دانشگاه تربيت معلم تهران
پروژه تحقيقاتي جهت اخذ مدرک کارشناسي ارشد
رشته جغرافيا و برنامه ريزي روستايي
عنوان
نقش کشاورزي ارگانيک در اقتصاد روستاوسلامت محيط
مطالعه موردي،روستاي کرد قشلاقي شهرستان اردبيل
نگارش:
رستم همداني
استاد راهنما:
دکتر حسن افراخته
تابستان 0 139
تشکر و قدرداني
پروردگار يکتا و توانا را سپاس مي گويم،که تدوين اين مجموعه را در قالب پروژه تحقيقاتي دوره کارشناسي ارشد به من ارزاني داشت.تدوين اين پروژه مقدور نبود،مگربا کمک خداوند متعال ومساعدت وراهنمايي هاي استاد گرانقدر دکتر حسن افراخته ،که در اينجا برخود لازم مي دانم از زحمات اين استاد بزرگ و اين انسان فرهيخته تقدير و تشکر نمايم.
همچنين از جناب مهندس گرانمايه که از کارشناسان حفظ نباتات جهاد کشاورزي شهرستان اردبيل مي باشند،ودر تدوين اين مجموعه متحمل زحمت شدند، تشکرمي نمايم ،همچنين ازتمامي مهندسين ناظر روستاها که نهايت همکاري را در اين مورد مبذول نموده اند،کمال امتنان و تشکر را دارم. از دکتر علي سليماني عضو هيات علمي دانشگاه زنجان که در تهيه منابع بنده را ياري کردند ،کمال امتنان و تشکر را دارم.
تقديم به:
دختر و همسر بردبارم که در تدوين اين پروژه بنده را ياري کردند.
فهرست مطالب
صفحه
فهرست مطالب1
مقدمه5
فصل اول: کليات تحقيق8
طرح مسئله9
اهداف تحقيق11
مشکلات تحقيق11
روش تحقيق12
فرضيات تحقيق13
فصل دوم: مباني نظري تحقيق14
مقدمه15
مفاهيم وتعاريف16
تعريف کشاورزي ارگانيک16
پيشينه کشاورزي ارگانيک18
کشاورزي ارگانيک در ايران20
مشکلات کشت ارگانيک در ايران22
مضرات کشاورزي صنعتي يا تجاري24
فوايد کشاورزي ارگانيک:25
بازار جهاني توليدات ارگانيک27
انگيزه خريد محصولات ارگانيک29
جايگاه آيفوام(IFOAM )30
کشاورزي ارگانيک و توسعه پايدار33
تصورات اشتباه در کشاورزي ارگانيک33
دليل تقاضا براي محصولات ارگانيک36
استاندارد هاومقررات درکشاورزي ارگانيک:37
استانداردهاي بين المللي37
استانداردهاي منطقه اي/فرامنطقه اي37
استانداردهاي ملي38
استانداردهاي گواهي/استانداردهاي خصوصي38
اصول کلي مديريت ارگانيک درمحصولات زراعي وباغي39
اقتصاد روستايي40
طراحي بازار ارگانيک41
بازار محلي42
بازار منطقه اي42
شبکه بازار ملي وصنايع تبديلي43
صادرات43
فصل سوم: موقعيت جغرافيايي منطقه مورد مطالعه…………………………………………48
موقعيت جغرافيايي روستا49
اقليم49
دما50
ساعات آفتابي51
بارندگي52
منابع آب54
پوشش گياهي55
ويژگي هاي جمعيتي روستا55
بررسي هاي اقتصادي56
بخش کشاورزي57
فصل چهارم: تجزيه و تحليل58
آمار توصيفي60
آمار استنباطي85
فصل پنجم: نتيجه و پيشنهادات87
نتيجه گيري از بحث89
پيشنهادات91
منابع وماخذ93
چکيده
افزايش سطح آگاهي مصرف کنندگان محصولات کشاورزي در خصوص تاثيرات سوء مواد شيميايي موجود بر سلامتي مصرف کنندگان وايجاد بيماري هاي حاد ومزمن،اشتياق مصرف کنندگان را به کشاورزي ارگانيک افزايش داده است.با افزايش سطح آگاهي ها،بازارهاي ارگانيک محصولات کشاورزي رشد قابل توجهي را شاهد بوده اند.
کشاورزي ارگانيک فرآيندي است که هدف آن تنها توليد محصولات سالم جهت تغذيه انسان نيست،بلکه در پي ارتقاي سلامت و بهره وري جوامع وابسته به خاک،آب،گياهان،جانوران وانسانهاست.
اهداف عمده در اين تحقيق توليد محصولات عاري از مواد شيميايي و سالم با حفظ منابع طبيعي وتقويت اقتصاد زراعي روستا بوده، در عين حال با تاکيد بر خطر فرسايش خاک زراعي مي باشد.براي تحقق اين اهداف از روش تحقيق،تحليلي-توصيفي واز روش اسنادي استفاده گرديده است.
فرضيات تحقيق با توجه به نقش کشاورزي ارگانيک در سلامت محصولات توليدي و محيط وهمچنين نقش کشاورزي ارگانيک در رونق اقتصادي روستاها مورد بررسي قرار گرفته و در نهايت به ضعف مديريت اجرايي کشت ارگانيک در سيستم نظارت و کنترل محصولات کشاورزي و… در کشورمان اشاره گرديده است.
واژگان کليدي
مقدمه
مصرف فراوان انواع سموم وکودهاي شيميايي چه از لحاظ تاثير برسلامت مصرف کنندگان محصولات کشاورزي وغذايي و چه از لحاظ تبعات زيست محيطي از قبيل آلودگي آب هاي زير زميني و بر هم زدن تعادل زيستي، روز به روز مورد ترديد جدي قرار مي گيرد. با توجه به افزايش مصرف کود وآفت کش هايي که پيامد آنها زوال باروري خاک، سلامتي و آلودگي هوا، آب، و غذا است1.
امروزه رويکرد جهاني به سمت کشاورزي ارگانيک است. در اين سيستم از کشاورزي که احتمالا برگرفته از کشاورزي سنتي باشد، سعي بر اين است تا از نهاده هايي که منشا شيميايي دارند استفاده نشود2.
