چکيده
به منظور بررسي اثر تراکم کاشت و استفاده از مالچ بر رشد و عملکرد لوبيا آزمايشي مزرعه اي درشهريور سال 1392 در روستاي سالستان از توابع شهرستان آستانه اشرفيه واقع در استان گيلان به مرحله اجرادرآمد.براي اين بررسي ازآزمايش فاکتوريل باطرح پايه بلوکهاي کامل تصادفي در3 تکرار استفاده شد. فاکتور اول در 2 سطح شامل استفاده از مالچ پوسته برنج و عدم استفاده از مالچ و فاکتور دوم تراکم کاشت هاي مختلف شامل 4تراکم 12،14،16و20بوته در متر مربع بود. خصوصيات مورد بررسي عبارت بودند از: ارتفاع بوته، عملکرد قسمتهاي هوايي بوته، عملکرد غلاف سبز، عملکرد غلاف خشک، عملکرد دانه سبز، عملکرد دانه خشک، تعداد غلاف سبز در بوته، تعداد غلاف خشک در بوته، تعداد دانه در غلاف خشک، شاخص برداشت سبز و شاخص برداشت خشک.تجزيه واريانس صفات موردبررسي نشان دادکه اثرمالچ بربيشترخصوصيات موردبررسي معني دارنبود.امااثرتراکم کاشت برعملکرد قسمتهاي هوايي بوته، عملکرد غلاف خشک، عملکرد دانه سبز، تعداد غلاف سبز در هر بوته، تعداد غلاف خشک در بوته در سطح 1 درصد معني دار بود. اثر متقابل مالچ در تراکم کاشت نيزبرکليه صفات موردارزيابي معني دار نبود.
لغات کليدي:لوبيا، عملکرد، مالچ، تراکم کاشت

فصل اول
مقدمه
نياز بشر به انرژي به طور متوسط روزانه معادل 2800کالري است. در کشورهاي توسعه يافته مصرف روزانه کالري 3500 و در کشورهاي جهان سوم اين ميزان به 2200 کالري براي هر فرد کاهش مي يابد. کمبود پروتئين نيز در تغذيه ميليون ها نفر انسان در کشورهاي رشد نيافته امروزه يکي از مشکلات حاد تغذيه اي محسوب مي شود. دانه حبوبات به عنوان يکي از مهمترين منابع گياهي غني از پروتئين بعد از غلات دومين منبع مهم غذايي انسان به شمار مي رود. لوبيا از مهم ترين عضو خانواده حبوبات به شمار مي آيد و با داشتن حدود 12 تا 32درصد پروتئين حدود نصف سطح زير کشت حبوبات در ايران را به خود اختصاص داده است. سطح کشت لوبيا در گيلان سه هزارو793 هکتار مي باشد، که بطور متوسط از اين اراضي شش هزار و 200تن محصول برداشت مي شود. تاريخ کشت لوبيا بسيار مهم است و بايد به گونه اي تنظيم شود که دماي خاک در زمان کاشت از 18 درجه سانتي گراد کمتر نبوده است و مرحله حساس رشد آن يعني گلدهي با گرما و خشکي مواجه نشود. همچنين زمان رسيدن محصول با سرماي پاييزه برخورد نکند. لوبيا در گيلان در دو فصل بهار(اواسط اسفند تا اوايل فروردين) و پاييز(اواسط شهريور تا اوايل مهر)کشت مي گردد، اين گياه در کشت دوم نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. گياه لوبيا به شرايط آب و خاک خيلي حساس بوده و عملکرد آن حتي در دوره هاي کوتاه مدت کمبود آب صدمه مي بيند. اين گياه از مرحله سبز شدن تا قبل از مرحله گلدهي حساسيت کمتري به کمبود آب دارد، اما پس از شروع مرحله گلدهي نياز آبي آن بسيار زياد مي شود. لوبيا به آب نسبتاً زيادي احتياج داشته و بايد هر هفته مزرعه آن آبياري شود خشکي و کم آبي از مهمترين عواملي هستند که توليد لوبيا را محدود ساخته و در بيشتر موارد منجر به کاهش عملکرد آن مي گردد. يکي از راههاي کاهش مصرف آب، کاهش تبخير و تعرق مي باشد. با ايجاد مالچ بر روي سطح خاک مي توان تبخير و تعرق را کاهش داد. مالچ را مي توان پوشش غير زنده ناميد که به حفظ رطوبت خاک، ممانعت از سله بستن، نزول دماي خاک،کاهش فرسايش اصلاح اراضي زيرکشت، ايجاد فشار بر جوانه زني و عدم استقرار علف هاي هرز و توليد گياهان زراعي با ارزش و کيفيت کمک مي نمايد و داراي انواع مختلفي است. مالچ داراي فوايد بسيار زيادي مي باشد که منجر به افزايش عملکرد و زودرسي محصولات مي گردد. در توليد محصولاتي با کيفيت بالا، کنترل جهت علفهاي هرز و همچنين مديريت حشرات موثر است. مالچ در بالاي بستر کاشت به روييدن سالم تر، فراواني بيشتر محصولات در يک دوره زماني کوتاه کمک مي کند و گياهان به صورت مستقيم از ميان سوراخ هاي حفر شده در پلاستيک خارج مي شوند. امروزه يکي از بزرگ ترين دغدغه هاي بخش کشاورزي در کشور کمبود آب و هجوم علف هاي هرز در زراعت است و در اين ارتباط استفاده از تکنيک مالچينگ يکي از بهترين راهکارهاي موثر در بالابردن توليد، افزايش عملکرد در واحد سطح مي باشد. از آن جايي که ميزان دسترسي به منابع مورد استفاده يک گياه از جمله تشعشع خورشيدي، آب قابل استفاده و مواد غذايي همگي ارتباط زيادي با تراکم گياهي دارند، تنظيم تراکم گياهي بر اساس ميزان قابليت دسترسي به اين منابع و وضعيت ساير عوامل توليد چه بالا بردن عملکرد در واحد سطح حائز اهميت خواهد بود، تراکم گياهي از جمله عواملي است که بر روي خصوصيات مورفولوژيک و فيزيولوژيک، عملکرد و اجزاي عملکرد در گياهان زراعي موثر مي باشد. امروزه توصيه مي شود که فاصله بوته ها را تا حد ممکن بايد تقليل داد. اين امر کمک مي کند تا بوته هاي گياه زراعي زودتر فضا را پر کرده و سايه ايجاد کند. اين تحقيق با اهداف تعيين بهترين تراکم کاشت جهت دستيابي به رشد و عملکرد مطلوب در گياه لوبيا، ارزيابي تاثير استفاده از مالچ بر روي صفات مختلف در گياه لوبيا، مشخص نمودن اثر تراکم کاشت بر روي رشد و عملکرد لوبيا و تعيين تأثير مالچ بر روي رشد و عملکرد در گياه لوبيا درشهرستان آستانه اشرفيه مورد بررسي قرار گرفت.
