دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
دانشکده علوم پايه، گروه شيمي
پايان نامه
براي دريافت درجه ي کارشناسي ارشد) Sc.M)
گرايش شيمي آلي

عنوان:
سنتز و بررسي اثر ضد ميکروبي نانو کامپوزيت جديد هيدروکسي اوره
استاد راهنما:
دکتر مسعود شعبانزاده
استاد مشاور:
دکتر مريم بيخوف تربتي
پژوهشگر:
آرمان محمدنيا
زمستان 1392
بسمه تعالي
صورت جلسه دفاعيه
با تاييدات خداوند متعال جلسه دفاع از پايان نامه کارشناسي ارشد شيمي گرايش آلي با عنوان سنتز و بررسي اثر ضد ميکروبي نانو کامپوزيت جديد هيدروکسي اوره توسط آرمان محمدنيا با حضور استاد راهنما، استاد مشاور و هيات داوران در دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان در مورخ . .1392 برگزار گرديد، و اين پايان نامه با موفقيت مورد دفاع قرار گرفت.
نامبرده نمره………………….. با امتياز…………………….. دريافت نمود.
1.جناب آقاي دکتر مسعود شعبانزاده (استاد راهنما): ……………………………………………………….
2.خانم دکتر مريم بيخوف تربتي (استاد مشاور) :……………………………………..
جناب آقاي دکتر
معاونت محترم حوزه پژوهش دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان
تشكر و قدرداني
ضمن قدرداني و سپاس از زحمات بي‌دريغ جناب آقاي دکتر مسعود شعبانزاده كه با راهنمايي هاي ارزشمند و پر ارج، آموخته‌هاي خويش را چون چراغي فرا روي راه من نهادند.
تقدير از رهنمودهاي ارزنده و راهگشاي استاد محترم خانم دکتر مريم بيخوف تربتي كه در تهيه و تدوين اين پژوهش مرا ياري نمودند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول مقدمه
1-1 تاريخچه نانو فناوري3
1-2 مشاهير در حيطه توسعه فناوري نانو4
1-3 تعاريف نانوفناوري5
1-4 اصطلاحات نانوفناوري6
1-5 روش هاي اندازه گيري و تعيين مشخصات7
1-6 روش هاي تعيين مشخصات مواد براساس نحوه عملکرد8
1-7 درخت نانوفناوري9
1-7-1 رويکرد بالا به پايين9
1-7-2 رويکرد پايين به بالا10
1-7-2-1 خودآرايي در محلول:10
1-7-2-2 سل- ژل و روش هاي ديگر رسوب دهي فاز محلول:10
1-8 واکنش بين نانو ساختارها و سيستم هاي زيستي11
1-9 نانو کامپوزيت11
1-9-1 طبقه بندي نانوکامپوزيت ها12
1-9-2 نانوکامپوزيت هاي پايه پليمري12
1-10 پلي اتيلن گلايکول14
1-10-1 استفاده هاي زيستي14
1-10-2 مصارف شيمياي15
1-11 هيدروکسي اوره15
1-11-1 مکانيزم اثر16
1-11-2 موارد استفاده16
1-11-4 روش سنتز16
1-12 باکتري ها و ويژگي هاي عمومي17
1-12-1 اشکال باکتري ها17
1-13 اشريشيا کلي18
1-13-1 تاريخچه18
1-13-2 زيست شناسي و بيو شيمي19
1-13-3 تشخيص آزمايشگاهي19
1-14 استافيلوکوک اورئوس20
1-14-1 ميکروب شناسي21
1-14-2 نقش در بيماري21
1-15 کاربرد هاي نانوکامپوزيت ها در علوم پزشکي22
1-16 هدف از تحقيق28
فصل دوم مروري بر تحقيقات گذشته
2-1 نانو ذرات TiO230
2-2 نانو ذرات Tio2-PEG30
2-3 نانو کامپوزيت هاي TiO232
فصل سوّم کارهاي تجربي