تاثير نامطلوب و اثرات باقيمانده مصرف انواع کودهاي شيميايي و سموم، هورمونها و…در توليدات غذايي درکشورهاي صنعتي پيشرفته موجب شده است ، کشاورزي در جهتي کاملا متضاد با روش مدرن تحول يابد و آن جلوگيري از مصرف هرگونه مواد شيميايي يا نهاده مصنوع انسان در توليدات و پخش محصولات زراعي وباغي و دامي است. اين کشاورزي به کشاورزي ارگانيک موسوم است و در کشورهاي مختلف به نام هاي گوناگون همچون کشاورزي بيولوژيکي، کشاورزي پايدار و کشاورزي با مصرف کم مواد شيميايي ناميده مي شود. آگاهي جوامع به ايمني غذايي وحفاظت محيط زيست وسلامتي جوامع مي تواند ازطريق تحقيق و برنامه ريزي دقيق کشاورزي ارگانيک حاصل گردد، تا نسلهاي آينده بتوانند از شرايط مناسب بهداشت وسلامتي برخودارگردند. تخريب محيط زيست، تحديد منابع طبيعي، بهم خوردن تعادلهاي اکوسيستمي، گازهاي گلخانه اي، مرگ بيولوژيک خاک، فرسايش هاي شيميايي، آلودگي هاي صنعتي وشيميايي زباله ها، ظهور آفات وعوامل مقاوم جديد ازآسيب هاي نظام کشاورزي فشرده به طبيعت ومحيط زيست است.محيط زيست متاثر از فعاليت هاي کشاورزي،شامل مجموعه عوامل وشاخص ها در فرآيند توسعه پايدار و بهبود زندگي بهره برداران کشاورزي است،که علاوه بررشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي شاخص هاي توسعه پايدار و محيط زيست را نيز مورد بررسي قرارمي دهد3.
کشاورزي ارگانيک فرايندي است، که هدف آن تنها توليد محصولات سالم براي تغذيه انسان نيست،بلکه درپي ارتقاي سلامت وبهره وري جوامع وابسته به خاک ،آب،گياهان،جانوران وانسانهاست.اين سامانه توليد،فرآوري وعرضه محصولات کشاورزي شامل محصولات زراعي ،باغي،دام،طيوروآبزيان راشامل مي شود4.
کشاورزي ارگانيک ،نظام زراعي است ،مبتني برمديريت اکوسيستم زراعي، تمرکز بر حاصل خيزي خاک وسلامت گياه وعدم مصرف موادشيميايي مصنوعي که اين نظام با شرايط اجتماعي، اقتصادي، منطقه اي و محلي سازگاراست. کشاورزي ارگانيک همان کشاورزي سنتي قديم نيست، بلکه با استفاده از تکنولوژي و علوم مختلف مي توان بالا ترين روش توليد رادر کشاورزي بوجود آورد. کمبود مواد غذايي وکيفيت غذاي جمعيت درحال افزايش جهان، امروزه دنيا را به سمت کشاورزي ارگانيک مي کشاند.
کشاورزي ارگانيک نظامي اقتصادي،اجتماعي،ومديريت توليدي اکولوژيک است،که شناخت کاملي ازخاک واجزاي تشکيل دهنده آن دارد.اين نظام باافزايش حاصلخيزي خاک براي توليد مواد غذايي انسان درچرخه بيولوژيکي سعي دارد از ورود هرگونه نهاده هاي خارجي (کودهاي شيميايي،آفت کشها،علف کشها)به فرايند توليد جلوگيري کند،تاباحداقل هزينه به رابطه اي پايدارميان انسان ،محيط زيست وموجودات زنده بيانجامد.استفاده ازحشرات مفيد ازجمله کفشدوزک وکود سبزنمونه هايي ازکشت ارگانيک مي باشد.
در دهه1330 قبل ازآنکه توليد و مصرف کودهاي شيميايي درکشورمطرح شود، مصرف کودهاي آلي درسطح کشوررايج بود.هم زمان با ورود کودهاي شيميايي به کشورسازمان ترويج کشاورزي مصرف اين نوع کودها را تشويق نمود.دراوايل کار، بسياري از زارعين کودهاي شيميايي را حرام ومصرف آن رامشروع نمي دانستند،ولي با گذشت زمان وانجام فعاليت هاي ترويجي،کاربه جايي رسيد که دربعضي مزارع تاچهار تن درهکتارنيزکود شيميايي مصرف مي شد.نظر به نياز نيروي انساني،ميزان مخارج توليد در کشاورزي ارگانيک نسبت به سيستم صنعتي باتوجه به بالا بودن مزد کارگر،مخارج بسيارناچيز بوده وچنانچه اين توليدات دربازارهاي جهاني مقايسه شوند ،ميزان سود حاصله براي کشورهاي درحا ل توسعه به مراتب بيش ازکشورهاي پيشرفته خواهدبود5.

طرح مسئله
مشکلات وبحران هاي ناشي ازکاربرد نهاده هاي شيميايي مصنوعي درکشاورزي،عده اي ازمتخصصان ،شکل جديدي ازکشاورزي را تحت عنوان کشاورزي مدرن ارايه کرده وبه تبليغ آن مشغول هستند.از جمله مخاطرات پيش آمده اينست که با وجود مصرف ده برابر سموم شيميايي در دهه هاي اخير در کشورهاي در حال توسعه ميزان کاهش محصول بر اثر خسارت ناشي از آفات و بيماري ها دو برابرافزايش يافته است وسموم مصرفي برخلاف تصورات کارآيي خودرا ازدست داده اند. زيرا10 تا 50 درصد محصولات با وجود مصرف سموم ازبين مي روند.
ظهور و مقاوم شدن آفات ازمهمترين مخاطرات سموم مصرفي است.درحال حاضر600گونه عوامل بيماري زاو150گونه علف هرز در برابر سموم شيميايي مقاوم شده اند.سالانه دوميليون وپانصدهزارتن سم درجهان مصرف مي شود،که سهم هرفردحدود نيم کيلوگرم است.ميزان باقيمانده سموم درمحصولات ازحدمجازبيشتراست.هرفردسالانه به طورمتوسط 4/5کيلونيترات 1/5کيلومواد شيميايي وارد بدن خود مي کند6.
يکي از بد ترين موارد آلودگي،آلودگي مواد غذايي است،که بشر روزانه مصرف مي کند،ومتاسفانه آن را با چشم نمي بيند. اثرات باقيمانده مواد دفع آفات نباتي زماني خود را نشان مي دهد که خيلي دير شده است.آماري که از منابع رسمي اخذ شده است،نشان مي دهد،که تنها بر روي حدود 84000 هکتار مرکبات مازندران حدود 1500 تن سموم کنه کش،حشره کش،و قارچ کش مصرف شده است،که اگر مقدار سم مصرفي را بر مساحت بکار رفته محاسبه نماييم ملاحظه مي شود که در زير چتري از سم به ضخامت چند ميليمتر به سر مي بريم7.
