تاثير در حاشيههاي جنوبي و غربي مشاهده شد. غناي گونهها با تغيير ميکروکليما، نور و رطوبت خاک ارتباط دارد. برآورد ترکيب جوامع گياهي با شاخصهاي مشابه نشان ميدهد که رقابت در واکنش پوشش گياهي حاشيه تاثير دارد.
برايس (2001)، در بررسي در زمينه پايداري فشردگي خاك و تاثير آن روي رويش زادآوري در کبک شمال غربي كانادا، طي 6 سال برداشت هايي را از جاده جنگلي انجام داد و در نهايت نتايج بيانگر ارتباط معني دار بين مقاومت به نفوذپذيري با الگوهاي ترافيك مي باشد. درحالي كه روابط بين الگوهاي ترافيك و جرم حجمي ظاهري خاک معني داري كمتري را نشان دادند.
مکدونالد و اوربان23 (2004) به بررسي حاشيههاي جنگل و سرعت رويش درختان در کارولينا شمالي پرداختند. در اين بررسي ترانسکتها از حاشيه جنگل به داخل توده درحاشيه جنگل در جهتها و سنين مختلف پياده شدند. در داخل هر ترانسکت، تنههايي با قطر بيش از 10 سانتيمتر و همچنين وضعيت مکاني آنها در حاشيه ثبت شد. در امتداد هر ترانسکت، متغيرهاي محيطي و ادافيکي نظير بافت خاک، مواد مغذي گياه و درصد تاجپوشش اندازهگيري شدند. نتايج نشان داد که در بين چهار گونه غالب منطقه (Acer rubrum، Pinus taeda، Liriodendron tulipifera و Liquidamber styraciflua) گونههاي Pinus taeda و Liliodendron tulipiflua سرعت رشدشان در 5 متر از حاشيه جنگل افزايش معنيداري داشت. در ضمن بين بافت خاک و اثرات حاشيه در سرعت رشد درختان براي Pinus taeda اثرات متقابلي يافت شد.
باويرينگ24 (2006)، جهت بررسي اثرات جاده هاي جنگلي برميزان رشد درختان کاج کنار جاده در منطقه نزديک درياچه ويليام در بريتيش كلمبيا، 5 منطقه را بررسي نمود که به ترتيب از جاده فاصله مي گرفتند. در نهايت نتايج نشان داد که در 5 سال اول استقرار جاده، رشد سطح مقطع درختان منطقه1 ( نزديکترين منطقه به جاده) بطور معني داري بيشتر از منطقه 5 (بيشترين فاصله تا جاده) بوده است. تنه درختان منطقه نزديک به لبه جاده استوانه اي و داراي ارتفاع بيشتري بودند.
روبل و همكاران25 (2008)، با بررسي تنوع فلورستيك و توزيع مكاني هالوفيت ها در حاشيه جاده در غرب لهستان به اين نتايج رسيدند كه بيشتر گونه هاي نمكدوست در زون اطراف حاشيه جاده وجود داشتند و همچنين با بررسي نمونههاي خاك به اين نتيجه رسيدند كه بالاترين ميزان شوري در نمونههايي از خاك وجود داشت، كه از حاشيه جاده گرفته شده بودند.
كريم و ماليك (2008)، در مطالعهاي با بررسي بازرويشي حاشيه جاده توسط گونههاي محلي، چهار ميكروكليماي مشخص را در پارک ملي نووآ (نيوفاوندلند-کانادا) بررسي كردند و در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه تركيب جوامع گياهي حاشيه جاده به شيب، رطوبت خاك، جرم حجمي، عمق مواد آلي و اسيديته بستگي دارد.
اولپوت26 (2009) مطالعهاي را درمورد اثرات تغيير پذير حاشيه بر درختان و اين رفتار را در اندازهگيري پارامترها در پارک دستنخورده يوگاندا انجام داد. وي تراکم گونهها، غناي گونهها، تنوع گونهها و ميزان نفوذ حاشيه و ديگر پارامترها را براي تعيين اثر حاشيه بر گونههاي درختي اندازهگيري کرد. درختان در 104 کيلومتر از حاشيه به داخل جنگل در ترانسکت نمونهبرداري شدند. نتيجه نشان داد که تراکم و غناي گونهها و همچنين اندازهگيري تنوع، نفوذ حاشيه را بيشتر در داخل 300 متر نشان ميدهد گرچه در 1000-900 متر هم اين اثر مشهود است. اندازهگيري فراواني گونههاي درختي و فراواني، واکنش معنيداري از حاشيه را نشان ميدهند در صورتي که آناليز تراکم، واکنش حاشيه را با گونههاي داخل جنگل نشان ميدهد.