3-1 مشخصات دستگاه ها و ادوات به کار رفته41
3-2 مواد مورد استفاده41
3-3 روش سنتز نانو ذرات TiO2-PEG41
3-4 روش سنتز نانوکامپوزيت TiO2-PEG-HU44
3-5 آزمون هاي ضد باکتري44
فصل چهارم نتايج تحقيق
4-1 نتايج مربوط به نانو ذرّات تيتانيوم دي اکسايد TiO2 NPs47
4-2 نتايج مربوط به TiO2-PEG47
4-3 نانوکامپوزيت TiO2-PEG-HU48
4-4 آزمون ضد باکتري53
فصل پنجم بحث و نتيجه گيري
مقدّمه:56
5-1 سنتز نانو کامپوزيت TiO2-PEG58
5-2 سنتز نانوکامپوزيت TiO2-PEG-HU59
5-3 بررسي نتايج آزمون هاي ضد باکتري61
5-4 نتيجه‌گيري از تحقيق و پيشنهادت:62
ضمائم و پيوست‌ها‌أ
منابع و مأخذ71
چکيده
هدف از اجراي اين پروژه، سنتز نانو کامپوزيتTiO2-PEG-HU ، به روش سل-ژل و بررسي اثر ضد باکتريايي اين نانوکامپوزيت ميباشد. بدين منظور براي تهيه نانوTiO2-PEG از روش سل-ژل استفاده گرديد که طي آن 15ml پروپانول به همراه 5ml تيتانيوم ايزو پروپوکسايد (TTIP) و 4ml پلي اتيلن گلايکول600(PEG) به يک ديگر در يک بشر روي دستگاه همزن-هيتر اضافه شد. در ظرفي جداگانه 245ml آب مقطر بعلاوه 5ml پروپانول که pH آن مرتب توسط نيتريک اسيد در محدوده3.7 تنظيم مي شد، تهيه گرديد.
در مرحله دوم محلول سوسپانسيون ظرف اول، در دماي 60-80 درجه سانتيگراد به ظرف دوم اضافه شد. رسوب به دست آمده بعد از اتمام واکنش که همان نانو ذرات TiO2-PEG بود، توسط اتانول مطلق شستشو داده شد.
رسوب سفيدِ مايل به زرد بدست آمده، در آب و کمي اتانول(5 ميلي ليتر) حل شد و سپس با هيدروکسي اوره (0.0013 مول) واکنش داده شد . نانوکامپوزيت HU که پودري سفيد رنگ بود، پس از خشک کردن در کمي آب حل شد و توسط دستگاه اولتراسونيک به طور کامل يکنواخت، و پس از شستشوي دوباره و خشک شدن براي انجام آزمايشات ضد باکتريايي آماده گرديد.
آزمايشات بر روي دو گونه باکتري جداسازي شده بيمارستاني که با آزمايشات متداول شناسايي شده بود، صورت گرفت. باکتري هاي مورد نظر به نام هاي اشرشيا کولي و استافيلوکوکوس ارئوس بودند. بعد از تست نانوکامپوزيت مذکور با غلظت هاي مختلف برروي محيط هاي کشت، اثرات ضد باکتري مطلوبي حاصل شد.بيشترين اثر مربوط به غلظت 900ppm از نانوکامپوزيت مذکور بود که بعد از گذشت 24 ساعت قطر هاله عدم رشد در هر دو محيط کشت تقريباٌ 10mm بود.
کليد واژه:
نانو کامپوزيت، هيدروکسي اوره، اثر ضد باکتري، TIO2، PEG 600، سل-ژل
فصل اول
مقدمه
1-1 تاريخچه نانو فناوري
در يونان باستان، مردم و به خصوص دانشمندان بر اين باور بودند که مواد را مي توان آنقدر به اجزاي کوچک تقسيم کرد تا به ذراتي خورد نشدني رسيد که بنيان مواد را تشکيل مي دهند. شايد بتوان دموکريتوس1 فيلسوف يوناني را پدر فناوري و علوم نانو دانست، چرا که وي در حدود 400 سال قبل از ميلاد مسيح نخستين بار واژه اتم را که در زبان يوناني به معني تقسيم ناپذير است براي توصيف ذرات سازنده مواد به کار برد.