ساليانه بيست ودو ميليون نفر بر اثر تجمع باقيمانده مواد شيميايي در محصولات کشاورزي ويا تماس مستقيم با مواد شيميايي در مزارع و خانه دچار مرگ ، سرطان ، بيماري هاي مزمن ، مسموميت و… مي شوند.به زير کشت رفتن يک ميليارد هکتار جديد به الطبع چند برابر شدن مصرف نيتروژن به صورت کود شيميايي وچند برابر شدن آفت کشها و تقاضاي شديد براي مصرف آب خواهد بود. اين در حالي است که منابع توليد بدليل بهم خوردن تعادلهاي طبيعي و اکوسيستمي به شدت در حال تخريب و تهديد مي باشند. از طرفي نظام رايج کشاورزي يا نظام کشاورزي فشرده که بر مصرف مواد و نهاده هاي بيروني استوار است، با وجود افزايش عملکرد بدليل استفاده از فناوري هاي جديد نه تنها منجر به امنيت غذايي نشده بلکه باعث ايجاد مخاطرات زيست محيطي و اکوسيستمي و پيامدهاي نامطلوب اقتصادي واجتماعي به ويژه در حوزه سلامت شده است. ميزان باقيمانده سموم در بسياري از محصولات زراعي و باغي و دامي از حد مجاز وشاخص هاي موجود بيشتر است. مصرف فراوان انواع سموم و کودهاي شيميايي چه از لحاظ تاثير بر سلامت مصرف کنندگان محصولات کشاورزي و غذايي وچه از لحاظ تبعات زيست محيطي از قبيل آلودگي آبهاي زير زميني وبر هم زدن تعادل زيستي روزبه روز مورد تهديد قرار مي گيرد. طرح مسايل جديدي همچون گياهان تغيير يافته ژنتيکي نيز به اين موارد اضافه شده است.
امروزه آگاهي مصرف کنندگان به مسايل فوق وافزايش گزارشات منتشره درخصوص تاثيرات سوءمواد فوق برسلامتي مصرف کنندگان وايجاد بيماريهاي حاد ومزمن اشتياق مصرف کنندگان را به محصولات توليد شده درشرايط طبيعي وحتي الامکان بدون استفاده ازانواع سموم وکودهاي شيميايي افزايش داده است. در ابتدا چنين محصولاتي با عناوين متفاوتي که نشان از منشا طبيعي نهاده هاي مصرف شده درآنها داشت،عرضه مي شدند.وبازارمحدودي را به خود اختصاص مي دادند. اما با افزايش سطح آگاهي ها،اين بازاررشد قابل توجهي راتجربه نمود وبه حدي که برنامه ريزان درجوامع صنعتي به منظور جلوگيري از تقلب ،استانداردهايي رابراي توليد، برچسب زني محصولات ارگانيک تدوين وارايه نموده اند.
لذا سوالهاي مطرح شده درموضوع کشاورزي ارگانيک عبارتنداز:
1- آيا کشاورزي ارگانيک دربهبوداقتصاد روستا نقش دارد؟
2- نقش کشاورزي ارگانيک در حفظ وسلامت محيط چيست؟
3- دليل تاکيد بر کشاورزي ارگانيک درايران چيست؟
4- بازارهاي ارگانيک در اقتصاد روستايي چه نقشي دارند؟
5- مصرف کودهاي دامي وزيستي درحاصلخيزي خاک چه تاثيري دارد؟
6- ميزان رضايت مشتريان از محصولات ارگانيک توليدي چقدر است؟
اهداف تحقيق
اهداف اصلي در اين تحقيق توليد محصولات کشاورزي عاري از مواد شيميايي وسالم وحفظ حاصلخيزي خاک با تاکيد بردانش بومي کشاورزان وتقويت اقتصاد زراعي آنها با استفاده از منابع تجديد پذير بوده ، همچنين عرضه غذاي سالم باکيفيت وکميت بالاتروفروش محصولات ارگانيک با قيمت بالاتر از قيمت محصولات توليدي به شيوه صنعتي مي باشد.
باتوجه به اينکه پتانسيل هاي توليد محصولات ازگانيک در کشورمان خيلي بالاست ،سرمايه گذازي دزاين بخش از کشاورزي توسط دولت وکشاورزان باعث زونق اقتصادي روستاييان ودر نهايت کشور خواهد شد، اهداف اين تحقيق به طور کلي عبارتند از:
1- توليد محصولات سالم و با کيفيت عالي
2- افزايش خاصيت انبار داري محصولات توليدي
3- پيشرفت اقتصادي روستاييان
4- رقابت عادلانه محصولات ارگانيک با محصولات توليدي به روش صنعتي
5- حاصلخيزي خاک زراعي وجلوگيري طبيعي از فرسايش آن
6- افزايش ارزش افزوده محصولات توليدي به شيوه ارگانيک
7- امنيت و دوام اقتصادي توليد کنندگان محصولات ارگانيک
8- کاهش هزينه هاي توليد محصولات
9- عدم آلودگي شيميايي خاک و محصولات توليدي
مشکلات تحقيق
به سان همه فعاليتهاي تحقيقاتي که درکشور صورت مي گيرد،اين تحقيق نيزمواجه با مشکلاتي بوده است که اهم آنها به قرارزيراست:
1- پروژه کشاورزي ارگانيک يک پروژه جديدونوبوده واطلاعات موجود دراين زمينه بسيارکم و بصورت ترجمه اي مي باشد. لذا دست يابي به منابع اطلاعاتي وتاليفي دراينمورد دشواربود.
2- عدم روحيه همکاري کشاورزان ،چون اغلب آنها به دنبال منافع شخصي هستند.
3- نبود آماردقيق ازميزان کشت محصولات بصورت ارگانيک وميزان توليد آن درمقايسه باکشاورزي صنعتي(استفاده ازکودهاي شيميايي)
4- نبود اطلاعات کافي کشاورزان ازمفهوم دقيق کشاورزي ارگانيک
5- خلاءمديريت محصولات ارگانيک
روش تحقيق
روش انجام اين تحقيق،تحليلي-توصيفي بوده که با استفاده از شيوه کتابخانه اي وميداني صورت گرفته است،درادبيات مسئله برحسب اقتضاي تحقيق ازروش اسنادي استفاده شده است.
ازشيوه هاي گردآوري اطلاعات يکي مراجعه به پايگاه اطلاعات ومنابع اينترنتي ،بعدي شيوه ميداني بوده که ازطريق مصاحبه وتهيه پرسشنامه از کشاورزان صورت گرفته ،بعدا اطلاعات جمع آوري ودسته بندي وموردتجزيه وتحليل نهايي قرار گرفته است.اين تحقيق ازگستره جغرافيايي وسيعي برخوردارنبوده وبخاطر حجم آماري کم،اغلب ازروش مصاحبه حضوري استفاده شده است،وازپرسشنامه به علت حجم کم نمونه از تعداد کمتر نمونه استفاده گرديده است.
فرضيات تحقيق
فرضيه اول:
کشاورزي ارگانيک نقش مهمي در سلامت محصول توليدي ومحيط دارد.
دراين فرضيه مضرات مصرف انواع کودهاي شيميايي،سموم،آفت کشهاوعلف کشها مورد بررسي قرار گرفته،و نقش کودهاي سبزوزيستي وآفت کشهاوعلف کشها ي زيستي درحفظ ساختمان خاک مورد بررسي قرارگرفته ،وتاثيراين سموم درميزان توليد، نسبت به کشاورزي توام با مصرف مواد شيميايي مقايسه گرديده است.
فرضيه دوم:
کشاورزي ارگانيک نقش عمده اي در رونق اقتصادي روستا دارد.
در اين فرضيه ميزان عملکرد محصولات ارگانيک با کشاورزي توام بامصرف مواد شيميايي (کشاورزي صنعتي )مورد مقايسه قرار گرفته ،ونقش کشاورزي ارگانيک در اقتصاد روستا بررسي گرديده است.
