وزارت علوم تحقيقات و فناوري
موضوع پروژه :
بررسي و مقايسه فاكتورهاي مؤثر بر استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات توسط دانشجويان دختر و پسر دانشگاه پيام نور گيلان غرب سال 89-88
استاد راهنما :
جناب آقاي صابر شريفي
چکيده :
امروزه نقش اينترنت در زندگي اجتماعي و در عرصه هاي علمي و فني امكان ناپذير است و در برنامه ريزي توسعه ، اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصاي ، جايگاه ويژه اي به فن آوري اطلاعات داده است . اينترنت موجب كاهش فاصله طبقاتي شده است.و در فضاي مجازي پايگاه اجتماعي جديدي به كاربران اعطا مي كند ، و حتي تفاوت هاي جنسيتي را نيز كاهش مي دهد .پژوهش حاضر با هدف بررسي و مقايسه فاکتورهاي مؤثر بر استفاده از فناوري اطلاعات وارتباطات توسط دانشجويان دختر و پسر دانشگاه پيام نور گيلان غرب سال تحصيلي 89-88 با حجم نمونه 100 نفر از کل جامعه آماري مي باشد که به روش توصيفي به اجرا در آ”ده است پس از انجام تحقيقات و اجراي پرسشنامه محقق ساخته به تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار spss پرداختيم که بعد از آزمون فرضيات با روش خي دو بهاين نتيجه رسيديم که فرضيات زير در رابطه با استفاده از ICT معنادار شده اند .
1- بين اشناي دانشجويان با رايانه و اينترنت و استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات 2- بين نيازهاي مطالعاتي دانشجويان و ميزان استفاده از فناوري اطلاعات 3- بين جنسيت دانشجويان و ميزان استفاده از ICT 4- بين امکانات موجود ICT و ميزان استفاده از آن 5- بين سوادICT و ميزان استفاده از آن 6- بين انتظارات اساتيد و استفاده از ICT
فصل اول :
کليات تحقيق
مقدمه:
“بسياري از متخصصان و صاحب‌نظران حوزه‌هاي علوم مختلف اينترنت را شبكه‌ي جهاني شبكه‌ها تعريف كرده‌اند. شبكه‌ي كه امكان ارتباط با يك‎ديگر و دسترسي به منابع اطلاعاتي را در سطح جهاني فراهم مي‌كند. پژوهش‎گران و نويسندگان زيادي معتقد به تاثير بالقوه و واقعي شبكه‌هاي الكترونيكي بر جنبه‌هاي مختلف رفتار و كردار انسان عصر حاضر مي‌‎باشند (آصفي‎‌زاده، 1385، 15).
در سال‌هاي اخير با رشد تصاعدي اينترنت، فرصتي كم‌نظير براي محققان و پژوهش‌گران براي جمع‌آوري سريع و گسترده اطلاعات در‌ زمينه‌هاي‌‌ گوناگون فراهم آمده است. هم اكنون اين وسيله‌ي ارتباطي، به‌‌خاطر افزايش استفاده و دسترسي تعداد زيادي از كاربران بالقوه در امر پژوهش امكانات و تسهيلات خاصي براي محققان و پژوهش‎گران فراهم كرده است. بنابراين به‌نظر مي‌رسد هرچه تعداد بيش‌تري از اعضاي هيئت‌ علمي و پژوهش‌گران به اينترنت دسترسي داشته باشند، اهميت آن در راستاي اجراي امر تحقيق و پژوهش افزايش مي‌يابد. در صورت استفاده صحيح و مقتضي، اينترنت تامين‌كننده‌ي يك مكانيسم سريع، مقرون به‌صرفه و كارا براي جمع‌آوري اطلاعات است.
شبكه‌ي اينترنت را مي‌توان يكي از مهم‌ترين منبع و ابزار براي انجام فعاليت‌هاي پژوهشي و علمي به‌شمار آورد، در واقع در شرايط كنوني پژوهش‌گران هر حوزه مي‌بايست به‌خوبي از شبكه‌‌ي اينترنت در حوزه‌ تخصصي خود، از دامنه و كاربرد آن‌ آگاهي داشته باشند. عدم آشنايي و استفاده از شبكه‌ي اينترنت به معناي ناديده‌ گرفتن پيشينه‌ي پژوهشي و احتمالاً دوباره‌كاري در فرايند پژوهش است. اهميت اين موضوع به ‌اندا‌زه‌ي است كه برخي پايگاه‌هاي اطلاعاتي كاربردي و مهم نظير مدلين، چكيده پايان‌نامه‌هاي دانشگاهي، پروانه‌ي ثبت اختراع آمريكا و اروپا، پايگاه اطلاعاتي اريک و غيره هم ‎اكنون از طريق شبكه جهاني وب قابل دسترس مي‌باشند.به نظر مي‎رسد هدف اصلي دسترسي رايگان چنين پايگاه‌هاي اطلاعاتي از سوي عرضه‌كنندگان و توليدكنندگان آن، كمك به ارتقا سطح تحقيقات و نيز جلوگيري از دوباره‌كاري در فرايند فعاليت‌هاي علمي و پژوهشي در سراسر جهان مي‎باشد (پژوهشنامه اطلاع‌رساني، 1380، 10).
امروزه‌ شبكه‌ي جهاني وب، يكي از مهم‌ترين محمل‌هاي اطلاعاتي براي دسترسي به پايگاه‌هاي اطلاعاتي رايگان و غير رايگان به‌شمار مي‌آيد. تقريباً كليه ناشران برجسته پايگاه اطلاعاتي نظيرسيلور ، پلاترو بوکر كه در گذشته محصولات خود را بر روي ديسك فشرده عرضه مي‌كردند، هم‌اينك محيط وب را به‌منزله‎‌ي بهترين بستر براي ارائه‌ي پايگاه هاي اطلاعاتي خود مورد توجه قرار داده‌اند (همان منبع، 2).