2-3- جمع بندي
با توجه به منابع بررسي شده فوق در خصوص تاثير جاده و خاک حاشيه جاده ميتوان به نکات زير اشاره نمود:
1. حاشيه جاده تاثير بر عوامل رويشي و خصوصيات خاک تا حد معنيداري ايجاد ميکند.
2. تغييرات مشخصههاي فيزيکي و مکانيکي خاک تحت تاثير نوع جاده و همينطور داراي تغيييراتي در بالا و پايين جاده مي باشد.
فصل سوم
مواد و روشها
3-1- مواد
3-1-1- منطقه مورد مطالعه
جنگلهاي سري دارابكلا (جنگل آموزشي و پژوهشي دانشكده منابع طبيعي ساري) در حاشيه شمالي رشته كوههاي البرز و در قسمت مركزي آن قرار دارد و در ارتفاعات پايين بند تا ميان بند حوضه آبخيز 74 گسترده ميباشند و در 15 كيلومتري شرق شهرستان ساري، با مساحت 2612 هكتار و در عرض شمالي?23 ?36 تا ?33 ?36 و طول شرقي?20 °52 تا ?31 °52 قرار دارد. حداقل ارتفاع از سطح درياي آزاد 160 متر و حداكثر 710 متر ميباشد. اين جنگلها از شمال به روستا دارابكلا، از جنوب به جنگلهاي بخش 5 نكا- ظالم رود، از شرق به بخش يك نكا چوب و از غرب به سري دو دارابكلا محدود ميباشد كه با احتساب اراضي بدون پوشش محاط در آن و عرصههايي كه بصورت مصنوعي و از طريق جنگلكاري احياء گرديدهاند مجموعاً سطحي حدود 2612 هكتار را در بر ميگيرد. در شکل3-1 موقعيت منطقه مورد مطالعه نشان داده شده است (بي نام، 1383).
شکل 3-1: موقعيت جغرافيايي منطقه مورد مطالعه در استان مازندران و شمال ايران
3-1-2 – عوارض طبيعي وتوپوگرافي
منطقه مورد مطالعه با برخورداري از فيزيوگرافي متنوع داراي انشعابات يال و درهاي متفاوت ميباشد. از يالها و درههاي معروف آن ميتوان به يال قلعه دختر و درههاي دارابكلا اشاره نمود كه داراي شيب نسبتاً متعادلي بوده و اختلاف از سطح دريا آن حداكثر بر 710 متر ميرسد و با توجه به وضعيت دستي و عرصههاي سري كه بيشتر در امتداد شيب شمالي- جنوبي واقع ميباشد انتظار وقوع سيلهاي خروشان و طغياني وجود ندارد و منطقه فاقد آن ميباشد و عوارض و ناهمواريهاي داخل سري آنچنان برجسته و مرتفع نيستند كه بتوانند تشكيل جهات و جبهههاي جغرافيايي شاخص و انحصاري را بدهند بدين سان اصولاً در داخل سري فرماسيون گياهي موجود از يكنواختي و همگني و نظمي خاص پيروي نموده و رويشگاه از مورفولوژي و فيزيوگرافي مشابه برخوردار ميباشند (بي نام، 1383).
3-1-3- زمين شناسي
اين منطقه به استثناي محدوده كمي در بخش شمالي كه از رسوبات پلوسن تشکيل يافته بطور وسيعي از رسوبات ميوسن پوشيده شده است و در برنامهريزيها بايستي عمدتاً در ارتباط با عملكرد اين سازند صورت پذيرد (بي نام، 1383).