فصل دوم
بررسي منابع
2-1 تاريخچه و مبدا لوبيا
لوبياي معمولي به نام هاي مختلف لوبيا فرانسوي يا لوبيا سبز مي شود و شامل 220گونه است.20 گونه زراعي آنها براي توليد غلاف سبز يا بذر خشک بيشتر مورد کشت و کار قرار مي گيرد و اغلب در مناطق گرمسيري دنيا انتشار يافتند. مبدأ لوبيا معمولي احتمالاً بخش هاي حاره آمريکاي جنوبي در مکزيک و گواتمالا است. لوبيا 7-4 هزار سال قبل از ميلاد مسيح در مکزيک و بين 3-1هزار سال قبل از ميلاد مسيح توسط بوميان آمريکا کشت و کار مي شده، که با کشف قاره آمريکا زراعت در آن دنيا گسترش پيدا کرده است(مجنون حسيني،1387). اصل پيدايش لوبيا در آمريکاست و در نتيجه در قرن 19 به دنيا معرفي شده است و بيش از چهار قرن است که در سراسر جهان مصرف مي شود. (Martinez,2003). شناخته لوبيا در بسياري از کشورهاي پيشرفته از قبيل آمريکاي لاتين، آفريقاي شرقي و مرکزي از محصولات عمده زراعي هستند.
لوبيا مهم ترين گونه لگوم توزيع شده در دنياست و بيش از نود درصد توليدات سطوح(بعد از گندم و ذرت) را تصرف کرده است(Meclean,2004, .Broughton et al. 2003,.Zhang etal,2008). در دنيا تاکنون چهل هزار ژرم پلاسم لوبيا جمع آوري شده که اکثر آنها به دو منطقه خشک و مرکز پيدايش آمريکاي جنوبي و مرکز تعلق دارند. بزرگترين توليدکننده لوبيا در دنيا کشورهاي هندوستان، آمريکا، برزيل و مکزيک هستند که در بين انواع گونه ها لوبيا معمولي خشک و لوبيا سبز بيشترين توجه را به خود معطوف داشته اند. لوبيا در پنج قاره جهان کشت مي شود و با داشتن 25-22 درصد پروتئين و 58-56 درصد کربوهيدرات در بسياري از کشورهاي در حال توسعه به عنوان يکي از منابع مهم پروتئين گياهي محسوب مي شود(مجنون حسيني،1387).
2-2 کشت لوبيا در جهان
سطح کشت لوبيا در جهان در سال 2012، 78/28 ميليون هکتار گزارش شده است. در اين سال آسيا عمده 49/14 درصد، آمريکاي شمالي 80/0 درصد، آمريکاي جنوبي41/3 درصد اروپا 26/0 درصد، آفريقا19/7 درصد و اقيانوسيه 06/0 درصد از سطح کشت جهاني را به خود اختصاص داده است. از ميان کشورهاي توليدکننده لوبيا، هند با سطح کشتي معادل 1/9 ميليون هکتار مقام اول را دارد و پس از آن ميانمار با 84/2 ميليون هکتار، برزيل با 72/2 ميليون هکتار و چين با 96/0 ميليون هکتار در رتبه هاي بعدي قرارمي گيرند(فائو،2013).
سال
نام کشور 2009201020112012هند611111/9ميانمار 71/272/284/284/2برزيل09/442/367/372/2چين9/090/090/096/0جدول 2-1 سطح زير کشت لوبيا در جهان(ميليون هکتار)(فائو،2013)
2-3 سطح کشت لوبيادرجهان
کل توليد جهاني در سال 2012، 14/23 ميلوين تن بوده است. در اين سال آفريقا با 07/31درصد و (19/7 ميليون تن)، آسيا با 11/46 درصد(67/10 ميليون تن)، اروپا 11/2 درصد(48/0 ميليون تن)، آمريکاي شمالي 43/7 درصد(72/1 ميليون تن)، آمريکاي جنوبي 21/0درصد (05/0 ميليون تن) و اقيانوسيه 48/15 درصد (58/3 ميليون هکتار)از سطح زير کشت جهاني را به خود اختصاص داده اند. از ميان کشورهاي عمده توليد کننده لوبيا ميانمار با توليد معادل 72/3ميليون تن مقام اول را دارا مي باشد و پس از آن هند با 63/3 ميليون تن، برزيل با 82/2ميليون تن و چين با 45/1 ميليون تن در رتبه هاي بعدي قرار مي گيرند (فائو،2013).