بيان مسئله:
تحولات بزرگي در هزاره‌ي سوم در دستيابي به‌ دانش و اطلاعات فراهم آمده است، سهولت ارتباط، دسترسي گسترده و نسبتاً ارزان و همگاني شدن استفاده از اطلاعات، منجر به‌تغييرات اساسي در انديشه‌ها و عملكردها شده است. اين تحولات، تاثير عميقي در آموزش عالي بر دانشگاه‌ها، موسسه‌ها و مراكز علمي و فرهنگي و بر تمامي اجزاي آن چون اعضاي هيئت علمي، پژوهش‌گران، دانشجويان و نيز روش‌هاي يادگيري، آموزش، پژوهش، كتابخانه‌ها و منابع اطلاعاتي گذاشته است. تكنولوژي، ارتباطات را ساد‌ه‌تر و گسترده‌تر ساخته است. و “اينترت به‌منزله‌ي يكي از بزرگ‌ترين شبكه‌ها، ارتباط بين دانشمندان و محققين را بدون توجه به‌ بعد زمان و مكان فراهم كرده است” (گرالا، 1996، 139).
برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي ( اي تي / آي اس اس پي ) عامل اساسي در انجام فناوري اطلاعات در يک سازمان براي افزايش مزيت رقابتي است طبق مطالعات انجام شده روي مباحث مديريت سيستم هاي اطلاعاتي ، برنامه ريزي استراتژيک سيستم هاي اطلاعاتي يکي از ده موضوع اصلي است که مديران شرکت ها و متخصصان سيستمهاي اطلاعاتي با آن مواجهند فرايند ( اي تي / اي اس اس پي ) شمال افقهاي برنامه ريزي بلند مدت براي رسمايه ها ، خدمات انساني ، تخصص انجام شده نشان دادند که ( اي تي / اي اس اس پي ) ناقص ممکن است منجر به شکست پيش بيني هاي انجام شده براي سرمايه گذاري هاي در سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات شود که نهايتاً منجر به ايجاد سيستم هاي اطلاعاتي غير منعطف ، تکراري و ناقص مي شود برنامه ريزي استراتژيک سيستم هاي اطلاعاتي يک وظيفه مديريتي بسيار مهم است که باعث مي شود تا سازمان بطور اثر بخشتر و مناسب تر از فناوري اطلاعات استفاده کند . ( لدرو ستي ، 1996 : 160 )
در گذشته تصور اينترنت و ايميل ممکن است ميزان روابط واقعي انسانها را تقليل دهد . سرعت انتشار اينترنت از راديو ، 4 برابر سريعتر از كامپيوترهاي شخصي ، 2برابر سريعتر از تلويزيون بوده است تحقيقات دلالت داردكه 149 ميليون نفر در سراسر دنيا به شبكه اينترنت مرتبط هستند كه به ميزان 12 درصد در سال در حال افزايش است . در ايران 35 درصد استفاده كنندگان از اينترنت را نوجوانان تشكيل مي دهند و ميانگين صرف شده براي اينترنت 52 دقيقه بوده است ، اما آيا اين فن آوري زندگي كودكان و نوجوانان را بهبود مي بخشد ؟ ( سگارز ، گروور، 1998 : 75 )
دو عامل باعث مي شوند كه كودكان و نوجوانان تسلط بيشتري بر دنياي فن آوري و ديجيتال داشته باشند : اول اينكه در اين دوره يادگيري كامپيوتر به مسئله اي ضروري بدل شده است و بدون داشتن تسلط كافي بر كامپيوتر ، اينترنت كار و زندگي امكان پذير نيست . دوم اينكه كودكان و نوجوانان نسبت به افراد ميانسال از اشتياق و جرأات بيشتري براي كنجكاوي در كامپيوتر و اينترنت برخورداند و راحت تر با پندارها و باورها كنار مي آيند . هنوز بسياري از خانواده هاي كه امكان دسترسي به اينترنت را براي فرزندان خود فراهم كرده اند ، تصور صحيحي از خطرات اين موضوع ندارند علت اين امر ناآگاهي خانواده از تهديدات بالقوه اينترنت است تهديدي كه از طرف وب متوجه وضعيت فرهنگي خانواده هاست كه بسياري از كاربران را اسير خود مي سازد جذابيت هاي خاص اينترنت باعث مي شود تا نوجوانان مجذوب آن شده ساعت ها وقت خود را پاي كامپيوتر بگذارند اين مسئله باعث مي شود تا نوجوانان از ديگر فعاليت هاي اجتماعي باز بمانند . سايت هاي غير اخلاقي امروزه به يك معضل جدي در اينترنت بدل شده است اين سايت ها با ارائه مطالب و تصاوير غير اخلاقي و مستهجن سلامت رواني جوامع را در خطر قرار داده است . ( ژان استوترل ، 1998، 41 )
كامپيوتر و اينترنت ادعاي ساده كردن ، آسان كردن ، و در نتيجه ارضاء كننده تر كردن زندگي ما را دارند . به طور فيزيكي و رواني در طول قرن ها به بسياري از رفتار ها و اصول پايبند و وابسته شده اند ، اين الگو گريز ناپذيرمنعكس كننده يك مزيت علي است بلكه از يك الگو هدايت شده و براي استفاده تشكيل شده است كه دائماً در حال گسترش است به طوري كه زندگي ما به خصوص كودكان و نوجوانان اثر منفي مي گذارد حالات ارتباطي تلاشي براي ايجاد رابطه موجودات انساني ديگر هستند هر نوع ارتباطي از جمله اينترنت شامل ايجاد يك تجربه شبه واقعي در روابط بين شخصي است در هر حال سوال اينجاست كه روابط مجازي از طريق اينترنت چگونه مشابه و بهتر از روابط واقعي هستند ؟