نقطه شروع و توسعه اوليه نانوفناوري، به طور دقيق مشخص نيست. شايد بتوان گفت که اولين نانوفناوران شيشه گران قرون وسطايي بوده اند که از قالب هاي کوره هاي قرون وسطايي (medieval forges) براي شکل دادن شيشه هايشان استفاده مي کرده اند. البته اين شيشه گران نمي دانستند که چرا با اضافه کردن طلا به شيشه رنگ آن تغيير مي کند. در آن زمان براي ساخت شيشه هاي کليساهاي قرون وسطايي از ذرات نانو متري طلا استفاده مي شد و شيشه هاي رنگي بسيار جذابي بدست مي آمد. رنگ بوجود آمده در اين شيشه ها بر پايه اين حقيقت استوار است که مواد با ابعاد نانو داراي همان خواص مواد با ابعاد ميکرو نيستند. در واقع يافتن مثال هايي براي استفاده از نانو ذرات فلزي چندان سخت نيست. رنگ دانه هاي تزييني جام مشهور ليکوگوس در روم باستان (قرن چهارم بعد از ميلاد) نمونه اي از آنهاست. در سال 1959 ريچارد فينمن مقاله اي درباره ي قابليت هاي فناوري نانو در آينده منتشر ساخت. با وجود موقعيت هايي که توسط بسياري تا آن زمان کسب شده بود، ريچارد فانيمن را پايه گذار اين علم مي شناسند.
فينمن که بعدها جايزه نوبل رادر فيزيک دريافت کرد در آن سال در مهماني شامي که توسط انجمن فيزيک آمريکا برگزار شده بود، سخنراني کرد و ايده فناوري نانو را براي عموم مردم آشکار ساخت. عنوان سخنراني وي “فضاي زيادي در سطوح پايين وجود دارد” بود. سخنراني وي شامل اين مطلب بود که مي توان تمام دايره المعارف بريتانيا را روي يک سنجاق نگارش کرد؛ يعني ابعاد آن به اندازه 1:2500 ابعاد واقعي اش کوچک مي شود. او همچنين در آن سخنراني توسعه بيشتر فناوري نانو را پيش بيني کرد.
1-2 مشاهير در حيطه توسعه فناوري نانو
1- ريچارد پي. فينمن2: فيزيکدان آمريکايي و استاد فيزيک انستيو کالتک در سال 1959 مقاله اي درباره قابليت هاي نانوفناوري در آينده منتشر ساخت. با وجود موقعيت هايي که توسط بسياري تا آن زمان وجود داشت، فينمن را پايه گذار اين علم مي شناسند. فينمن در سال 1965 جايزه نوبل را در فيزيک دريافت کرد.
2- ريچارد ارت اسمارلي3: استاد شيمي دانشگاه رايس، در هوستون ايالت تگزاس ايالات متحده؛ وي به همراه 2 تن از همکارانش به نام هاي رابرت کورل استاد شيمي دانشگاه رايس و هارولد کروتو استاد دانشگاه ساسکس، موفق به کسب جايزه نوبل شيمي در سال 1996 براي کشف فولرن شدند. وي هم اکنون روي نانولوله هاي کربني مشغول کار است و به عنوان صاحب نظر در زمينه نانوتکنولوژي مولکولي مطرح است.
3- رابرت اي فريتاس4: مدير تحقيقات موسسه ساخت مولکولي. وي در رشته هاي فيزيک، روان شناسي و حقوق تحصيل کرده است و بيش از 150 مقاله فني و عمومي با موضوعات مختلف علمي، مهندسي و حقوقي نوشته است.
يکي از کتاب هايش که تحت عنوان نانوپزشکي منتشر شده درباره قابليت هاي نانوفناوري مولکولي و نانوروبات هاي پزشکي در کاربردهاي پزشکي و دارويي است.
4- رالف سي. مرکل5: يکي از پيشگامان در عرصه طراحي و بازگشايي کليدهاي رمز نويس عمومي است. با اين حال الان مي توان وي را محقق و سخنراني در عرصه ي فناوري نانو و علم کريونيک (Cryonics) بر شمرد. وي جز محققان و طرفداران بنيادي است که افراد بيمار لاعلاج را براي درمان در زمان مناسب، منجمد مي کند. او معتقد است نانوفناوري پتانسيل بسيار زيادي براي درمان بيماري هاي صعب العلاج دارد. از اين رو فعاليت هاي خود را در زمينه کاربردهاي اين فناوري در پزشکي متمرکز کرده است.