سال
نام کشور2009201020112012ميانمار27/3372/372/3هند43/289/433/463/3برزيل48/315/343/328/2چين48/133/157/145/1جدول 2- 2 مقدار توليد لوبيا در جهان(ميليون تن)(فائو،2013)
2-4سطح کشت،ميزان توليد و عملکرد لوبيا در ايران
استانهاي لرستان، مرکزي، چهارمحال بختياري و فارس از مهم ترين مناطق کشت و توليد لوبيا مي باشد. در دوره ده ساله 81-1372 سطح زير کشت اين محصول با وجود نوسانات زياد 1133327 هکتار در سال 72 با متوسط نرخ ساليانه 20/0 درصد به 111286 هکتار در سال کاهش يافته است. به طور متوسط تقريباً95% سطح زير کشت اين محصول آبي است. توليد لوبيا در دوره مذکور با متوسط نرخ رشد ساليانه 44/3 درصد از 154142 تن در سال 72 به 209621 تن در سال 81 رسيده است. نوسانات توليد اين محصول تحت تأثير نوسانات سطح زير کشت و عملکرد آن مي باشد. طي سالهاي 81-1372 عملکرد آبي و ديم لوبيا با وجود داشتن نوسانات فراوان افزايشي و کاهشي به ترتيب با نرخ رشد متوسط ساليانه 76/3 و 03/2 درصد افزايش داشتهاست. از عوامل موثر بر افزايش عملکرد جوي و عمليات به زراعي مي باشند. در اين دوره سال76 با 1340 کيلوگرم کمترين و سال 81 با 1923 کيلوگرم بيشترين عملکرد آبي را داراست. بر اساس آمار سال 1387 در ايران سطح زير کشت آن حدود 240 هزار هکتار با عملکرد متوسط 1500کيلوگرم در هکتار مي باشد. (آمار نامه کشاورزي 81-1372). درسال زراعي 90-89 از 580 هزار هکتار اراضي زير کشت حبوبات،6/16 درصد(11/0 ميليون هکتار) از سطح بررداشت را لوبيا به خود اختصاص داده است و از 607 هزار تن ميزان حبوبات،5/42 درصد آن (257975 تن) سهم لوبيا بوده است. (آمار نامه کشاورزي1390).
2 -5 اهميت اقتصادي و تغذيه
در فرهنگ هاي مردم هر يک به نوعي پروتئين مورد نياز خود را تأمين مي کنند. براي مثال اعراب با خوردن نان(فقير از لايسين)به همراه پنير(غني از لايسين)مکزيکي ها با خوردن لوبيا و ذرت، مردم شرق آفريقا از تغذيه لوبيا چشم بلبلي و ذرت، مردم غرب آفريقا با مصرف برنج و بادام زميني، هندي ها با مصرف سويا بخشي از پروتئين ضروري بدن خود را کسب مي کنند. لوبيا در سراسر قاره آمريکا موقعيت خاصي در رژيم غذايي مردم را دارد(مجنون حسيني،1387). اگرچه پروتئين غذاهاي حيواني از لحاظ تعداد و ميزان برخي از پروتئين هاي ضروري برتر از پروتئين هاي گياهي هستند ولي برخي حبوبات مانند لوبيا درصد پروتئين بيشتري نسبت به غذاهاي حيواني دارا مي باشند. در سيستم زرااعي بهترين تناوب زراعي لوبيا با غلاتي مانند گندم و جو مي باشد، لوبيا نيتروژن هوا را در خاک توسط باکتريهاي مخصوص به نام Rhizobium phaseolie تثبيت مي نمايد که باعث حاصلخيزي خاک مي شود(کوچکي،1383)توسعه کشت لوبيا در کشور بعنوان يک زراعت تابستانه تابع محدوديت مختلف اقليمي اکولوژيکي است بهطوريکه توليد اين محصول با حداقل مصرف نهاده هايي چون آب و کودهاي فسفره مي تواند ارزش اقتصادي اين محصول را در مقايسه با ساير محصولات تابستانه حفظ نمايد. (مدني و همکاران،1384).
برخي حبوبات در تجارت بين المللي افزون بر توليد روغن براي مصارف مختلف تغذيه انسان و دام استفاده مي شوند. اهميت آنها بعد از غلات است و در ايران بعد از گندم و برنج قرار دارند. اراضي تحت کشت حبوبات براي توليد دانه خوراکي 10 درصد مساحت زير کشت غلات است و در بين حبوبات لوبيا از لاظ سطح زير کشت مقام دوم را دارا مي باشد(مجنون حسيني،1387).
لوبيا با پوسته سبز يا لوبياي تازه بطور گسترده در نواحي معتدل تر و نيمه گرمسيري کشت مي شوديکي از مهمترين سبزيجات منجمد براي مصرف در کشور پرتقال است. درکشور چين هم لوبيا يکي از مهمترين سبزيجات توليد شده است که کشت اين محصول در هواي آزاد داراي بهترين مواد غذايي(ويتامين هاي محلول در آب،فيبر و نشاسته)، بافت و طعم مي باشد. مسأله کميت و کيفيت غذا را اساسي ترين مسايل اصلي جامعه انساني به شمار مي آيد .(Byers and perry,1992.,Martins and Silva,2004). بر اساس افزايش توليد مواد پروتئيني به ويژه پروتئين هاي گياهي که منابع ارزشمندتري در تغذيه هستنداجتناب ناپذير است. از طرفي حبوبات منبع عالي براي تغذيه احشام و حيوانات محسوب مي شوند. دربين حبوبات از لحاظ سطح زير کشت و ارزش اقتصادي مقام اول متعلق به لوبيا است.