آيا اين يك رفتار صحيح روان شناختي و اجتماعي است كه با شخص به گپ اينترنتي نمود ؟ دارندگان اينترنت خانگي اغلب فشارهاي استرس درمان را پس از استفاده كردن از كامپيوتر تجربه مي نمايند كاربران با تجربه ممكن است بهتر از عهده تكنيك ها بر آيند ، اما استفاده از اينترنت مشكلاتي را بوجود مي آورد چرا كه برنامه ها اغلب بنحوي تاثير گذارده در زمان زيادي براي بر طرف نمودن خطاهاي كامپيوتري مورد نياز مي باشند اينترنت افراد را بيشتر به يكديگر نزديك مي سازد خواه اينكه دريافت كننده اين را بخواهد يا نخواهد . ( اينترنت 1 )
اهميت و ضرورت پژوهش:
اينترنت به‌عنوان فضايي جديد براي بسط فعاليت‌هاي تجاري، نقل و انتقالات مالي، بازاريابي و ابزاري براي جستجوي مصرف کنندگان مورد توجه واقع شد. هيچکس تصور نمي‌کرد که روزي جنبه اجتماعي آن به‌صورت کاربرد اصلي اينترنت درآيد. قوه محرکه اين امر، نيازي عميق و برآمده از جامعه براي پيدا کردن يا ايجاد جمعي همدل و همنوا است که اهداف و آرمان‌ها و انگيزه‌ها و عواطف مشترک يا شبيه به هم داشته باشند. اين چنين گروهي را در اصطلاح علوم اجتماعي “اجتماع” مي‌خوانند. در فضاي اينترنت گروه‌هايي اين چنيني را “اجتماعات آنلاين” مي‌نامند. اما طنز جالب اين است که بر اساس فرض‌هاي اوليه درباره‌ي اثرات اجتماعي اينترنت، اين ابزار باعث محدود کردن بيشتر افراد به روابط غير شخصي و گريز آنها از ارتباط رودررو مي‌شود. برذاساس اين فرض اينترنت نابود کننده‌ي اجتماعات است اما، شواهد زيادي براي رد اين فرض وجود دارد. مثلاً ثابت شده که اين فرض درباره‌ي اکثريت وسيعي از کاربران اينترنتي در ايالات متحده نادرست است.( افتخار زاده ، 1380 : 358 )
امروزه نقش اينترنت در زندگي اجتماعي و در عرصه هاي علمي و فني اجتناب ناپذير است و در برنامه ريزي توسعه ، اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصاي ، جايگاه ويژه اي به فن آوري اطلاعات داده است . اينترنت موجب كاهش فاصله طبقاتي شده است.و در فضاي مجازي پايگاه اجتماعي جديدي به كاربران اعطا مي كند ، و حتي تفاوت هاي جنسيتي را نيز كاهش مي دهد . افزايش توانايي اعمال قدرت ، همگن سازي ، سليقه ها نزديكي خواستها و انتقادات افراد افزايش مشاركت اجتماعي ، گذراندن اوقات فراغت و ورود به مفاهيم جديد زندگي روزمره امكان برقراري ارتباط ، اطلاع از اخبارو رويدادهاي جهان تبادل فرهنگي دستيابي به اطلاعات ، افزايش ميزان آ گاهي عمومي و غيره و…. مزاياي عمده كاركردهاي قابل توجه گسترش استفاده از ارتباطات اينترنتي به كا ميرود ، آثار اجتماعي و رواني مانند اعتياد به مواد مخدر ، اكس ، سيگار ، اعتياد به اينترنت در بين كودكان و نوجوانان نيز با علائمي چون افزايش نوسانات اخلاقي ، سخن نگفتن باديگران ، قطع روابط اجتماعي ، كم خوابي ، نگراني و استرس در كنار ضعف بينايي همراه است كودكان و نوجوانان كه به اينترنت وابستگي دارند در حقيقت به آن معتاد هستند ، براي ارضاي خود ساعت هاي متوالي بدون وقفه روي خط باقي مي مانند و هر زماني كه امكان دسترسي به اينترنت را نداشته باشند دچار فكر كردن و خيال پردازي مي كنند . وقتي كه يك نوجوان در محيط خانواده معتاد به استفاده از اينترنت باشد فرصت فرد هر روز بيشتر از گذشته از نظر عاطفي و رواني با ساير افاد خانواده فاصله بگيرد و به تنهايي خود و استفاده از تضعيف كرده يا آن را از دست بدهد . وقتي دو فرد مجازي در يك فضاي مجازي كنار هم قرار مي گيرند بدون اينكه از شرايط اجتماعي ، فرهنگي ، مذهبي ، خانوادگي ، فردي ، هم باخبر باشند.ميتوانند شكاف هاي بين خود را به سادگي كاهش دهند در اين زمينه به طور نسبي ، فقير و غني ، دختر و پسر ، جوان و ميانسال مي توانند دو دوست مجازي هم در اينترنت باشند و با يكديگر ارتباط برقرار كنند . اگر گناهي نبود به طور حتم چنين دوستيها و روابطي ايجاد نمي شد.
معمولاً دختر ها بيشتر از پسرها تجربيات ناخوشايند از اينترنت دارند ، با بيشتر آنها در معرض قرار گرفتن تصاوير مستهجن و تحريك كننده احساسات جنسي را به عنوان يك مسئله آزار دهنده نام مي برند . دختران بزرگتر اغلب بيشتر از دخترهاي جوان تر و پسرها تهديد مي شوند ، توضيح اين موضوع مي تواند اين حقيقت باشد كه دختران بيشتر پسرها و دخترها از طريق اينترنت برقرار مي كنند ، توضيح ديگر اينكه دختران اغلب بيشتر از پسرها ترس را تجربه مي كنند .( اينترنت2 )
تغييرات در جامعه باعث ايجاد نيازهاي جديد در افراد ميشود و آموزش در زمره اين نيازها به شمار مي رود و فناوريهاي اطلاعات نقش حياتي و مهمي در اين زمينه ايفا مي‌كنند. در صورتيكه به سواد رايانه‌اي عموم افراد توجه نشود فن‌آوري اطلاعات به هيچ‌وجه توسعه نخواهد يافت.