5- کي اريک درکسلر6: دانشمند و نويسنده مشهوري است که نسبت به ساير دانشمندان علوم و فناوري نانو، فعاليت هاي موثر بيشتري در جهات افزايش سطح آکاهي و دانش عمومي در اين زمينه انجام داده است. او که هم اکنون رئيس پژوهشگاه معروف نورسايت است، سخن راني هاي زيادي در زمينه فناوري نانو انجام داده و سه کتاب مهم نيز در اين باره نوشته است.
1-3 تعاريف نانوفناوري
نانوفناوري واژه اي است که به تمام فناوري هاي پيشرفته در عرصه کار با مقياس نانو اطلاق مي شود. معمولا منظور از مقياس نانو، ابعادي در حدود يک تا صد نانومتر است (1نانومتر يک ميلياردم متر است) اولين جرقه نانوفناوري (البته در آن زمان هنوز به اين نام شناخته نشده بود) در سال 1959 زده شد. در اين سال ريچارد فاينمن اين نظريه را ارائه کرد که در آينده اي نزديک ملکول ها و اتم ها را مستقيما دست کاري کنيم.
واژه فناوري نانو اولين بار توسط نوريوتالينگوچي استاد دانشگاه علوم توکيو در سال 1974 به زبان ها جاري شد. او اين واژه را براي توصيف ساخت مواد (وسايل) دقيقي که تولرانس ابعادي آن ها در حد نانومتر است، به کار برده در سال 1986 اين واژه توسط اريک درکسلر در کتابي به نام موتور آفرينش: آغاز دوران نانوفناوري بازآفريني و تعريف مجدد شد.
يک نانومتر يک هزارم ميکرون است و اگر بخواهيم احساس فيزيکي نسبت به آن داشته باشيم، مي توان گفت که يک نانومتر 8000 :1 قطر موي انسان است. اما اين تعريف نانو مقياس نمي تواند مقياس درستي باشد، چرا که ضخامت موي انسان بسته به خصوصيات فردي هر انسان از چند ده ميکرومتر تا چند صد ميکرومتر متغير است. بنابراين نياز به يک استاندارد براي بيان مفهوم مقياس نانو وجود دارد. با ايجاد ارتباط ميان اندازه اتم ها و مقياس نانو مي توان يک نانومتر را راحت تر تصور کرد. يک نانومتر برابر قطر 10 اتم هيدروژن يا 5 اتم سيليسيم است. درک اين موضوع براي افراد معمولي نيز راحت تر است. چيزي که با اين تشابه مشخص مي گردد، نانوفناوري عبارتست از هنر دستکاري مواد در مقياس اتمي يا ملکولي و به خصوص ساخت قطعات و لوازم ميکروسکوپي (مانند روبات هاي ميکروسکوپي)
فناوري نانو، فناوري است که بر پايه دست کاري تک تک اتم ها و ملکول ها استوار است؛ بدين منظور که بتوان ساختاري پيچيده را با خصوصات اتمي توليد کرد. تعريف ديگري از فناوري نانو عبارت است از توسعه و استفاده از ادوات و قطعاتي که اندازه آنها تنها چند نانومتر است؛ تحقيق روي قطعات و ادوات بسيار کوچک که خواصشان به خواص الکترونيکي اين قطعات وابسته است و خواص الکتريکي آن ها احتمالا متاثر از حرکت تعداد معدودي الکترون در طي عملکرد قطعه است.
در حاليکه تعاريف زياد براي فناوري نانو وجود دارد، سازمان NNI تعريفي را براي فناوري نانو ارايه مي‌دهد که دربرگيرنده ي هرسه تعريف زير باشد:
1- توسعه ي فناوري و تحقيقات در سطوح اتمي، مولکولي يا ماکرومولکولي در مقياس اندازه ي 1 تا 100 نانومتر.