مقدمه
مصرف سموم وکودهاي شيميايي درکشاورزي افزايش يافته وتوليد محصولات غذايي رابا مشکل مواجه کرده است.پيشرفت تکنولوژي، علوم پزشکي ومشخص شدن اثرات سوء وناهنجاربقاياي مواد شيميايي درتوليدات کشاورزي که باعث بروزانواع سرطانها واثرات مضربرروي سلسله اعصاب درانسان وحيوانات گرديده، منجربه هوشياري جوامع با اين موضوع واستقبال ازتوليدات کشاورزي عاري ازهرگونه باقيمانده شيميايي گشته است. درمقابل کشاورزي صنعتي گزينه نامناسب براي رسيدن به امنيت غذايي در کشورهاي در حال توسعه مي باشد.گرچه با عرضه کودها و آفت کشهاي شيميايي عملکرد توليد مواد غذايي افزايش يافته است،اما تداوم مصرف مواد مذکور در بلند مدت علاوه بر آنکه اين عملکرد را تدريجا ميل به کاهش داده،مسايل زيست محيطي بسياري هم درپي داشته است.کاهش حاصلخيزي خاک،آسيب به تنوع زيستي ومحيط،تنزل وتخريب منابع آب و طغيان ناشي ازبروز مقاومت در جمعيت هاي آفات گياهي از جمله مسايل جانبي مربوط به اين شيوه توليد است.
موفقيت هاي ظاهري کشاورزي صنعتي وانقلاب سبز،اثرات جانبي ناخواسته برآمده از اين راهبرد را براي مدت محدودي تحت الشعاع قرار داده بود.اما با گذشت زمان ودر پي بررسيهاي پر دامنه پژوهشگران در مناطق مختلف جهان،مسايل بهداشتي ناشي از اين روش توليد،تا حد قابل ملاحظه اي آشکار شد.روند فزاينده هزينه هاي جانبي کشاورزي صنعتي نيز موضوع بسيار مهمي است که اخيرا به مرحله درک واحساس عمومي رسيده است. مسايل و هزينه هاي رشد يابنده اي که آيندگان مجبور به پرداخت آن خواهند بود8.
مفاهيم وتعاريف
تعريف کشاورزي ارگانيک
کشاورزي ارگانيک درساده ترين تعريف به عنوان کشاورزي بدون افزودن مواد شيميايي صنعتي تعريف شده است. ماده شيميايي صنعتي،ماده اي است که طي فرآيندهاي شيميايي غيرطبيعي تهيه شده است.اين تعريف ناقص وحتي نادرست است.اين تعريف بدان معني نيست که کشاورزي ارگانيک قطعا کشاورزي بدون مواد شيميايي باشد،زيرا ما درجهاني زندگي مي کنيم که درآن مواد شيميايي مصنوعي درخاک،آب وهوا وجود دارد.واژه ارگانيک مانند بسياري ازواژگان انگليسي،چندين معنا دارد.معنايي که درکشاورزي ارگانيک مد نظر است،براي مديريت تمام مزرعه به کار مي رود وبراساس آن، مزرعه به عنوان موجود زنده درنظرگرفته مي شود9.
در کشاورزي ارگانيک اصطلاح ارگانيسم يا ارگانيک به معني موجود زنده مي باشد.ودر واقع در اين سيستم نيز به محيط زيست ومزرعه به عنوان موجود زنده که تمام اجزاي آن شامل آب،خاک،ميکروارگانيسم ها،گياهان، جانوران و انسان بر يکديگراثر متقابل مي گذارند و به صورت واحد منسجم نگريسته مي شود.10
موادشيميايي صنعتي(مصنوعي) چون علف کشها، حشره کشها،قارچ کشها، داروهاي دامي، سوپرفسفات و اوره درکشاورزي ارگانيک به کار نمي رود. به طور کلي درمزارع ارگانيک،هيچ گونه ماده شيميايي مصنوعي به کار برده نمي شود. اين مواد درآماده سازي خاک،رويش گياه ياتوليد نهاده هايي که درتغذيه گياه، ذخيره سازي،فراوري يا فروش آن دخالت دارند، به کار نمي روند. کشاورزي ارگانيک، حرکت به عقب نيست.دراين سامانه، بهترين دانش سنتي با علم جديد ترکيب مي شود ودرعين حال با ساير روشهاي نوين مديريت، سازگار است.مزارع ارگانيک همچون ديگر زمينهاي زراعي به خوبي آماده شده و نيازمند مديريت قوي، به ويژه درمورد خاک و آفات است11.
اهداف مهم درکشاورزي ارگانيک بطور کلي پايداري بوم شناختي،پايداري اجتماعي وپايداري اقتصادي مي باشد،که اهم آنها عبارتند از:
1- احترام به فرهنگ محلي وتوليد محصولات سالم وعاري از مواد شيميايي وحفظ حاصلخيزي خاک با تاکيد بر دانش بومي ونظام هاي زراعي سنتي.
2- کاهش هزينه ها وافزايش درآمد واستفاده بهينه ازمنابع تجديد پذير.
3- عرضه غذا وطراحي بازاروتجارت مشخص.
4- افزايش کميت وکيفيت محصولات کشاورزي.
5- حفظ اکوسيستم هاي طبيعي وپايداري طبيعي ، سلامت توليد کننده ومصرف کننده.
6- استفاده ازگياهان تثبيت کننده ازت که بيشترازتيره بقولات هستند،بعنوان کودسبزوعاري ازمواد شيميايي.
7- منع مهندسي ژنتيک ومنع مصرف ترکيبات تنظيم کننده رشد مصنوعي اعم ازکودهاي شيميايي،هورمونهاي رشدو…
8- مشارکت وتوسعه پايدارفعاليتها ازطريق تشکل هاي محلي وشبکه هاي توانمند محلي.
9- تقويت اقتصاد زراعي ودامي به شيوه سنتي وارتقا درآمد روستاييان12.
10-
پيشينه کشاورزي ارگانيک
گفتن اينکه کشاورزي ارگانيک دقيقا از چه زماني براي اولين بار پديدار شده ،بسيار سخت است.زمانيکه استفاده از نهاده هاي شيميايي همراه با ورود واريته هاي پر محصول وکاربرد زياد از مکانيزاسيون کشاورزي گسترش يافت.تعمدا با اين توسعه جديد مخالفت کرده،وشروع به انجام عمليات کشاورزي ارگانيک از قبيل تهيه کمپوست،تناوب اصلاح شده کشت و استفاده از کود سبز نمودند.
از آنجا اثرات منفي انقلاب سبز روي سلامت مردم و محيط زيست،دردهه هاي 1970 و1980 مشهودتر شد،به تدريج هشياري مردم نسبت به موضوع ارگانيک در بين کشاورزان ومصرف کنندگان رو به افزايش گذارد،و سيستم هاي کشاورزي مشابه مثل پرما کالچر يا کشاورزي کم نهاده توسعه يافت.