رايانه‌ها بعنوان ابزارهاي مناسب، موجب آماده كردن دانشجويان براي پذيرش تغيير و تحول فناوريهاي آموزش و وسيله‌اي بالقوه براي خودآموزي و خودرهبري دانشجويان موجب افزايش بازدهي آموزش و تقويت عملكرد دانشجويان در دانشگاه مي‌گردند (كوبال، 1993: 59)
با توجه به تجارب آموزش فناوري در كشورهاي پيشرفته و سابقه تحقيقها و بررسيهاي انجام شده در دنيا از يكسو، و از سوي ديگر با توجه به لزوم بازنگري مفهوم نوين آموزش متناسب با نيازهاي جديد اساتيد و دانشجويان انجام اين تحقيق، به منظور تعيين سرفصلهاي نوين آموزش استفاده از رايانه بعنوان يكي از متداولترين ابزارهاي فناوري اطلاعات ضروري مي‌باشد.( همان منبع ، 59 )
اهداف پژوهش :
هدف اصلي : بررسي و مقايسه فاكتورهاي مؤثر بر استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات توسط دانشجويان دختر و پسر دانشگاه پيام نور گيلان غرب
اهداف جزئي :
1- تعيين نقش و تاثير فناوري اطلاعات در فعاليت هاي دانشجويان
2- تعيين و مقايسه فاكتورهاي مؤثر بر استفاده از فناوري اطلاعات توسط دانشجويان دختر و پسر
“سوالهاي تحقيق”
سوالهاي پژوهش عبارتند از :
1- ميزان آشنايي دانشجويان با رايانه و اينترنت چقدر است؟
2- گسترش فن‌آوري اطلاعات بويژه رايانه و اينترنت چه تاثيري بر نيازهاي مطالعاتي دانشجويان دارد؟
3- ميزان استفاده از ICT در دانشجويان دخترو پسر چقدر است ؟
4- آيا بين امکانات موجود ICT و ميزان استفاده از ICT رابطه وجود دارد ؟
5- آيا بين سواد ICT وميزان استفاده از ICT رابطه وجود دارد ؟
6- ايا بين انتظارات اساتيد و استفاده از ICT توسط دانشجويان رابطه وجود دارد ؟
فرضيات تحقيق :
1- بين آشنايي دانشجويان با رايانه و اينترنت و ميزان استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات رابطه وجود دارد .
2- بين نيازهاي مطالعاتي دانشجويان و ميزان استفاده از فناوري اطلاعات رابطه وجود دارد .
3- بين جنسيت دانشجويان و ميزان استفاده از ICTرابطه وجود دارد .
4- بين امکانات موجود ICT و ميزان استفاده از ICTرابطه وجود دارد .
5- بين سواد ICT و ميزان استفاده از ICT رابطه وجود دارد .
6- بين انتظارات اساتيد و استفاده از ICTرابطه وجود دارد .
تعريف عملياتي متغيرها :
متغير مستقل : امکانات ، انتظارات اساتيد ، سواد ICT ، نيازهاي مطالعاتي ، جنسيت
متغيروابسته : ميزان استفاده از ICT
امکانات : وسايل و تجهيزاتي مرتبط با فناوري اطلاعات از قبيل کامپيوتر و غيره که در دسترس دانشجويان دختر و پسر قرار دارد و توسط پرسشنامه محقق ساخته بدست مي آيد .
انتظارات اساتيد : منظور توقعاتي است که اساتيد از دانشجويان براي استفاده از ICT دارند که توسط پرسشنامه محقق ساخته بدست مي ايد .
ميزان استفاده ICT : منظور اين است که دانشجويان چه مدت ، چگونه و به چه ميزاني يعني چند ساعت در روز از ICT استفاده مي کنند که توسط پرسشنامه محقق ساخته بدست مي آيد.
نيازهاي مطالعاتي : منظور از نيازهاي مطالعاتي اين است که دانشجويان در مطالعاتشان نياز به استفاده از ICT پيدا مي کنند يا نه که توسط پرسشنامه محقق ساخته بدست مي آيد .
جنسيت : منظور دختر يا پسر بودن دانشجويان مي باشد که توسط پرسشنامه محقق ساخته بدست مي ايد .
فصل دوم :
مباني نظري پژوهش
مقدمه
فناوري (تكنولوژي) چيست؟
يراي فناوري مفاهيم و معاني زيادي وجود دارد ولي بطور خلاصه به چند مورد از آنها اشاره مي كنيم.
1- فناوري عبارت است از كاربرد غلوم در صنايع با استفاده از رويه ها و مطالعات منظم و جهت دار.
2- تكنولوژي از دولغت يوناني تي چن (مهارت) وليگا (علم) به معني علم و دانش تشكيل شده است.
اطلاعات چيست؟
مطابق تعريف واژه نامه اي-ال-اي اطلاعت عبارت است از تمام ايده ها، واقعيت ها، كارهاي خلاقانه ذهني كه به صورت رسمي يا غير رسمي و به هر حالتي ثبت،منتشر ،و يا توزيع گرديده، كه ممكن است به صورت مستند يا غير مستند باشند.
در فرهنگ انفورماتيك، اطلاعات به هر مجموعه از عناصر ديجيتال حروفي يا نمادي كه داراي مفهوم آشكار و مشخصي باشد و بتواند در معرض پردازش اتوماتيك قرار گيرد :
فناوري اطلاعات شاخه اي از فناوري است كه با استفاده از سخت افزار ، نرم افزار و شبكه افزار مطالعه و كاربرده داده و پردازش آنها را در زمينه ذخيره سازي، دستكاري،انتقال، مديريت و كنترل داده هاي خودكار امكان پذير مي سازد. ( ابراهيمي ، 1387 ، 47 )
فناوري اطلاعات و ارتباطات شامل سه مولفه است : 1- فناوري 2- اطلاعات 3- ارتباطات
فناوري و اطلاعات را تعريف كرديم ولي ارتباطات چيست؟
ارتباطات فرايندي است كه ارگانيسم ها را به هم پيوند مي دهد. اين ارگانيسم ممكن از روزنامه و مشتريان آن، يا كشور و خدمات پستي و سيستم تلفن آن اشاره داشته باشد.
دو واژه فناوري اطلاعات و فناوري اطلاعات و ارتباطات از يك مفهوم تشكيل شده اند و معمولا بجايي يكديگر استفاده مي شوند اگر چه در منابع اطلاعات كشور آمريكا معمولا از فناوري اطلاعات و در منابع اروپايي از فناوري اطلاعات و ارتباطات استفاده ميشود.