2- خلق و استفاده از ساختارها و ابزارها و سيستم هايي که بخاطر اندازه کوچک يا حد ميانه آن ها، خواص و عملکرد نويني دارند.
3- توانايي کنترل يا دستکاري مواد در سطوح اتمي.
1-4 اصطلاحات نانوفناوري
Bottom Up: پايين به بالا. ساختن چيزهاي بزرگ از اجزاي ساختماني کوچکتر. نانوفناوري به دنبال اين است که اتم ها و مولکول ها را به عنوان اجزاي ساختماني به کار گيرد. مزيت طراحي پايين به بالا اين است که پيوندهاي کووالانس که در يک مولکول وجود دارد بسياري قوي تر از پيوندهاي شيميايي ضعيفي است که ملکول ها را به هم پيوند مي دهد.
Browning Assembly: حرکت موجي در يک سيال باعث مي شود ملکول ها درحالات مختلف نسبت به همديگر قرار گيرند. اگر ملکول ها داراي سطح تماس مناسب باشند، مي توانند با هم ترکيب شوند و به شکل يک ساختار خاص درآيند.
Definition of scanning probe microscopy: تعريف ميکروسکوپي با ميل تصوير برداري. روشي براي مشاهده ساختار نانومتري سطوح که در آن از نيروهايي با برد کوتاه مانند نيروهاي تونلي (Tunnelling) نيروهاي اتمي، مولکولي، موضعي و غيره استفاده مي شود.
Denderimer: درخت سان. پليمري شاخه دار است که نامش از واژه يوناني dendra به معني درخت گرفته شده است.
Electron Beam: پرتو الکتروني. جرياني از الکترون ها که با سرعت يکسان در يک جهت حرکت مي کنند. مي توان با شتاب دادن و هم جهت کردن الکترون ها بين يک کاتد و يک آند که بين آن ها خلا است، يک پرتو الکتروني را توليد کرد. شايد بيشترين پرتوالکتروني موجود، همان هايي باشند که در لوله هاي اشعه ي کاتدي موجود در دستگاه تلويزيون ايجاد مي شوند. پرتوهاي الکتروني مبناي تصويربرداري ميکروسکوپي الکتروني (Scanning Electron microscopy) و چاپ الکتروني هستند.
Magnetic force microscopy (MFM): ميکروسکوپي با نيروي مغناطيسي. روشي براي مشاهده موضعي نزديک يک سطح.
Molecular mechanics: مکانيک ملکولي. يک برنامه مکانيک مولکولي توسط نرمن آلينگر و همکارانش به وجود آمد. مدل MM2 يک تابع انرژي پتانسيل ملکولي است که توسط روابط، قوانين و پارامترهاي موجود در برنامه توضيح داده مي شود.
NEMS: سيستم هاي نانوالکترومکانيکي. سيستم الکترومکانيکي EMS در مقياس نانومتري.
Nano: پيشوندي به معني 9-10 يا يک ميليارديم.
(NMR)Nuclear magetic Resonance: ارتعاش مغناطيس هسته اي. روش تجزيه اي با کاربردهاي فراوان که براي بررسي اتمي و اطلاعات ساختاري ملکول به کار مي رود.
Positional synthesis: آناليز موضعي. کنترل واکنش هاي شيميايي به وسيله تعيين دقيق مکان ملکول‌هاي واکنش دهنده مبناي اصلي اسمبل کننده ها.
Scaning Force Microscopy: روشي براي مشاهده توپوگرافي نانومتري و ساير خواص يک سطح.
Top-Down: بالا به پايين. مدل کردن و ساختن مواد کوچک با به کارگيري وسايل بزرگتري به ترتيب مانند دست، ابزار دقيق و اشعه ليزر. همچنان ساير موارد که در اينجا از آن ها نام برده نمي شود.