سر آلبرت هاوارد در اوايل قرن نوزدهم به عنوان بنيان گذار جنبش کشاورزي ارگانيک تاثير زيادي بر درک حاصلخيزي خاک وارتباط آن با سلامت گياه داشت.وي در جستجوي راهکار کشت بوم شناسي،متوجه اهميت هوموس در مزرعه شد.او کشاورز وعلف هرز را استاد کشاورزي خود مي دانست وبر اين باور بود،که آفات وعلف هاي هرز نماينگر بر هم خوردن حاصلخيزي خاک و کشت نامناسب در شرايط نامطلوب هستند.او متوجه شد که اگر شرايط نامناسب اصلاح گردند،آفات هم از بين مي روند.
ماسانوبوفوکواکا اين کشاورز ژاپني،به شعار نه شخم،نه کود،نه آفت کش،نه مبارزه با علف هرز،بلکه کشاورزي طبيعي بدون هيچ کاري عمل مي کند. بنا بر عقيده او،تصور اينکه انسان قادر به رشد وتوليد محصول بوده،گماني خودپسندانه است. وي معتقد است که نهايتا اين طبيعت است که محصولات را پرورش مي دهد13.
کشاورزي ارگانيک در سطح جهان
براي اولين بارکشاورزي ارگانيک ومفاهيم کشاورزي تلفيقي،غيرمتمرکزوعاري ازمواد شيميايي ،بوسيله “نورث برن” درسال 1940 مطرح گرديد.دراواخر دهه 1960 وابتداي دهه 1970 ،بحرانهاي ناشي ازانقلاب سبز ضرورتهاي حرکت به سمت کشاورزي ارگانيک را شتاب بخشيد. تا سال2003ميلادي بيش از24ميليون هکتارازاراضي کشاورزي مناطق جهاني به کشت ارگانيک تخصيص يافت،وطبق آخرين آماراين مقداربه حدود 50ميليون هکتار رسيده است.دراين ميان بيشترين سطح زير کشت به به مناطق اقيانوسيه (8/41%) قاره آمريکا (1/30%) و اروپا (15/23%) اختصاص داشت، و در قاره آسيا وآفريقا ازسطح زيرکشت کمتري نسبت به سايرين برخوردار بوده اند.
کشورهاي آرژانتين واستراليا ازمناطقي هستند که عمده صادرات محصولات ارگانيک را در انحصار خود دارند . درسال 2003 فقط آرژانتين از فروش محصولات ارگانيکي مانند حبوبات،قهوه،شکروگوشت حدود 4 ميليارد دلاردرآمد ارزي داشته است. کشور کنيا که با استفاده از روشهاي توليد پايدار شامل کمپوست،توليد آفت کشهاي سالم وروشهاي محا فظت ازمحصول به توليد 4 تا 9 برابرذرت دست پيدا کرده است.دربرزيل نيز22300 کشاورز با استفاده از کشاورزي ارگانيک مقدارمحصول ذرت توليدي را دو برابروگندم توليدي رابه3الي5 تن در هکتار افزايش داده اند.يک ميليون کشاورز برنجکار در کشورهاي جنوب شرقي آسيا سيستم کشاورزي خود را به کشاورزي ارگانيک تغيير داده اند ،دراين روش کشاورزان با استفاده از روشهاي جايگزين ضمن کنترل آفات وعدم استفاده از مواد شيميايي ميزان محصول خود را 10% افزايش داده اند14.
کشاورزي ارگانيک در ايران
درکشورما با توجه به اينکه به لحاظ جغرافياي طبيعي، سيستم کشاورزي بصورت سنتي و پراکنده در روستاها ودر قطعات کوچک پا گرفته وکشاورزي صنعتي بطور کامل استقرار نيافته است،اين فرصت فراهم است تا از اين وضعيت براي تبديل کشاورزي سنتي ومعمول به ارگانيک بدون مصرف هزينه زياد وتنها با نظارت وهدايت فني استفاده گردد،واز اين طريق با توجه به قيمت 2-3 برابري اين محصولات ونيزافزايش اشتغال،ارزش افزوده عايد کشورخواهد شد. براساس اطلاعات FAO ازتعداد 66 محصول (41 محصول زراعي و25 محصول باغي ) اصلي توليدات کشاورزي جهان ، ايران با 7 محصول زراعي و15 محصول باغي دررتبه هاي اول تا دهم قراردار کميته محصولات ارگانيک در سال 1380 به دستور معاون زراعت در سازمان حفظ نباتات کشور تشکيل شد.کل سطح کشت محصولاتي که در کشور بدون استفاده از سموم وکودهاي شيميايي توليد شده اند حدود 239 هزارو 462 هکتار است، که شامل 125 هزارو802 هکتار محصولات باغي و 113 هزار و659 هکتار محصولات زراعي مي باشد. تشکيل کميته راهبردي ملي،توليد محصول سالم و ارگانيک در سال 1387 در وزارت جهاد کشاورزي مهمترين گام براي اجرا و توسعه کشاورزي ارگانيک درکشور است . تدوين استانداردها ومقررات دستورالعمل ها و فرايند گواهي محصول براي تحت پوشش قرار دادن،تا 6 درصد از اراضي در کشور از مهمترين اقدامات و برنامه هاي اين کميته است. با وجود پتانسيل هاي عظيم بازار محصولات ارگانيک در دنيا و پتانسيل هاي فراوان در توليد و عرضه محصولات طبيعي وارگانيک وغذاي حلال در کشور، متاسفانه هيچ نظام مشخصي براي بهره برداري از اين توان وجود ندارد. بنابراين به جز در برخي از محصولات زراعي که فعلا نيازمند افزايش توليد از طريق بهينه کردن مصرف کود وسموم شيميايي مي باشيم.با توجه به اطلاعات جمع آوري شده درسال 1380 حدود 230 هزارهکتار از مزارع کشورمان ،شامل 125 هزار هکتار باغات و105 هزار هکتاراز اراضي زراعي بصورت طبيعي از پوشش مصرف سموم وکودهاي شيميايي خارج بوده وبيش از 800 هزارهکتار زمينهاي زراعي از سموم شيميايي استفاده نکرده اند15.
لازم به ذکراست که دربيشتر مناطق کشور کشاورزي رايج به معناي واقعي ارگانيک است ونيازي به تغيير ساختار به جزاعما ل سيستمهاي نظارتي نمي باشد،درحال حاضربصورت رسمي حدود 16000 هزار هکتارازاراضي کشاورزي ايران داراي ويا درحا ل اخذ گواهي بين المللي ارگانيک هستند ،از جمله مي توان به محصولاتي نظيرپسته در زرنديه ساوه ،گل محمدي در کرمان،زيتون در قم،اناردر فارس،برنج دربابلسر اشاره کرد.با توجه به اينکه مصرف سموم شيميايي در ايران بسيارکمترازشرايط کشاورزي صنعتي است وحتي در بيشتر محصولات مانند زعفران، زيره، پسته، و… مي تواند فعاليتهاي گسترده اي را براي شروع وحضوردرتوليد محصولات ارگانيک درجهان داشته باشد16.