امروزه بهره گيري از فناوري اطلاعات ، تشكيل جوامع نويني را نويد ميدهد كه از آن به نام جامعه اطلاعاتي ياد مي كنند.جامعه اطلاعاتي بشر را به عصر جديدي وارد كرده است كه درآن ابعاد مكاني و زماني كم رنگ و تعاملات انساني پيش از پيش تقويت مي شود فناوري اطلاعات به عنوان محور چنين جامعه اي در مقايسه با فناوري مولد جوامع صنعتي است از ويژگي هاي خاصي برخوردار است( همان منبع ، 48 )
عوامل موثر بر توسعه فناوري اطلاعات
در رشد و توسعه فناوري اطلاعات عواملي مختلفي دخيل بوده اند كه عبارت انداز:
1- رشد فناوري ريزپردازندها و كوچك شدن ابعاد آنها//
بعد از ساخت نخستين كامپيوتر كه به اندازه يك فروشگاه بود، شايد كمتر كسي تصور مي كرد كه شرايط علمي و صنعتي توليد آن،باعث مي گردد كه روي ميز هر منزلي يك كامپيوتر يافت شود در سال 1972 ريزپردازنده 8008 كه حدود 100 ترانزيستور در آن بكار رفته بود تحولي در كنترل به وجود آورد كه و به تدريج ريز پردازنده هاي جديد پا به عرصه وجود گذاشته اند بطوري كه با وردود كامپيوتر هاي نسل پنتيوم در سال 1989 كه از ريز پردازنده، 8048 در آن استفاده شده بود پيش از 100000 هزار ترانزيستور در آن استفاده شده بود و به ترتيب در كامپيوتر پنتيوم 2 و پنتيوم 3 اين تعداد به حدود 10000000 و بيشتر از 10000000 ميليون ريز پردازنده رسيد .
2- كاهش بهاي كامپيوترها : نيز از مهمترين عوامل رشد فناوري اطلاعات است اگر چنين كاهشي در قيمت آن اتفاق نمي افتاد كاربردهاي اجتماعي مبتني بر شبكه رشد نمي كرد و استفاده از اين فناوري بسيار تاثير گذار، و محدود به سازمانها و شركت هاي ثروتمند مي بود.
3- گسترش استفاده از كامپيوتر : به طوري كه تعدا د كامپيوتر هاي شخصي به ازاي هر 100 نفر در ايتاليا 57 دستگاه و در نروژ 112 دستگاه مي باشد .
4- توسعه هاي شبكه هاي ارتباطي :
بسياري از كاربرهاي كامپيوتر مانند خريد الكترونيكي و مبادله اطلاعات منوط به توسعه سيستم هاي ارتباطي بين انها است به طور مثال مي توان گفت كه تعداد مشتركان تلفن ثابت در سال 1995 حدود 650 ميليون نفر بوده. و تعدادمشتركان تلفن همراه در همين سال به كمتر از 100 ميليون نفر مي رسيد. اما اين تعداد در سال 2005 ميلادي به 1200 ميليون نفر در تلفن ثابت و 1800 ميليون نفر در تلفن همراه رسيد .
5- سرعت رشد اينترنت :
رشد فناوري ارتباطي بدون ارتباط كامپيوتر به يكديگر و ايجاد شبكه اي بزرگ و جهاني به نام اينترنت كاربرد ان را محدود مي كرد لكن عطش بشر براي داشتن ارتباطي بدون محدوديت مكاني و زماني رشد سريع اينترنت را رقم زد. به دليل خصايل ممتاز محيط اينترنت ،ضريب نفوذ آن بيشتر از همه رسانه ها بوده است به گونه كه مي توان گفت تلفن در طي 74سال، راديو در طي 38 سال ، تلويزيون در طي 13 سال و شبكه كابلي در طي 10 سال به 50 ميليون كاربر دست يافته اند و اينترنت به تنهايي در طي 4 سال به50 ميليون كاربر دست يافت . ( احساني بصيرت ، 1386 ، 121 )
تاثير فناوري اطلاعات بر اقتصاد و تجارت
فناوري اطلاعات در زمينه هاي مختلف اقتصادي تاثير شگرف خواهد گذاشت . از نظر اشتغال توسعه اين فناوري موجب ايجاد مشاغل جديد با كيفيتي نو و برتر است . به عنوان مثال در استراليا نرخ رشد شاغلان در اين بخش در فاصله سالهاي 1996 تا 2000 بيش از 30% بوده است . در ايرلند اين نرخ برابر 18% و در فاصله سالهاي 92 تا 99 مي باشد و متوسط سهم اشتغال فناوري اطلاعات , ارتباطات در 15 كشور عضو اتحاديه اروپا برابر 9.3 درصد بوده است از طرف ديگر با توجه به اينكه استفاده از فناوري اطلاعات موجب افزايش سود و بهبود وعيت صنايع مي گردد لذا باعث افزايش توليد ناخالص داخلي نيز خواهد بود همچنين از اواسط دهه 90 نشانه هاي از افزايش بهرهوري حاصل از كاربرد فناوري اطلاعات در آمار ديده شده است.
اين همه حكايت از تاثير مثبت فناوري طلاعات بر اقتصاد دارد قطع نظر از اين دستاوردها ي اقتصادي فناوري اطلاعات استفاده از اين فناوري ساختار هاي اقتصادي جوامع را به وسوي اقتصاد ديجيتالي يا اقتصاد شبكه اي سوق مي دهد.
اقتصاد ديجيتالي
امروزه فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان يكي از زمينه هاي نوين به سرعت تاثير گذاري بر اقتصاد است .