2-6 خصوصيات گياه شناسي
لوبيا از راسته Rosales خانواده Lequminosae زير خانواده Papilionidae شاخه Phaseolae زير شاخه Phaseoliae و جنس Phaseolus و نام علمي لوبيا vulgaris مي باشد. گياهي علفي و يکساله است.در ريشه لوبياگره هايي تشکيل مي گردد که درداخل آنها باکتريهاي ريزوبيوم قرارگرفته و با همياري گياه ميزبان به تثبيت نيتروژن هواي اطراف ريشه مي پردازند. دراين همزيستي، لوبياعلاوه برآنکه مورد نياز، باکتري ها را به صورت کربن تثبيت شده تأمين مي نمايد، انرژي لازم به منظور توسعه گرهک ها را نيز فراهم نموده و با مکانيزم هاي منحصر به فرد خودآنزيم نيتروژناز را در برابر خسارت اکسيداتيو حفاظت مي نمايد(مجنون حسيني،1387). تعدادگره ها در هر بوته لوبيا ي بالغ و سالم به کمتر از 100عدد مي رسد. گره هاي فعال صورتي يا قرمز رنگ بوده و در اواسط فصل رشد و نمو گياهان بر روي ريشه ها ظاهرمي شوند. تا زمان رسيدگي محصول، ريشه ها به رشد طولي خود ادامه مي دهند. ريشه اصلي و ريشه هاي فرعي در عمق نسبتاً يکساني قرار مي گيرند. لوبيا سيستم ريشه کم عمق دارد و بنابراين به آبياري مکرر واکنش نشان مي دهد. سيستم ريشه باعث استوار نگه داشتن اين گياه علفي در خاک مي شود(مجنون حسيني،1387). لوبياساقه ي بند بند، باريک و زاويه دار دارد، دو فرم اصلي رشد و نمو در گياه لوبيا وجود دارد، فرم رشد محدود(ايستاده يا بوته اي) و فرم رشد نامحدود(رونده يا خزنده) در فرم رشد محدود، که شاخه گل دهنده(خوشه)در امتداد محور اصلي ساقه يا ساقه هاي فرعي قرار دارد، رشد رويشي بوته محدود بوده و درهنگام گل دهي متوقف مي شود. در انواع رشد محدود لوبيا طول ساقه 40تا60سانتي متر و داراي شاخه و برگ زيادي هستند. در اين فرم رويشي با شکفتن گل ها، که از پايين به بالاي ساقه آزاد شده اند رشد بوته متوقف شده، رسيدن همزمان و برداشت مکانيکي محصول امکان پذير مي شود. در فرم رشد نامحدود که شاخه گل دهنده در امتداد محور برگ ها ظاهر شده، رشد رويشي، گل دهي و غلاف دهي بطور همزمان يا متناوب تا هنگامي که دما و رطوبت مناسب رشد وجود داشته باشد ادامه مي يابد. واريته هاي رشد نامحدود لوبيا ساقه طويلي داشته(پابلند) و گاهي ارتفاع بوته به 5/1 تا2 متر مي رسد که به قيم احتياج دارد. ساقه اصلي تا مراحل نهايي رشد گياه قابل تشخيص بوده و شاخه ها در تمام طول ساقه تشکيل مي شوند. (مجنون حسيني،1387).
لوبيا داراي برگهاي سه برگچه اي ودمبرگ بلند مي باشد که به صورت متناوب روي ساقه قراردارند .برگ ها تخم مرغي شکل و کوچک بوده و غالباً در کنار هر برگه يک عدد گوشواره وجود دارد. دو برگ اوليه ساده و ساير برگهاي مرکب و سه برگچه اي هستند. برگچه ها کرک دار(کرک ها زبرو خشن و قابل لمس)، پهن و در انتها به يک رأس باريک ختم مي شوند(مجنون حسيني،1387).
گل آذين بصورت خوشه اي از جوانه هاي جانبي کنار برگ ها بوجود مي آيد و در هر خوشه2تا8گل در امتداد دمگل مشترک تشکيل مي شود. گلبرگ ها به رنگ هاي مختلف سفيد، آبي، قرمز، ارغواني، صورتي، بنفش، زرد مي باشند. گلبرگ هاي آن درفش نام دارند و به هنگام شکوفايي به صورت ايستاده قرار مي گيرند. دو گلبرگ جانبي کوچکتر را که موازي يکديگر هستند، بال مي نامند. در بخش پاييني هم دو گلبرگ با نزديک شدن به يکديگر ساختماني را بوجود آورده اند که ناو ناميده مي شود. همه گلبرگ ها(5عدد)در انتها به يکديگر و يا به کاسبرگ چسبيده اند. کاسبرگ ها به طور معمول 5عدد، به رنگ سبز در قسمت تحتاني قرار دارد که در انتها به يک لوله باريک مي شود. درون هر گل 10پرچم وجود دارد که تشکيل لوله اي در حول مادگي مي دهند. 9 عدد پرچم ها به يکديگر متصل شده اند و يکي آزاد است. به اين وضعيت ساختماني پرچم ها دلفوس مي گويند. گاهي هر 10پرچم به يکديگر متصل شده اند که به اين وضعيت ساختماني هم مونودلفوس مي گويند. در اکثر لوبياها حالت اول بيشتر مشاهده مي شود. مادگي يک برچه شامل يک تخمدان با دو رديف تخمک است که پس از باروري مجموعاً غلاف و دانه ها را بوجود مي آورند. گل لوبيا خود گشن است(مجنون حسينس،1387).
بر اثر تلقيح گل و از نمو ديواره خارجي تخمدان ميوه لوبيا که به صورت نيام يا غلاف مي باشد بوجود ميآيد.پس از بارور شدن تخمک ها بذرها در داخل نيام رشد مي کنند. غلاف دو ديواره داخلي و خارجي داشته و از حاشيه به هم متصل هستند.
هنگام رسيدن ميوه دو ديواره غلاف به طور يکسان خشک نمي شوند و همين امر سبب مي شود که غلاف ها شکفته شوند و بذر يا بذرهاي داخل آنها بيرون بريزند. ناشکوفايي ميوه بدليل کاهش ريزش دانه ها از نظر زراعي صفت مطلوب محسوب مي گردد. غلاف هاي لوبيا به صورت کشيده و حاوي يک يا چند دانه به شکل قلوه اي هستند. در هر غلاف تعداد 4تا12 عدد لوبيا موجود غلاف نارس لوبيا بصورت سبز مصرف مي شود که به آن اسنپبين مي گويند. دانه لوبيا در خاک از نظر جوانه زني برون خاکي يا اپي جيل مي باشند.يعني، در موقع خارج شدن جوانه از خاک، ابتدا محور زير لپه کمي خميده شده و سپس با حالت قائم از خاک بيرون آمده و لپه ها با اين حرکت فنر مانند محور زير لپه بالاي سطح خاک فرستاده مي شوند. (مجنون حسيني،1387).