مشکلات کشت ارگانيک در ايران
سيستم متعارف انتقال يافته ،شامل طراحي يافته هاي تحقيقاتي در ايستگاههاي تحقيقاتي وارايه آن به نهاده هاي توسعه دهنده وترويج براي انتقال به کشاورزان جهت کاربرد در مزارع صورت مي گيرد.اين سيستم که بر اساس انتقال يافته ها از بالا به پايين طراحي شده ،ترويج وآموزش کشاورزي را بر مبناي معلم-شاگردي بنا نهاده است،درعمل فاقد کارآيي موثر بوده و بصورت بهينه نتوانسته جوابگوي فرآيند توسعه به ويژه توسعه پايدار درکشاورزي باشد.بخصوص در دراز مدت با تغييرات وتحولاتي که در مسير رشد و ارتقاي شاخص هاي خاص توليد وبازار جهاني محصولات کشاورزي به وقوع پيوست.مسايل بسيار پيچيده تر وداراي ابعاد متفاوت تري شده اند.واين سيستم نا کارآمدي بيشتري را نشان مي دهد.از جمله دلايل نا کارآمدي سيستم متعارف تحقيق،ترويج وآموزش کشاورزي عبارتند از فرآيند طراحي يافته ها ودستورالعمل ها بصورت بدون در نظر گرفتن تنوع وپيچيدگي اقليم وموقعيت خاص مناطق عملياتي صورت مي گيرد .مکانيسم پژوهشها به جاي محوري مبتني بر تحقيقات بنيادي مي باشد،وبيشتر به ارتباط يک طرفه تحقيق کاربرد تاکيد مي کند.محققان شناخت و باز خورد مناسب وجامعي از تجربيات و دانش بومي و شرايط اقليمي طراحي يافته ندارند.بهره برداران به دليل تنوع در ساختارها و اکوسيستم،در برابر يافته هاي توصيه اي و انتقالي ،داراي مسايل غير مترقبه مواجه هستند،که اين پيچيدگيها بهره برداران را در برابر نا کارآمدي يافته هاي توصيه داده و باعث بي اعتمادي وعدم کاربرد در سطح وسيع و به صورت جامع مي گردد.عدم دخالت آگاهانه بهره برداران در فرآيند تصميم گيري و برنامه ريزي منجر به پيدايش يافته هاي تحقيقاتي و دستورالعمل هايي است که به ندرت در راستاي نياز ومشکلات واقعي بهره برداران است. ابزارها وشيوه هاي انتقال يافته هاي تحقيقاتي نيز در اين فرآيند کارايي ندارند،زيرا در استفاده از شيوه هاي آموزشي خاص يک طرفه،بخش مهمي از دانش بومي و تجربيات بهره برداران به کار گرفته نمي شود.وبالطبع نا سازگاريهاي ايجابي بين دانش و تجربه باعث عدم فرآيند انتقال مي گردد.بنابراين برقراري وتوسعه مديريت جامع توسعه کشاورزي ارگانيک نيازمند بازنگري،دقت ونگرش خاصي است،تا خطاها وبحرانهاي ناشي ازهم خواني يافته هاي تحقيقاتي وتکنولوژي با فرآيند مديريت مزارع توسط بهره برداران در مناطق مختلف و با ويژگيهاي متنوع اجتماعي واقتصادي،با مشکلات همراه نباشند17.
مضرات کشاورزي صنعتي يا تجاري
1- در کشاورزي تجاري و متعارف از بيش از 300 ترکيب شيميايي خطرناک و مصنوعي نظير آفت کشها، علف کشها و کودهاي شيمايي بمنظور کنترل آفات و حشرات و حاصلخيز سازي خاک استفاده ميگردد که بقاياي اين مواد پس از ورود به بدن ميتوانند موجب مشکلات عديده اي گردد منجمله: بروزنقصهاي مادرزادي، تولد نوزاد با وزن کم، اختلال در سيکل ماهانه زنان، سقط جنين، بلوغ زودرس و يا دير رس، يائسگي پيش رس، تغيير در رفتار جنسي، کاهش تعداد اسپرم مردان، کاهش باروري و يا ناباروري، تغيير در سرعت متابوليسم، اختلال در سيستم غدد داخلي، ضعف عضلاني، کاهش حافظه، آسيب به سيستم عصبي و مغز، کاهش کارايي سيستم ايمني بدن و سرطانزايي. يافته ها حاکي از آنست که 60 درصد سموم دفع آفات، 90 درصد قارچ کشها و 30 درصد حشره کشها سرطانزا ميباشند.
2-استفاده از کودهاي شيميايي و آفت کشها سبب آلودگي آب، خاک و هوا ميگردند.
3- استفاده بي رويه از کودهاي شيميايي و آفت کشها موجب ميشود تا آفتها نسبت به سموم مقاوم گرديده و آفات جديدي نيز ظاهر گردند.
4- پرتو دهي محصولات يعني آنکه محصولات را در معرض ميزان کنترل شده پرتوهاي يونيزه کننده قرار ميدهند تا اينکه باکتريهايي نظير ايکولاي و سالمونلا نابود گرديده و درواقع محصولات را به اين طريق ضد عفوني مي کنند. کنترل حشرات و انگلها، افزايش ماندگاري و جلوگيري از جوانه زدن از ديگر علل پرتودهي محصولات غذايي ميباشد. اما اين پرتودهي موجب:الف-از دست رفتن ميزان اندکي از مواد مغذي محصولات ميشود. ب-هنگامي که مواد غذايي پرتودهي ميشوند مواد شيميايي سرطان زايي بنام سيکلو بتانونيس تشکيل ميگردد.
5- مهندسي ژنتيک و يا اصلاح ژنتيک محصولات به جداسازي، دستکاري و انتقال ژنها اطلاق مي گردد. در اين روش ژنهاي با خاصيت مطلوب از يک گونه جدا گرديده و به گونه هدف انتقال داده ميشود. بهبود کيفيت، افزايش توليد، ايجاد يک صفت مطلوب و مقاوم ساختن محصولات در برابر آفتها و تنشهاي محيطي از کاربردهاي مهندسي ژنتيک ميباشد. مضرات محصولات اصلاح شده ژنتيکي شامل بروز نقصهاي مادرزادي، کاهش طول عمر، افزايش حساسيت زايي مواد غذايي (بعلت تغيير در زنجيره پروتئينها)، فقر مواد مغذي، مقاومت آنتي بيوتيکي (احتمال دارد ژنهاي مقاوم در برابر آنتي بيوتيک ها به باکتريهاي بيماريزا در بدن منتقل گردد و يک بيماري جديد و مقاوم در برابر آنتي بيوتيکها ايجاد شود).
6- استفاده هورمونها در دام و طيور رشد آنها را تسريع کرده و فربه شدن آنها را سرعت ميبخشد. اما از ارزش غذايي آنها ميکاهد. آنتي بيوتيکها هم که براي جلوگيري از بيمار شدن دام و طيور مورد استفاده قرار مي گيرند مي توانند در انسان مقاومت آنتي بيوتيکي ايجاد کنند.