در اقتصاد جديد كه مبتني بر شبكه هاي كامپيوتري است محيط كسب كار در حال تبديل شدن به محيطي ديجيتالي است . چنين اقتصادي را با عنوان زير نام مي برند .1. اقتصاد ديجيتالي 2. اينترنتي 3. مبتني بر شبكه 4. مبتني بر وب 5. اقتصاد جديد
به صورت ساده مي توان گفت اقتصاد ديجيتال به اقتصادي مي توان گفت كه قصمت اعظم آن بر پايه فناوري ديجيتال شامل شبكه هاي ارتباطي ، كامپيوتر ها ، نرم افزارها، و ساير فناوري هاي اطلاعاتي است. ( کيانگ و چي ، 2008 ، 19 )
مولفه اكو سيستم اقتصاد ديجيتالي: واژه اقتصاد ديجيتالي گويايي يك تحول اقتصادي است ، تحولي كه در كليه مولفه هاي اقتصادي همچون محصولات ، مصرف كنندگان ، فوشندگان ، واسطه ها، خدمات پشتيباني ، بازار و فرايند هاي آن موثر خواهد بود ( همان منبع ، 21 )
ويژگي هاي فناوري اطلاعات
يكي از ويژگيهاي مهمي كه پديده فناوري اطلاعات و ارتباطات از آن برخوردار است ،‌اينست كه باعث مي‌شود ارتباط انسان با انسان ، همچنين انسان با محيط تسهيل يافته و ارتقاء يابد . فناوري اطلاعات و ارتباطات به دليل قدرت تحول‌پذيري و توانايي برقراري ارتباط پويا كه مي‌تواند با دانش‌آموزان داشته باشد ، از نقش مهمي در انتقال دانش برخوردار است . درباره تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات درحوزه تعليم و تربيت دو ديدگاه وجود دارد . رويكرد اول كه به رويكرد اصلاح‌گرا نام گرفته ، براين باور است كه اثر فناوريهاي جديد ( اطلاعات و ارتباطات ) بر آموزش و پرورش تدريجي بوده و اين پديده باعث مي‌شود كه آموزش به شيوه سنتي ، تنها به گونه‌اي كارآمدترانجام شود . بعبارت ديگر ICT باعث تسريع اصلاحات در آموزش و پرورش مي‌شود . در كنار اين رويكرد ، رويكرد تحول‌گرا مطرح است كه معتقد به تحول‌زايي ICT در آموزش و پرورش مي‌باشد و بر اين باور است كه فناوري اطلاعات و ارتباطات ، ابزارها و حتي خط‌مشي‌ها و اهداف تعليم و تربيت را به صورت اساسي تغيير داده و متحول مي‌كند . اين مقاله تلاش دارد با بيان نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعليم و تربيت ، به بررسي تاثير اين پديده بر روي برنامه درسي بپردازد . برنامه درسي را مي‌توان دستور كار آموزش دانست بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي فوايد فراواني به همراه دارد . از جمله اينكه امكان بهره‌گيري از يك برنامه درسي تلفيقي را براي معلم و دانش‌آموزان فراهم مي‌آورد . اين نوع برنامه درسي ، بيش از آنكه بخواهد دانش معيني را به دانش‌آموزان القاء كند ، زمينه‌اي را فراهم مي‌كند كه از طريق آن امكان شكوفايي قابليتهاي فردي دانش‌آموزان و گسترش تجربه‌هاي فردي و مستقل آنها افزايش مي‌يابد ( ماهنامه تخصصي IT ، 1388 ، 41 )
عصر حاضر كه عصر تغيير از جامعه صنعتي به جامعه فراصنعتي يا جامعه اطلاعاتي لقب گرفته است ، طبيعي است كه اطلاعات ، دانش و آگاهي بعنوان اساسي‌ترين دارائيها براي انسانها و جوامع بشري بحساب آيد . رشد و گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات(ICT) در جامعه امروز به حدي سرعت گرفته است كه ميزان توجه به آنرا بعنوان مهمترين شاخص توسعه‌يافتگي براي كشورهاي در حال توسعه در نظر گرفته‌اند ، و معتقدند كه عصر حاضر ، دنياي متفاوتي خواهد بود كه راهبري آنرا فناوري اطلاعات برعهده خواهد داشت . ويژگي مهمي كه پديده فناوري اطلاعات از آن برخوردار است اينست كه باعث مي‌شود ارتباط انسان با انسان و همچنين انسان با محيط تسهيل يافته و ارتقا يابد . فناوري اطلاعات به دليل تحول‌پذيري و قدرت تاثير فراواني كه در رشد آموزشي ، فرهنگي ، اقتصادي، امنيت ملي ،‌جهاني شدن و تعديل مشكلات اطلاع‌رساني سنتي دارد ، يكي از پويا‌ترين و بحث‌انگيزترين رشته‌هاي علم و فناوري محسوب مي‌شود . البته اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه فناوري اطلاعات(IT) به دليل ويژگيهاي خاصي كه از آنها برخوردار است ، همواره مورد سوءاستفاده‌هايي نيز قرار گرفته است كه اين سوءاستفاده‌ها ، سؤتعبيرهايي را در زمينه بكارگيري از اين پديده موجب شده است . با اين وجود بايد به اين مسئله اعتراف كرد كه فناوري اطلاعاتي داراي قابليتهاي فراواني به منظور انتقال دانش ، تسهيل ارتباطات و تعاملات و سرعت بخشيدن به روند رو به رشد توسعه دانش و اطلاعات مي‌باشد كه البته همه اينها در صورت بهره‌گيري صحيح از اين پديده امكان‌پذير است . ( همان منبع ، 42 )
ماهيت فناوري اطلاعات و ارتباطات
فناوري اطلاعات ، واسطه‌اي است كه امكان بيان طيف گسترده‌اي از اطلاعات ، انديشه‌ها ، مفاهيم ، و پيام‌ها را فراهم مي‌كند . اين پديده به دليل برخورداري از ويژگيهاي متفاوت ، داراي تعاريف گوناگوني است. فناوري اطلاعات به مجموعه‌اي از ابزار و روشها اطلاق مي‌شود كه به نحوي اطلاعات را در اشكال مختلف جمع‌آوري ، ذخيره ، بازيابي ، پردازش و توزيع مي‌كند . فناوري اطلاعات در جهت گسترش توانمنديهاي انديشه انسان تكوين يافته است1 . اصطلاح فناوري اطلاعات را مي‌توان از دو ديدگاه مورد مشاهده قرار داد . از ديدگاه اول ، اصطلاح فناوري اطلاعات براي توصيف فنوني بكار مي‌رود كه ما را در ضبط ، ذخيره‌سازي، پردازش ، بازاريابي ، انتقال و دريافت اطلاعات ياري مي‌كند . از ديدگاه دوم، فناوري اطلاعات به مجموعه‌اي از ابزارها و روش‌ها گفته مي‌شود كه امكان توليد ، پردازش و عرضه‌ي اطلاعات را براي كاربر انساني فراهم مي‏آورد.