3-1-4- وضعيت توزيع سنگ بستر و خاکشناسي منطقه
منطقه مورد مطالعه بعلت وجود سنگهاي مادر آهكي و مارني همراه با ماسهسنگ آهكي تنها به دو زير واحد اراضي كوهها با شماره 1.1 شامل يك زير واحد اراضي با شماره 1.1.2 و واحد اراضي تپهاي شامل 3 زير واحد به شمارههاي 2.1.2 و 2.1.3 و 2.1.4 با خصوصيات فيزيكي و شيميايي كاملا متفاوت تقسيم ميگردد. عمق خاك غالباً عميق تا نيمه عميق همراه با سنگهاي ريز و درشت مادري تنها در زير واحد اراضي 1.1.2 داراي خاكي كمعمق بوده بنابراين بافت خاك غالبا كمي سنگين رسي لومي تا سنگين رسي نفوذپذيري آب در خاك متوسط تا ضعيف و ريشهدواني غالباً متوسط تا ضعيف علت وجود لايه سنگين رس در عمق زيرين و در بعضي نقاط خاك كمعمق وجود سنگهاي درشت و ريز مادري ميباشد بنابراين بادافتادگي درختان جنگلي در غالب مناطق مشاهده ميگردد. pHخاك قاعدتاً بعلت منشا تشكيل خاك (سنگهاي آهكي و مارني) بايد قليايي بوده ولي در غالب سطح سري عمل آبشويي آهك انتقال آنها به طبقات زيرين خنثي تا اسيدي ضعيف و در عمق زيرين قليايي كه اين وضعيت در زير واحد اراضي 2.1.3 و 2.1.4 اسيدي تاخنثي ميباشد.
بطور كلي با تلفيق برداشتهاي صحرايي و نتايج آزمايشگاهي نمونههاي برداشت شده از پروفيلها 4 تيپ متمايز و تفكيك شده شامل خاكهاي تكامل نيافته راندزين تا راندزين شسته شده، قهوهاي جنگلي با pH قليايي، قهوهاي شسته شده با افق كلسيك و قهوهاي شسته شده با پسدوگلي ميباشند (بي نام، 1383).
3-1-5- شرايط اقليمي منطقه
بررسي آمار 20 ساله ايستگاه هواشناسي مهدشت كه در ارتفاع 118 متري از سطح دريا در فاصله 20 كيلومتري از غرب محدوده طرح ، نشان ميدهد كه متوسط درجه حرارت در گرمترين ماه سال مربوط به مرداد ماه با درجه حرارت 1/26 درجه سانتيگراد و متوسط سردترين ماه سال مربوط به بهمن ماه حدود 5/7 درجه سانتيگراد ميباشد. متوسط حداكثر باران ماهانه مربوط به آبان ماه به ميزان 8/119 ميليمتر و متوسط حداقل بارندگي مربوط به تيرماه به ميزان حدود 1/36 ميليمتر ميباشد. متوسط درجه حرارت 7/16 درجه سانتيگراد و همچنين متوسط باران ساليانه حدود 8/983 ميليمتر ميباشد (بي نام، 1383).
3-1-6- وضعيت دسترسي به منطقه
مناسبترين راه دسترسي به منطقه طرح از طريق شبكه جادهاي كه از 15 كيلومتري جاده سراسري ساري-نكا انشعاب گرفته و پس از عبور از آبادي بزرگ دارابكلا بصورت دوشاخه مجزا، حاشيه غربي و شرقي طرح را پوشش ميدهد كه اين دو شاخه اصلي راههاي ارتباطي روستاهاي بالادست طرح نيز محسوب ميگردد. انشعابات مختلف از دو شاخه مزبور به سمت مركز و قسمتهاي مياني طرح پوشش بسيار مناسبي را جهت دسترسي به طرح ايجاد نموده به نحويكه كليه اهداف مديريت جنگلداري و جنگلكاري و حفاظت و بهرهبرداري آن نيز تامين خواهد شد. در مجموع در داخل طرح 24 كيلومتر جاده وجود دارد كه عمدتاً از نوع جادههاي درجه يك روستايي و درجه يك جنگلي بوده و انشعابات داخلي آن عمدتاً از نوع درجه 2 جنگلي ميباشد. تراكم جاده در هر هكتار 9 متر محاسبه شده است (شکل3-4) (بي نام، 1383).