2-7 مراحل رشد و نمو لوبيا
رشد و نمو لوبيا به 2مرحله رويشي و زايشي تقسيم مي شود. مراحل رشد رويشي(V) بر اساس تعدادگره بر روي ساقه اصلي، شامل گره برگ اوليه است در حالي که مراحل رشد زايشي (R)علاوه بر غلاف ها بر اساس خصوصيات غلاف و دانه نيز مي باشد(کوچکي،1383)دوره رشد رويشي در لوبياها 75 تا 120 روز به طول مي انجامد که از سبز شدن گياهچه، تشکيل برگهاي حقيقي، تشکيل ساقه و جوانه هاي جانبي توليد شاخه هاي زاينده مي کنند و بالاخره و غنچه ها گل ها تشکيل خوانده شد. اين دوره بين 2تا 4هفته زودرس ترين ارقام لوبيا به طول مي انجامد). در حاليکه ارقام دير رس ممکن است به 2تا5/2ماه برسد. (مجنون حسيني،1387)
مراحل رشد رويشيعنوان مرحلهتوصيفV1اولين گرهبرگ ها داراي رشد کاملاً است و برگ ها کاملاً باز شده مي باشد.2Vدومين گرهبرگ سه برگچه اي داراي رشد کامل است و برگچه هاي دومين برگ سه برگچه اي باز شده اند.به عبارت ديگر سه گره با برگ باز شده وجود دارد.
3V
سومين گرهدومين برگ سه برگچه اي داراي رشد کامل است.در اين مرحله با احتساب گره برگ هاي تک برگچه اي،سه گره با برگ هيا رشد يافته در ساقه اصلي ديده مي شوند و برگچه ها در گره چهارم باز شده اند.VnN اُمين گرهبا احتساب گره برگ هاي تک برگچه اي،nگره با برگهاي کاملاً رشد يافته در ساقه اصلي وجود دارد و برگچه ها در گرهn+1 باز شده اند.جدول2-3 مراحل رشد رويشي لوبيا
جدول2-4 مراحل رشد زايشي لوبيا
مراحل رشد زايشيعنوان مرحلهتوصيفR1آغاز گل دهيدر يکي از گره هاي ساقه اصلي يک گل باز شده ديده مي شود.R2شروع تشکيل غلافطول غلاف ها در محل اولين گل تقرياً25/1 سانتي متر است.
R3
نيمه تشکيل غلافطول غلاف ها در محل اولين گل تقريباً 5/2سانتي متر است و گياه در نيمه گلدهي مي باشد.R4غلاف دهي کاملطول غلاف ها 8سانتي متر و به طور متوسط 56روز پس از کاشت بذرها قابل تشخيص مي باشد.R5شروع تشکيل دانه14 روز پس از کاشت بذرها قابل تشخيص مي باشد.R6نيمه تشکيل دانهبه طور متوسط66روز پس از کاشت حداقل بذرها6/0سانتي متر مي باشد.R7دانه بندي کاملدر مسن ترين غلاف بذر تشکيل شده است،بخش هاي ديگر داراي غلاف هاي کامل و داراي بذرهاي به بزرگي اولين غلاف مي باشند،به طور متوسط 72روز پس از کاشت غلاف ها در کل گياه نمو مي يابند.R8آغاز رسيدگيبه طور متوسط 90روز پس از کاشت برگها و غلاف هاي نيمي از گياه در حال زرد شدن مي باشند.R9رسيدگي کاملبه طور متوسط 105روز پس از کاشت حداقل 80درصد غلاف ها زرد شده و فقط 40درصد برگها هنوز سبز هستند.
2-8 نيازهاي اقليمي لوبيا
اگر چه اين گياه در مناطق نيمه حاره آمريکاي مرکزي منشأ گرفته ولي در ارتفاعات بالا در زيستگاه اين گياه يخبندان حادث مي شود(2500تا6000فوت بالاتر از سطح دريا)و بنابراين به دامنه اقليمي زيادي سازگار است. لوبيا به طول روز گياه بي تفاوت مي باشد بدين ترتيب تشکيل دانه و نيام آن تحت تأثير طول روز واقع نمي شود. در مناطق مرطوب تر در مقايسه با مناطق خشک تر که داراي عرض جغرافيايي و ارتفاع مشابهي هستند گلدهي و رسيدگي ديرتر حادث مي شود. نور خورشيد براي نمو گياه ضروري است و سايه اندازي باعث کوتولگي و کاهش عملکرد مي شود(کوچکي،1383). تاريخ کاشت لوبيا بسته به نقاط و اقليمهاي مختلف تفاوت خواهد داشت. به طور کلي دماي خاک نبايد کمتر از 10درجه سانتي گراد باشد، زيرا حداقل دما براي جوانه زدن و رويش بذر لوبيا12تا14 درجه سانتي گراد است. در مناطق جنوبي(گرم)کشور از اواخر فروردين ماه و در مناطق معتدل و سرد سير اواخر ارديبهشت تا خرداد ماه را به کشت لوبيا مي توان اقدام نمود. کاشت ديرتر لوبيا ممکن است سبب ريزش گلهاي آن شود. البته چون لوبيا در دوره رشد و نمو خود به مقدار معيني حرارت(1500تا3000کالري)احتياج دارد در مناطقي که تابستان کوتاهي دارند بلافاصله پس از حصول دماي متوسط 10درجه سانتي گراد بايد اقدام به کاشت نمود، اما چنانچه تابستان منطقه کاشت گرم و طولاني باشد بهتر است کشت را زماني آغاز کرد که حداقل دماي محيط روزانه 12تا14 درجه سانتي گراد باشد. دماي مناسب براي رشد و نمو لوبيا حدود25تا30درجه سانتي گراد باشد. دماي بالاتر از 45درجه سانتي گراد گياه به بذر نمي نشيند. در دماي 2درجه سانتي گراد گياه لوبيا برگ هاي سبز خود را از دست مي دهد و زرد مي شود. اين گياه را مي توان از ارتفاع صفر تا 2000متري از سطح دريا کشت نمود. کشت لوبيا در مناطق گرمسير و پر باران مناسب نبوده ولي در مناطق معتدل و گرمسير مقدار بارندگي متوسط1500 تا 2000 ميلي متر مي توان به کشت آن اقدام نمود. (مجنون حسيني،1387).