همچنين فناوري را مي‌توان بعنوان يك فعاليت هدفمند بشري دانست كه براي طراحي و ساخت محصولات مختلف از آن بهره گرفته شده و نوع خاصي از دانش اطلاعاتي كه فناوري براي حل مسأله علمي به صورتي علمي به كار مي‌برد ، فناوري اطلاعات گفته مي‌شود . فناوري اطلاعات به دليل تحول‌پذيري و قدرت تاثير فراواني كه در رشد اقتصادي ، اجتماعي ، امنيت ملي ، جهاني شدن2 و تعديل مشكلات اطلاع‌رساني سنتي دارد ، يكي از پوياترين و بحث‌انگيزترين رشته‌هاي علم و فناوري محسوب مي‌شود . اهميت اين پديده در حدي است كه آنرا ” همانند محور و مركز مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي هدايت شده دانسته‎اند كه كنترل مديريت ، بهره‌وري ، توليد ، آموزش و ارتقاي يك سيستم را با يك مركزيت از به عهده دارد.”3 تعريف كرده‌اند در جاي ديگر و با افقي بالاتر در تعريف فناوري اطلاعات آورده شده است كه : فناوري اطلاعات بيشتر يك استراتژي ،‌انديشه ، فكر و ابزار در حوزه انسانها است كه با نوآوري همراه مي‌باشد .1 در كنار تعاريفي كه اين پديده را با نگاهي مثبت نگريسته‌اند بايد توجه شود كه آن از محدوديتهائي نيز برخوردار است . قرار گرفتن ويژگيهائي همچون شمول مفاهيم عمومي ، پيچيدگي ، سرعت ، رشد ، مقياس‌هاي تعيين‌پذيري و در عين حال انعطاف‌پذيري و … نشان دهنده برخي محدوديتهاي فناوري اطلاعات هستند كه در بهره‌گيري از آن نمي‌توان اين محدويتها را از نظر دور داشت . ( جاويدان ، 1386 : 134 )
فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعليم و تربيت
فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) را مي‌توان به باراني تشبيه كرد كه اگر در جاي مناسب ببارد مي‌توان باعث رويش و زنده شدن طبيعت شود ولي در صورتي كه در جاي نامناسب ببارد مي‌تواند سبب جاري شدن سيل يا منشاء شكل‌گيري باتلاق شود . ورود اين پديده به حوزه تعليم و تربيت نيز خالي از اين دو نقش نيست . بنابراين لازم است به اين نكته توجه شود كه پيش از فراهم كردن امكان آميختگي اين دو مقوله بايد زمينه‌سازي فرهنگي ـ علمي مناسب براي آن صورت گيرد . اگر اساس تعليم وتربيت انتقال دانش و آگاهي است و دانش نيز چيزي جز اطلاعات شناخته شده نمي‌باشد ، پس لازم است براي انتقال اطلاعات به مهارتهاي مناسب براي اين منظور توجه كرد . فناوري اطلاعات و ارتباطات در طي زماني كوتاه ، توانسته است به يكي از اجزاي اساسي تشكيل‌دهندة جوامع مدرن تبديل شود بگونه‌اي كه در بسياري از كشورها به موازات خواندن ، نوشتن و حساب كردن ، درك فناوري اطلاعات و ارتباطات و تسلط بر مهارتها و مفاهيم پايه فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان بخشي از هسته مركزي آموزش و پرورش اين جوامع مورد توجه قرار گرفته است . ( خواجويي ، 1385 : 211 )
در حوزه تعليم و تربيت، فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات مجموعه وسايل و تركيبات به كارگيري كامپيوتر و برقراري ارتباط است كه به اشكال مختلف معلمان، دانش‎آموزان، فرايند يادگيري و گستره بالايي از فعاليتهاي آموزشي را مورد حمايت قرار مي‎دهند.1
رويكردها : به طور كلي درباره تاثير ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعليم وتربيت دو ديدگاه وجود دارد. در اين‏باره مي‌توان به گستره‌اي از آراء اشاره كرد كه همه آنها به اين نكته قائلند كه : اثر فناوري‌هاي جديد بر آموزش و پرورش ، تدريجي است و اين اثر سبب مي‌شود كه آموزش به شيوه سنتي به گونه‌اي كارآمدتر انجام شود . بر اين اساس ICT باعث تسريع اطلاعات در آموزش و پرورش مي‌شود. ( رويكرد اصلاح‌گرا ) در كنار اين رويكرد ، رويكرد ديگري وجود دارد كه معتقد به تحول‏زايي ICT در آموزش و پرورش بوده و بر اين باور است كه فناوريهاي جديد، ابزارها و حتي اهداف تعليم و تربيت را به صورت اساسي تغيير داده و آنها را متحول مي‌كند ( رويكرد تحول گرا ). از جمله كساني كه ديدگاه اصلاح‌گرانه ICT را پذيرفته‌اند ، مي‌توان به ماسون اشاره كرد . او تاريخ شكل‌گيري فناوري جديد را تاريخ يك انقلاب ناكام مي‌داند و ايده تحول بنيادي آموزش و پرورش بر اثر فناوري‌هاي جديد را رد مي‌كند . به عبارت ديگر او معتقد است كه فناوريهاي جديد فرايند تعليم وتربيت را تسريع مي‌كند و نه متحول . در مقابل راست در ديدگاه تحول‌گرانه خود ، معتقد است كه فناوري اطلاعات و ارتباطات بر مرزهاي ساختاري نظام آموزشي سنتي فائق آمده است . در اين رابطه بيگم و گرين5 نيز معتقدند كه ورود فناوري جديد به مدارس و محيطهاي آموزشي ، صرفاً منجر به كارآمد كردن روش انتقال دانش نشده ، بلكه موجب خلق زمينه‌هاي جديد اجتماعي ( و اطلاعاتي ) براي يادگيري شده است. همچنين رزنيك به سه ديدگاه درباره اينترنت (بعنوان جزئي از فناوري اطلاعات و ارتباطات) اشاره مي‎كند به زعم او عده‎اي اينترنت را به عنوان يك راه و روش جديدي براي آموزش مي‎دانند. (در اينجا با تأكيد بر رويكرد تحول گرايي ICI در آموزش و پرورش، اعتقاد بر اينست كه اينترنت، فرايند آموزش را متحول كرده و اهداف آموزشي و متناسب با آن روشهاي آموزش را تغيير مي‎دهد.