فوايد کشاورزي ارگانيک:
1- در کشاورزي ارگانيک آب توسط مواد شيميايي آلاينده مانند کودهاي مصنوعي، آلوده نميگردد.
2- در کشاورزي ارگانيک تعادل اکوسيستم و حاصلخيزي خاک حفظ ميگردد. فرسايش خاک نيز تا 50 درصد کاهش مي يابد.
3- تنوع زيستي در زمينهاي زراعي ارگانيک 57 درصد بيشتر است. (به علت حداقل استفاده از سموم آفت کش و علف کش)
4- کشاورزان در معرض سموم و آلاينده هاي کمتري قرار ميگيرند.
فوايد مصرف مواد غذايي ارگانيک:
1- ارزش غذايي بالاتري دارند. ميزان ويتامين C ، کلسيم، منيزيوم، آهن و فسفر در مواد غذايي ارگانيک بيشتر است.
2- مواد غذايي ارگانيک حاوي آنتي اکسيدان بيشتري ميباشند. در مواد غذايي ارگانيک آنتي اکسيدان فنو ليک بيشتر يافت ميگردد (50 درصد بيشتر از محصولات غير ارگانيک). چراکه آفت کشهاي مصنوعي توليد اين مواد را در گياهان کاهش داده اما کودهاي حيواني و آلي بکار رفته در کشاورزي ارگانيک توليدآنها را افزايش ميدهد.
3- کمتر سمي هستند. محصولات ارگانيک سالم تر بوده و به بقاياي آفت کشهاي آلي کمتر آلوده ميباشند. همچنين اين محصولات فاقد افزدنيهاي غذايي بوده و طبعا سالمتر ميباشند.
4- خوشمزه و خوش طعم تر هستند. يکي از دلايل آن اين است که محصولات ارگانيک پس از برداشت در مدت زمان کمتري بدست مصرف کننده رسيده و تازه تر ميباشند. و همچنين در محصولات تهيه شده به روش تجاري، با فرآوريها و دستکاريهايي که بروي آنها صورت ميگيرد تنها به ظاهر، رنگ، بالا بردن ماندگاري، افزايش توليد و مقاوم کردن آنها در برابر صدمات ناشي از حمل و انبار داري توجه ميشود و نه کيفيت و ارزش تغذيه اي آن.
5- توليد کنندگان محصولات ارگانيک از استانداردها و دستورالعمل هاي بسيار سخت گيرانه اي تبعيت ميکنند که احتمال آلوده شدن اينگونه محصولات به مواد شيميايي و سمي به حداقل ممکن مي رسد.
(منبع : استعلاجي، عليرضا سال22 ؛ بررسي وتحليل رويکردها و راهبردهاي توسعه روستايي-ناحيه اي؛ نشريه جهاد ،شماره 250-252)
بازار جهاني توليدات ارگانيک
تجارت توليدات ارگانيک به سرعت در حال رشد مي باشد.بنا به برآوردهاي مرکز تجاري بين المللي(ICT ) بازار جهاني خرده فروشي غذا ونوشيدني ارگانيک در سال 2001 ميلادي به حدود 21 بيليون دلار رسيده است.اين مرکز نرخ رشد سالانه فروش اين محصولات را نيز بسته به بازار بين 5 تا 20 درصد در يک دوره زماني متوسط برآورد نموده است.ميزان فروش محصولات ارگانيک طي چند سال آينده به 1 تا 10 درصد کل ميزان خرده فروشي محصولات خوراکي در بازارهاي عمده خواهد رسيد.با وجود اينکه دسترسي به بازارهاي صادراتي مشکل است، ولي فرصت هاي خوبي براي کشورهاي در حال توسعه براي صادرات محصولات ارگانيکي که در اروپا و آمريکاي شمالي نمي شوند از قبيل قهوه،چاي ،کاکائو،ادويه،ميوه هاي گرمسيري،مرکبات وسبزيجات خاص وجود دارد.بزرگترين بازارهاي محصولات ارگانيک در در سطح جهان ،در آمريکا،اروپا وژاپن متمرکز مي باشند.(شکل 1-2 )
در بعضي کشورهاي در حال توسعه نيز بازارهاي محلي توليدات ارگانيک در حال شکل گيري اند،ولي هنوز بسيار کوچک مي باشند.وابستگي انحصاري به بازارهاي صادراتي،به دليل احتمال نوسان قيمت در بازار جهاني توليدات ارگانيک،مي تواند ريسک بالايي را براي کشورهاي غير پيشرفته ايجاد نمايد.بنابراين توسعه بازارهاي داخلي محصولات ارگانيک براي جنبش هاي ملي ارگانيک بسيار حائز اهميت مي باشد18.
در سالهاي اخير کشاورزي ارگانيک در بسياري از کشورهاي جهان رشد چشم گيري را تجربه نموده است.در کشورهاي کمتر توسعه يافته کشاورزي ارگانيک گواهي شده عمدتاصادرات محور بوده وبازارهاي داخلي کماکان نسبتا کوچک است.توسعه بازارهاي محلي محصولات ارگانيک از اهميت ويژه اي براي استقلال بخش ارگانيک يک کشور برخوردار است.به همين منظور اقدامات وتلاش هاي مشترک،هم در سطح ملي و هم در سطح بين المللي انجام پذيرد. آيفوام و گروه هاي ملي ومنطقه اي آن بستر مناسبي براي متقاعد کردن واعمال نفوذ،توسعه ويکسان سازي استانداردها؛توسعه فناوري،بازاريابي وآموزش فراهم مي آورد19.

جايگاه آيفوام (IFOAM )
آيفوام يا اتحاديه جهاني جنبش هاي کشاورزي ارگانيک، نماينده و متحد کننده جنبش هاي کشاورزي ارگانيک در سطح جهان به شمار مي رود.آيفوام داراي 700 سازمان عضو دربيش از 100 کشور دنيا بوده و مهمترين وظيفه آن هماهنگ کردن جنبش بين المللي ارگانيک است. آيفوام يک اتحاديه دموکراتيک است، که تمام تصميمات بنيادي در مجمع عمومي آن گرفته مي شود جايي که هيات مديره جهاني آن نيز انتخاب مي گردد.اعضا با توجه به مناطق جغرافيايي يا بخش هاي مورد علاقه سازماندهي مي شوند.فعاليت هاي اتحاديه در قالب کميته هاي مختلف(مثل کميته استاندارد آيفوام)، گروه هاي کاري و نيروهاي موظف انجام مي گيرد. آيفوام به عنوان اتحاديه جنبش هاي ارگانيک به سازمان ها،موسسات،تجار و ديگر بخش هاي فعال در عرصه ارگانيک عضويت وابسته مي دهد،وافراد حقيقي مي توانند به عنوان حامي به آيفوام به پيوندند20.