2- 9 نيازهاي زراعي لوبيا
لوبيا براي جوانه زني و رشد مطلوب به خاک حاصل خيز با زهکشي خوب و 50تا100سانتي متر بارندگي درطي فصل رشد نياز دارد. ( مجنون حسيني،1387). لوبيايک گونه حساس به شوري مي باشند.pH مناسب بين 5/5 تا 7مي باشد. (کوچکي،1383). مراحل بحراني آبياري محصول لوبيا زمان گلدهي، تشکيل غلاف و پر شدن دانه هاست. کمبود آب در اين مراحل سبب ريزش گل ها، کوچک ماندن غلاف ها و کاهش محصول دانه خواهد شد. درشرايط آب و هوايي معتدل زراعت لوبيا بطور مرتب 7تا8روز يکبار و در طول دوره رشد و نمو 8تا12روز يکبار آبياري لازم دارد يعني حدود600 ميلي متر آب ضروري است. در نواحي خنک تر مصرف 250تا300ميلي متر آب کفايت مي کند. زماني که يک چهارم نيام هاي لوبيا در مرحله رسيدگي فيزيولوژيک هستند براي يکنواختي رسيدن غلاف ها مي توان آبياري مزرعه را قطع نمود.
2-10 تراکم کاشت
تعداد بوته در واحد سطح زمين را تراکم بوته گويند. تراکم اثرات خيلي زيادي بر عملکرد محصول دارد و همچون ساير نهاده هاي کشاورزي با اهميت مي باشد. فاصله بين بوته هاي گياهاني را که ساقه و برگ زيادي توليد مي کنند بايستي بيشتر در نظر تا رقابت برون بوته اي (بين بوته هاي مجاور)و درون بوته اي (رقابت قسمت هاي مختلف يک بوته)به حداقل برسد و ساقه و برگها به هم صدمه نزنند و از نورآفتاب و هوا بطور يکنواخت استفاده نمايند. تراکم محصول به عوامل مختلفي همچون خصوصيات گياه و طول دوره رويش آنها، زمان و روش کاشت، وضعيت حاصلخيزي خاک، هدف کاشت، عمليات مديريتي در مزرعه و روشهاي برداشت بستگي دارد. مثلاً وقتي که محصول در زمان مطلوب در زميني که خوب تهيه شده و حاصلخيزي و رطوبت آن نيز مناسب باشد، کشت گردد نيازي به تراکم بذر زياد در واحد سطح نيست زيرا که بخش اعظم بذوري که زير خاک شده اند سبز مي شوند و بوته هاي قوي بوجود خواهد آمد. مقدار بذر لازم براي حصول تراکم مطلوب در مزرعه را معمولاً بيشتر از حد مطلوب در نظر مي گيرند و پس از سبز شدن بوته ها نسبت به تنک کردن مزرعه تا تراکم مورد نظر اقدام مي نمايند. تراکم مطلوب بوته را مي توان با تغيير فاصله بين بوته ها در روي رديف تنظيم نمود. (ترابي جفرودي،1384).
2-10-1 اثر تراکم کاشت بر ارتفاع بوته
مانسون و لاينر(Manson and Leihner,1986)با ارزيابي اثر فاصله بوته روي رديف(با فاصله91سانتيمتر) بر روي گياه لوبيا چشم بلبلي دريافتند که فاصله بوته بر ارتفاع گياه به طور معني داري افزايش يافته است. درتراکم پايين توليد شاخه فرعي از زاويه بين برگ ها و ساقه اصلي لوبيا تحريک مي شود و اگرچه با افزايش تراکم تعداد ساقه هاي فرعي در گياه کاهش پيدا مي کند ولي کل ساقه هاي فرعي توليدي در واحد سطح افزايش مي يابد. هم چنين در تراکم هاي بالا با وجود عدم افزايش تعداد گره، ارتفاع گياه در اثر طويل تر شدن ميان گره ها افزايش مي يابد. (Lucas and Milborn,1976). سينک و پراساد(Singh and Prasad,1981)علت ارتفاع بيشتر و طول ميان گره بيشتر در تراکم هاي بالا در گياه لپه هندي را رقابت براي يافت نور ذکر نموده اند. اقاميري و کريمي(1372)گزارش کرده اندکه با افزايش فاصله رديف ارتفاع گياه لوبيا چيتي کاهش يافت، همچنين با افزايش بين بوته از 5تا15سانتيمتر ارتفاع گياه از 4/57 به7 /50 سانتيمتر رسيد. علت اصلي افزايش ارتفاع در تراکم هاي زياد رقابت براي جذب نوراست. همچنين با افزايش تراکم گياهي طول ساقه اصلي افزايش پيدا کرد. بلندترين طول ساقه 30×50 و کوتاه ترينآن در تيمار 15×75 سانتي متر مشاهده شده که به ترتيب برابر7/12 و 3/5 سانتيمتر بوده است. با افزايش تراکم بوته بر ارتفاع گياه نيز افزوده مي گردد، اما نحوه عکس العمل، تحت تاثير ژنوتيپ و از جمله تيژ رشدي حبوبات قرار دارد. معمولاً ارقام رشد محدود از لحاظ تغيير ارتفاع واکنش کمتري نسبت به تراکم بوته از خود نشان مي دهند(Wilson,1972). ماسون و همکاران با ارزيابي اثر فاصله بوته روي رديف(فاصله از بين رديف 91سانتي متر) بر روي گياه چشم بلبلي دريافتند که فاصله بوته بر ارتفاع گياه در مرحله پرشدن دانه بيشترين اثر را داشته و با کاهش فاصله بوته ارتفاع گياه بطور معني داري افزايش يافته است. (مبصر، ح، ج، کامپوزيا، مظاهري وا، مهربان.1381 )
2-10-2 اثر تراکم کاشت بر تعداد گره
نتايج ارزيابي تاثير چهار تراکم کاشت بر خصوصيات چهار رقم لوبياي معمولي نشان داد که در ارقام لوبياي رشد نامحدود تعداد گره در ساقه اصلي با افزايش تراکم گياهي به طور کلي کاهش مي يابد ولي طول گياه ثابت باقي مي ماند. درحالي که در ارقام رشد محدود تعداد گره در تراکم هاي مختلف ثابت ولي طول ساقه با افزايش تراکم گياهي به طور خطي افزايش مي يابد و هم چنين مشخص گرديد که همبستگي بين عملکرد دانه با تعداد گره در مترمربع تعداد ساقه در گياه مثبت گزارش شده است(Nienhuis and).