شکل 3-2: نقشه وضعيت دسترسي به منطقه مورد مطالعه
3-2- روش انجام پژوهش
با توجه به اهداف مطالعه و نيز با توجه به جادههاي مورد نظر در منطقه و ساير عوامل از قبيل ارتفاع از سطح دريا، شيب ، جهت، حضور گونه توسكا، توپوگرافي پروژه مورد نظر در چند مرحله زير اجرا شد:
1. براي در نظر گرفتن اين عوامل اولين قدم جمع آوري اطلاعات و نقشههاي مورد استفاده از جمله نقشه توپوگرافي و جاده و تيپولوژي و مشخص كردن اين جادهها در منطقه است.
2. جنگلگردشي و تعيين منطقه در عرصه،
3. انداختن پلاتها در روي زمين،
4. آماربرداري از درختان و جمع آوري نمونههاي خاک از پروفيلهاي خاک
5. آناليز دادهها با نرم افزار SAS
6. تجزيه و تحليل دادهها و مقايسه با نتايج مطالعات مشابه
لازم به ذکز است که منظور از جاده درجه يک جادههايي به عرض 5/5 متر ميباشد. و منظور از جاده درجه دو جادههايي با عرض 5/4 متر ميباشد.
3-2-1- نحوه استقرار و پياده کردن قطعههاي نمونه در كنار جاده
براي اين بررسي ابتدا قطعات نمونه در عرصه مورد نظر برداشت شد. کل جنگل دارابکلا 2612 هكتار ميباشد که بعد از جنگلگردشي جادههاي مورد نظر درجه يک و دو براي اين تحقيق مشخص و روي نقشه معين شد. تمامي جادههاي انتخاب شده در جهت شمالي- جنوبي واقع بودند و همگي در ارتفاع 400-600 متري از سطح دريا واقع بودند. هر كدام از اين جادهها با طول 150 مترو در سه تكرار در نظرگرفته شد. هر 150 متر به سه قطعه تقسيم گرديد (قطعات 50 متر) که هرکدام از اين قطعات به منزله يک پلات ميباشند. پلاتهاي نمونه طراحي شد که به صورت نوارهايي به ابعاد 10×50 متر بود. درختان در يك حدود سني بودند و منطقه طوري انتخاب شد كه عواملي از قبيل ارتفاع از سطح دريا، شيب و سن درختان در يك محدوده باشند (شکل 3-5).
3-2-3- روش آماربرداري درختان توسكا
در هر پلات يك نمونه درخت توسكا به طور تصادفي و در دو رديف منظم در بالادست و پايين دست جاده انتخاب شد. در راستاي اين درختان در محدوده حاشيه جاده نيز دو درخت توسكا را در نظر گرفته و پارامترهاي فوق روي آنها نيز اندازهگيري خواهند شد. مشخصههاي نظير قطر، ارتفاع، محل شروع شاخهدواني، تقارن تاج و دواير ساليانه در دو طرف رو و پشت جاده (براي درختان توسکاي حاشيه جاده) اندازهگيري خواهند شد (زبيري، 1381). هرچند تعيين روند رويش قطري سالانه عملا غير ممکن است (مروي مهاجر، 1384)، رويش با مته سالسنج اندازهگيري شد.
قطر برابر سينه با نوار قطر سنج در ارتفاع 5/1 متري برداشت شد. براي ارتفاع درختان از شيب سنج سونتو استفاده شد. بدين ترتيب به شيب نوک و بن درختان خوانده شد. بعد از تصحيح شيب ارتفاع درخت به متر بدست آمد. محل شروع شاخه دواني به روش ارتفاع درخت بدست آمد، با اين تفاوت که شيب نوک در محل شروع اولين شاخه خوانده شد. تقارن تاج(شکل ظاهري فرم تاج) و شادابي درختان(براساس سلامت تنه و انبوهي سرشاخه و برگهاي درخت) برآورد شد.
براي روئيت دواير ساليانه روي نمونههاي رويشي تهيه شده، ابتدا نمونهها در داخل شيارهايي از قبل تعبيه شده بر روي قطعاتي از جنس چوب قرار گرفته و محکم شدند سپس



قیمت: تومان


پاسخ دهید