رسالت آيفوام
– تبادل دانش ومهارت در بين اعضا واطلاع رساني به مردم درباره کشاورزي ارگانيک
– نماينده جنبش ارگانيک در محافل سياست گزار
– توسعه وبازبيني استانداردهاي بين المللي پايه آيفوام براي کشاورزي و فرآوري ارگانيک
– تضمين کيفيت ارگانيک در سطح جهان
– برنامه تاييد صلاحيت آيفوام مراقب برنامه هاي گواهي در سطح جهان مي باشد
هم اکنون بيش ازسه دهه ازتوجه جهاني به موضوع حفاظت محيط زيست وحدود دودهه ازمباحث پيرامون توسعه پايدار مي گذرد.قبل ازاين ايام،درتمامي پروژه ها ي توسعه،صرفا ديدگاه اقتصادي وايجاد درآمد وبازده اقتصادي بيشتر مد نظر بود.ليکن دردهه 1970 ميلادي اين ذهنيت درافکارسياستگزاران وبرنامه ريزان توسعه مطرح گرديد که اين گونه روند رشد اقتصادي نهايتا منجربه تخريب محيط زيست،نابرابري اجتماعي،کاهش منابع و…مي شود وجبران اين معضلات در دراز مدت موجب ضررهاي فراوان اقتصادي خواهد شد21.
کشاورزي ارگانيک درراستاي توسعه پايدارکشاورزي بوده و به مجموعه اي ازعمليات گفته مي شود که باهدف کاهش مصرف نهاده هاي غيرطبيعي به اجرا درمي آيد ودرآن مصرف کود وسموم شيميايي،مواد نگهدارنده سنتز شده،داروهاي شيميايي ،ارگانيسم هاي توليد شده به روش مهندسي ژنتيک وپساب ها کنارگذاشته مي شود.بررسي ها نشان مي دهند که روند استقبال جهاني از کشاورزي ارگانيک اميد بخش مي باشد که از جمله دلايل آن مي توان به افزايش نگراني ها درمورد آلودگي منابع پايه ،سلامت غذا،انسان وحيوانات ونيزتوجه بيشتربه ارزشهاي طبيعت ومناظرطبيعي اشاره کرد.گرچه درمزارع ارگانيک عملکرد محصول معمولا ده تا سي درصد کمترازمزارع غيرارگانيک است، اما درصورت برنامه ريزي اصولي،ميزان عملکرد،توليد ودرآمد مزارع ارگانيک مي تواند بيشترازمزارع غيرارگانيک باشد.براي مثال درفيليپين عملکرد شاليزارهاي ارگانيک 6 تن درهکتار گزارش شده است.
تجارب موجود درزمينه اجراي پروژه هاي کشاورزي ارگانيک نشان داده است که درمناطق کم بازده با استفاده ازشيوه هاي کشاورزي ارگانيک عملکرد 2-3 برابرمي شود.علاوه براين، درکشورهاي توسعه يافته عواملي مانند آمادگي مصرف کنندگان براي خريد به قيمت بالاتر، پرداخت يارانه از سوي دولت وگسترش اکوتوريسم موجبات افزايش درآمد کشاورزي ارگانيک را فراهم مي سازد22.
بررسي ها در کشورهاي توسعه يافته نشان مي دهند که مصرف کنندگان حاضرند محصولات ارگانيک رابه بهاي 10 تا 40 درصد بيشترازمحصولات غيرارگانيک بخرند.امروزه تعداد زيادي ازفروشگاههاي زنجيره اي محصولات ارگانيک عرضه مي کنند وبازاراين محصولات روبه رونق بوده وتقاضاي بالقوه بيش ازعرضه است.انتظارمي رود رشد تقاضا در آينده ادامه يابد بنابراين کمبود عرضه محصولات ارگانيک اين فرصت رابراي کشورهاي درحال توسعه به وجود مي آورد که وارد بازار شوند وسهمي ازآن را به خود اختصاص دهند.شکل 1-2
شکل 1-2 انگيزه خريد محصولات ارگانيک
(منبع :آذرمي ،يحيي1386؛کشاورزي ارگانيک وتوسعه پايدار؛ ص7)
علاوه بر مزاياي زيست محيطي واقتصادي مذکور،کشاورزي ارگانيک ازلحاظ اجتماعي نيزمنافع زيادي به همراه دارد ازجمله به دليل استفاده از نهاده هاي ارزان وغيروارداتي ونيزتکيه بيشتر به نيروي کار،فرصت هاي شغلي را افزايش مي دهد.همچنين کشاورزي ارگانيک شيوه ها و غذاهاي سنتي را احيا مي کند و در تقويت انسجام اجتماعي نقش موثري دارد.
دراستراتژي انقلاب سبز نيزبا هدف تامين مواد غذايي جمعيت روبه رشد جامعه جهاني (به علت بالا رفتن اميد به زندگي دراثر بهبود وپيشرفت ارايه خدمات بهداشتي ودسترسي به مواد غذايي با تنوع وکيفيت بهتردرکشورهاي توسعه يافته واکثر کشورهاي درحال توسعه) براهداف کوتاه مدت و حد اکثر عملکرد متکي است.درکشاورزي تجاري با استفاده بي رويه ونامتعادل ازکودها وسموم که تخريب خاک وازبين رفتن موجودات خاکزي را درپي داشت،توان توليد وحاصلخيزي خاک کاهش يافت ونتيجه اين روش کشاورزي، پايين آمدن کيفيت محصولات بود.
کشاورزي ارگانيک و توسعه پايدار
با توجه به افزايش مصرف کود وآفت کشهايي که پيامد آنها زوال باروري خاک،سلامتي وآلودگي هوا،آب وغذا است،نگرانيهاي روزافزوني درباره محيط زيست جهاني ايجاد شده ومفهوم کشاورزي ارگانيک اهميت فزاينده اي در راستاي توسعه کشاورزي پايداروبوم سازگار درسرتاسر جهان پيدا کرده است.
يکپارچگي انسان و محيط او ازسده هاي دور مورد توجه بوده است و به ويژه در آموزشهاي ديني به کرات در مورد حفظ منابع طبيعي، به عنوان مواهب و مائده هايي که در اختيار انسان قرار داده شده،توصيه ها و رهنمودهاي متعارفي ارائه شده است.توسعه پايدار را مي توان چنين تعريف کرد.”توسعه اي که نيازهاي فعلي را بدون خدشه دار کردن توانايي نسل آينده براي برآورده ساختن نيازهاي خود بر آورده نمايد.” در اين تعريف به امنيت غذايي نيز اشاره شده است23.
تصورات اشتباه در کشاورزي ارگانيک
کشاورزي ارگانيک بر پايه استفاده از نهاده هاي ارگانيک طبيعي ودرون مزرعه اي چون کود دامي تازه،کمپوست،کود سبز،کنجاله وضايعات فرآوري مواد غذايي وهمچنين کنترل زيستي آفات همراه با کمترين استفاده از مواد معدني طبيعي براي تقويت نظام زراعي-اقتصادي مزرعه وبهبود فعاليتهاي



قیمت: تومان


پاسخ دهید