2-10-3 اثر تراکم کاشت بر تعداد غلاف
آقاميري و کريمي(1372)دريافتند با کاهش تراکم طول ميانگره کاهش پيدا کرده است. تعداد غلاف در گياه از جمله حساس ترين جزء اجزاء عملکرد است که تحت تأثير شرايط محيطي از قبيل رطوبت، گرما و تراکم مي گيرد. وقتي تنش هاي محيطي موثر در عملکرد نهايي در طول توسعه گياه لوبيا اتفاق مي افتد جزئي از عملکرد که در اوايل مراحل زايشي تشکيل مي شود، تعداد غلاف در گياه است. که عمدتاًً بيشترين اثر تراکم گياهي به علت ايجاد سايه در زمان حداکثر سطح برگ که منطبق با اوايل مرحله زايشي لوبيا است ظاهر مي شود(آقاميري و کريمي1372 و Bennet and Adams,1997). آقاميري و کريمي(1372)گزارش کرده اند که ميانگين تعداد غلاف در گياه لوبيادر فواصل 50،30،75سانتيمتر به ترتيب9/9،1/14،9/19 و در فواصل5،10 و 15سانتيمتر روي رديف 6/8،8/14 و 7/20 مي باشد. هم چنين در تراکم هاي بالاتر رسيدن نور به قسمت هاي پايين گياه باعث کاهش تعداد غلاف در اين بخش گياه مي شود. علاوه بر اين ريزش گل ها و غلاف هاي پاييني گياه در تراکم بالا زيادتر از تراکم هاي پايين بوده است. اسحاق(Ishag,1973)اعلام کرد که ارتباط بين غلاف در گياه لوبيا و تعداد دانه در غلاف منفي(57/0-)مي باشد.هم چنين همبستگي بين عملکرد دانه و تعداد غلاف در گياه منفي اعلام شده است(Mach and Varseveld1,1922).چنگ و گلدن اعلام(1971,GoldenChng and )داشتند که تعداد غلاف در گياه مهم ترين خصوصيت در تعيين عملکرد لوبيا بوده و با افزايش تراکم گياهي کاهش معني داري پيدا مي کند. باتري(Battery,1969)يکي از دلايل کاهش تعداد غلاف در گياه در تراکم هاي بال را افزايش تعداد شاخه هاي فرعي بدون غلاف ذکر کرده است. گرافت و رولند تعداد(Graft and Rowland,1987)غلاف در گياه لوبيا را حساس ترين متغير به تراکم گياهي ذکرکرده اند. هربرت و باگرمن(Herbert and Baggerman,1983)با اعمال سه تيمار فاصله، رديف، تراکم و آبياري گزارش کردند تعداد دانه در غلاف نسبت به اين تيمارها واکنش نشان داده و با افزايش تراکم گياهي از 9تا 14گياه در متر مربع تعداد دانه در غلاف از 4/6 به 7/4 تقليل پيدا کرده است. اماافزايش بيشتر تراکم گياهي تا حد 34بوته در متر مربع بسيار جزئي در تعداد دانه در غلاف به وجود آورده است. با افزايش فاصله رديف از 25به75 سانتيمتر تعداد دانهدر غلاف افزايش يافت اين در حالي است که گرافت و رولند(Graft and Rowland,1987)گزارش نموده اند که از سه جزء مهم عملکرد لوبيا، تعداد دانه در غلاف کمترين ارتباط را با تراکم گياهي دارد. در آزمايشي با اعمال سه سطح تراکم گياهي دارد. پرويزي و همکاران(2009)گزارش کرده اند که در تراکمهاي مختلف،عملکرد دانه تابع تعداد غلاف در بوته مي باشد.
2-10-4 اثر تراکم کاشت بر وزن دانه
مکوتي(Macvetty,1985)اظهار داشت که وزن دانه لوبيا به طور معني داري تحت تاثير تراکم گياهي قرار گرفته و حداکثر آن در تيمار 23گياه در متر مربع و حداقل آن در تيمار 58گياه در متر مربع مشاهده شده است. نينهوس و سينک(Nienbuisand singh,1985)دريافتند که منحني هاي واکنش عملکرد تيپ هاي رشد محدودبدون شکل و در تيپ هاي نامحدود به صورت سهمي است.وزن صد دانه، يکي ديگر از اجزاي عملکرد دانه در لوبيا است که تحت تأثير تاريخ کشت و تراکم بوته قرار مي گيرد. (خادم حمزه و همکاران ،1383؛گلچين و همکاران،1387). لون و همکاران(2009)و حيات و همکاران(2003)گزارش کردند که وزن صد دانه در سويا و ماش تحت تأثير تراکم کاشت قرار مي گيرد ولي شرتيلف و جانسون(2002)و همچنين، روزاليند و همکاران(2000)به ترتيب در لوبيا و سويا گزارش کردند که وزن صد دانه با تغيير تراکم کاشت تغيير نميکند. شاهين و همکاران(1995)به اين نتيجه رسيدند که تراکم بالا در لوبيا باعث کاهش وزن بذرها مي شود. کاستر و کوئلهو و آگوييرو پينتو(19989) ملاحظه کردندکه در تراکم کشت کمتر مقدار تجمع ماده خشک در غلاف،ساقه و برگ-در تعداد روزهاي مساوي پس از کاشت بيشتر از تراکم کشت بالاتر مي باشد؛ علاوه بر اين افزايش وزن خشک در غلاف بيش از ساقه و برگ بوده و با شروع پر شدن غلاف ها، سرعت تجمع مواد در اين اندام بالا مي رود که علت آن اين است که غلاف يک مقصد قوي مي باشد.