عده‎اي ديگر اينترنت را بعنوان يك پايگاه اطلاعاتي وسيع مي‎دانند كه براي دانش‎آموزان فرصت كشف كردن را فراهم مي‎آورد. (اين ديدگاه با تأكيد بر دو رويكرد تحول‏گرانه و اصلاح‏گرانه ICI در آموزش و پرورش، اينترنت را ابزاري مي‎داند كه بوسيله آن دانش‎آموزان امكان خودآموزي و خودمحوري را به دست مي‎آورد و در نتيجه آن امكان كشف پديده‎هاي علمي،براي آنها فراهم مي‎شود. عده‎اي نيز آنرا بعنوان يك رسانه جديد مي‎بينند كه فرصت جديد را براي دانش‎آموزان به منظور بحث و گفتگو، مشاركت و همكاري بر روي ساخت‎ها و موضوعات علمي فراهم مي‎آورد. (اين ديدگاه با تأكيد بر رويكرد اصلاح گرانه ICI در آموزش و پرورش، معتقد بر اينست كه اينترنت، سبب مي‎شود كه آموزش به همان شيوه سنتي ولي با ابزاري جديد كه فرصت‎هاي مناسب‎تري را براي دانش‎آموزان فراهم مي‎كند، انجام پذيرد ( رزنيک ، 1996 : 120 و 121 )
بنابر آنچه گفته شد، توجه به اين نكته حائز اهميت است كه در جهان امروز و با وضعيتي كه بر اثر حركت بسوي دهكده جهاني بوجود آمده است ، ديگر رويه‌هاي سنتي انتقال دانش از طريق متن ،‌ ورقه ، تمرين و مانند آنها نمي‌تواند توجه جواناني را كه در جهان اشباع شده از رسانه‌ها بسر مي‌برند را به خود معطوف كند . به نظر ضروري مي‌رسد كه عناصر اصلي نظامهاي آموزشي بويژه معلمان در معرض تحولات آموزشي متناسب با پيشرفتهاي جهان امروز قرار گيرند و آگاهي بيشتري از قابليت فناوري‌هاي جديد بيابند و به موازات آن راهبردهايي طرح شود كه به ورود فناوري‌هاي جديد به كلاسها و محيطهاي آموزشي، منجر به آموزش و يادگيري بهتر شود . و در عمل باعث شود كه نقش معلم به عنوان منبع قدرت كه اطلاعات در انحصار اوست از بين برود . و نقش او از ناشر اطلاعات به نقش تسهيل‌كننده فرايند كسب اطلاعات تغيير يابد . به موازات تغييراتي كه در عناصر نظام آموزشي در نتيجه ورود فناوري اطلاعات به وجود مي‌آيد ، تغييرات در سطح مدارس نيز قابل توجه است. در اين رابطه به هشت تغيير اساسي مي‌توان اشاره كرد : ( زماني ، 1386 : 29 )
-1. تغيير در بصيرت افراد درون مدرسه : بصيرت به آرزوها و آرمانهاي افراد درون مدرسه و درون نظام آموزشي به عنوان يك كل اشاره دارد . با ورود فناوريهاي جديد به مدرسه ، رسالت‌ها شفاف‌تر مي‌شود و مبناي روشن‌تري را براي تصميم‌گيري فراهم مي‌كنند . بيان واضح و روشن رسالتها به اعضاي جامعه يادگيري اين امكان را مي‌دهد تا آرمانهاي مدرسه را براي آينده و اقدام موزون و هماهنگ به طور مناسب‌تري تجسم نمايند .
2. -تغيير در فلسفه يادگيري و پداگوژي : نحوه تعامل معلمان و دانش‌آموزان و نحوه ادارة مدرسه براي يادگيري، بخشي از فلسفه يادگيري و پداگوژي مدرسه است . با ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به محيط مدرسه ، اين فلسفه دچار تغيير شده و محيطي كه در آن معلم به عنوان فراهم‌كننده اصلي محتواي آموزش شناخته مي‌شود ( فلسفه معلم محور ) به محيطي تبديل مي‌شود كه در آن معلم نقش تسهيل‌كننده فرايند كسب اطلاعات توسط دانش‌آموزان را بر عهده دارد ( فلسفه دانش‌آموز محور.
-3. تغيير در تدوين طرحها و خط‌مشي‌ها : ورود فناوري اطلاعات به محيط مدرسه و تغييري كه در نتيجه آن در فلسفه آموزش و يادگيري در مدرسه بوجود مي‌آيد اين زمينه را فراهم مي‌كند كه خط‌مشي‌هاي آموزش نيز دچار تغيير شوند . با شكل‌گيري اين تغيير رويه‌هاي دستيابي به اهداف كلي و جزئي نيز تغيير مي‌كنند .
4. تغيير در تسهيلات و منابع اطلاعات: علاوه بر تغييرات ساختاري كه جهت آنها بسوي طراحي ارگونوميك ( امنيت و مهندسي محيط كار ) مي‌باشد ورود فناوري‌هاي جديد به مدرسه اين امكان را فراهم مي‌آورد كه دانش‌آموزان و معلمان بتوانند از اطلاعات روز جهان در سطحي وسيع آگاهي يابند. همچنين ابزارهاي جانبي مانند ميكروسكوپ‌هاي ديجيتالي ، نرم‌افزارهاي مختلف تحقيقاتي و غيره اين امكان را فراهم مي‌كند كه دانش‌آموزان ارتباط نزديكتري با محتواي آموزشي برقرار نمايند . ( همان منبع ، 31 )
-5. تغيير در توانائي‌هاي حرفه‌اي كاركنان مدرسه ، بويژه معلمان : به موازات توسعه فناوري‌هاي اطلاعات در مدرسه ، اين احساس نياز در كاركنان شكل مي‌گيرد كه توانائيهاي خود را بالا برده و به مهارتهاي اساسي در سطحي وسيع دست يابند .
6. -تغيير در ميزان مشاركت جامعه : همانطور كه مشخص است فناوري اطلاعات اين امكان را فراهم مي‌كند كه تعامل ميان مدرسه با جامعه ( والدين ، بنگاههاي علمي ، صنعت ، مؤسسات خصوصي ، سازمانهاي اجتماعي ، مذهبي و حرفه‌اي و همچنين ساير موسات آموزشي ) به طور



قیمت: تومان


پاسخ دهید