2-10-5 اثر تراکم کاشت بر تعداد دانه
تعداد دانه يکي ديگراز اجزاي عملکرد دانه ي لوبيا است که با تغيير تراکم کاشت تغيير مي کند. اين صفت بيشتر توسط عوامل ژنتيکي کنترل مي شود، اما مي تواند تحت تأثير محيط نيز واقع شود(قنبري و همکاران،1381). مطالعه ي اياز و همکاران(2001) و حيات و همکاران(2003)نشان دادند که افزايش تراکم،ناشي از کاهش تعداد غلاف در بوته است. زيرا در تراکم هاي بالا، رقابت براي فضا، نور و مواد غذايي براي هر گياه بيشتر شده و بنابراين، توليد شاخه هاي جانبي و به دنبال آن توليد غلاف در بوته کمتر مي شود، به طوري که يک رابطه مستقيم بين تعدا دانه در غلاف و تعداد غلاف در بوته ديده شده است(گلچين و همکاران1387، لون و همکاران2003). گزارش هايي نيز وجود دارند که نشان مي دهند افزايش تراکم بوته در حبوبات، تعداد دانه در غلاف را کم و يا زياد مي کند(Wwlls<1993). از طرف ديگر وسترمن و کروترز در آزمايشي نشان دادند که تعداد دانه در غلاف با افزايش تراکم بوته در ارقام رشد نامحدود لوبيا کاهش يافت ولي در ارقام رشد محدود به علت رقابت کمتر درهمان تراکم ثابت ماند. معمولاً تعداد دانه در غلاف با افزايش تراکم گياهي در ارقام رشد نامحدود لوبيا در کاهش مي يابد ولي در ارقام رشد محدود به خاطر تنش رقابتي کمتر، تغييري نمي کند(Westerman,1997).
2-10-6 اثر تراکم کاشت بر سرعت رشد محصول
ترابي جفرودي و همکاران(1381)به گزارش نمودند که شاخص هاي رشد آنها با کاهش فاصله بين دو بوته در رديف و يا افزايش تراکم کاشت بر ميزان سرعت رشد محصول افزوده مي شود. محققين ديگر تاثير تراکم بوته بر سرعت رشد گياهان زراعي ديگر مانند لوبيا و سويا را بررسي نموده و افزايش سرعت رشد محصول در تراکم هاي بيشتر را به افزايش سطح برگ و جذب نور نسبت دادن(Singh,1985; Envi,1973)با افزايش تراکم گياهي در لوبيا، تعداد گره در ساقه هاي اصلي و فرعي کم مي شود(لون و همکاران،2009)، ولي به طور کلي تعداد آنها در واحد سطح افزايش مي يابد. (پاوار و همکاران،2007). شاهين و همکاران(1995). به اين نتيجه رسيدند که تراکم بالا در لوبيا باعث کاهش تعداد گره در هر بوته مي شود.
2-10-7 اثر تراکم کاشت بر عملکرد
عملکرد دانه لوبيا در ارتباط مستقيم با تعداد غلاف در واحد سطح است، به گونه اي که با افزايش تراکم، عليرغم کاهش تعداد غلاف تک بوته، به علت افزايش تعداد غلاف در واحد سطح، عملکرد دانه افزايش مي بابد (Leakay.1972) ايسيک و همکاران (1997) با بررسي اثر تراکم بر عملکرد لوبيا معمولي نشان دادند که با افزايش تراکم بوته، با وجود کاهش وزن دانه و وزن بوته، به دليل افزايش تعدادبوته در واحد سطح، عملکرد دانه افزايش يافت. الهياري (1988) گزارش کرد بالاترين عملکرد دانه در هکتار اردرلوبيااز فاصله روي رديف 15 سانتي متر در مقايسه با فواصل ديگر 20و10و25 سانتي متر به دست آمد. ژو و پير (1988) گزارش کردندکه با کاهش فاصله بين بوته ها (افزايش تراکم)، عملکرد در واحد سطح لوبيا افزايش يافت. همچنين دانجال و همکاران (2001)گزارش کردند با افزايش تراکم ، عملکرد لوبياافزايش و در بيشتر ازتراکم مطلوب به علت کاهش فضاي تغذيه اي و بروز رقابت عملکردکاهش مي يابد. گالجر و بيکسون (1998) دليل کاهش عملکرد لوبيا در اثر افزايش تراکم بوته در واحد سطح را کمبود نور در جامعه گياهي دانستند.
آيسيک و همکاران (1997) اعلام کردند با افزايش تراکم بوته با وجود کاهش وزن تک بوته و وزن دانه در هربوته به دليل افزايش تعداد بوته در واحد سطح، بر عملکرد دانه و بيولوژيک افزوده شد. در تحقيق ديگر کاهش عملکرد غلاف در نتيجه افزايش تراکم بوته از 125 هزار بوته به 166 هزار بوته در هکتار گزارش شد (1985و Karlen). اجزاي عملکرد دانه در لوبيا شامل تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و وزن صد دانه است که نسبت آنها نقش مهمي در تعيين عملکرد نهايي بوته دارد (ليبمن و همکاران ،1995). گرافيوس 1957عملکرد لوبيا را به صورت اصل اجزاي عملکرد تعريف نمود که کاهش هريک از اجزا مي تواند به درجات مختلف با افزايش در ساير اجزاي عملکرد جبران گردد و بسته



قیمت: تومان


پاسخ دهید