1-5 روش هاي اندازه گيري و تعيين مشخصات
پيشرفتهاي اخير در فناوري نانو، در واقع مربوط به توانايي هاي جديد در زمينه اندازه گيري و کنترل ساختارهاي منفرد در مقياس نانوست. گسترش فزاينده ي ابزارهاي جديد تعيين مشخصات و ساخت و فناوري آن ها براي پيشرفت بيشتر در علم و فناوري نانو مهم و اساسي است. اين ابزارها چشم ها را براي ديدن و انگشت ها را براي کنترل نانوساختارها توانا مي سازند. با اين توصيف احساس مي شود که در آينده اي نزديک بيشترين نياز محققين و پژوهشگران اين خواهد بود که آزمايشگاه هاي با وسايل اندازه گيري و ابزارهاي ساخت مختلف دراختيار داشته باشند تا بتوانند به اکتشاف و تحليل هاي جديد در زمينه هاي مختلف از جمله شيمي، فيزيک، زيست شناسي و مواد و کاربردهاي آن دست پيدا کنند. درعلوم مختلف مهندسي و پزشکي، موضوع اندازه گيري و تعيين مشخصات از اهميت کليدي برخوردار است.، به طوري که ويژگي هاي فيزيکي و شيميايي مواد، به مواد اوليه مورد استفاده و همچنين ريزساختار يا ساختار ميکروسکوپي به دست آمده از فرايند ساختار بستگي دارد. بنابراين هرچه دستگاه هاي اندازه گيري و تعيين مشخصات قوي تر در اختيار باشد، کنترل مواد اوليه با دقت بيشتري صورت مي گيرد. در ضمن براي مطالعه ريزساختارها، نياز بيشتري به ابزارهاي شناسايي و آناليز وجود دارد. در ريزساختارهاي ميکروسکوپي مواد بايد نوع فازها، شکل، اندازه، مقدار و توزيع آنها را بررسي کرد.
1-6 روش هاي تعيين مشخصات مواد براساس نحوه عملکرد
روش هاي ميکروسکوپي: با استفاده از روش هاي ميکروسکوپي، تصاويري با بزرگ نمايي بسيار بالا از ماده بدست مي آيد. قدرت تفکيک تصاوير ميکروسکوپي با توجه به کمترين قدرت تمرکز اشعه محدود مي‌شود. اين روش ها شامل، AFM، STM،MFM، SCM، SNOM، SEM، TEM و FIB است.
روش هايي براساس پراش: پراش يکي از خصوصيات تابش الکترومغناطيسي است که باعث مي شود تابش الکترومغناطيسي در حين عبور از يک روزنه يا لبه منحرف شود. با کاهش ابعاد روزنه به سمت طول موج اشعه الکترومغناطيسي اثرات پراش اشعه بيشتر خواهد شد. با استفاده از پراش اشعه ايکس، الکترونها يا نوترون ها و اثر برخورد آنها با ماده مي توان ابعاد کريستالي مواد را اندازه گيري کرد. عمق نفوذ اين روش‌ها در ماده به ترتيب زير است: نوترون ازاشعه ايکس بيشتر و اشعه ايکس ازالکترون بيشتر. اين روش شامل XRD و XRF است.
روش هاي طيف سنجي: استفاده از جذب، نشر يا پراش امواج الکترومغناطيس توسط اتم ها يا ملکول ها را طيف سنجي گويند. برخورد تابش با ماده مي تواند منجر به تعيين جهت تابش يا تغيير در سطوح انرژي اتم‌ها يا مولکول ها شود. انتقال از تراز بالاي انرژي به تراز پايين تر، نشر و انتقال از تراز پايين انرژي به تراز بالاتر، جذب ناميده مي شود. تغيير جهت تابش بر اثر برخورد با ماده نيز منجر به پراش تابش مي شود، اين روش ها شامل XPS، SMIS، FTIR، RBS، NMR و RAMAN هستند.
طيف سنجي جرمي و روش هاي جداسازي نيز از روش هاي تعيين مشخصات مواد مي باشند.
1-7 درخت نانوفناوري
نانوفناوري از نظر ساخت به سه زيرشاخه بالا به پايين، پايين به بالا (روش هاي ساخت) و نانو محاسبات (روش هاي مدل سازي و شبيه سازي) تقسيم بندي مي شود، که هر کدام از اين روش ها نيز به شاخه هاي گوناگون تقسيم مي شوند. در زير با توجه به اهميت استفاده از رويکرد مورد استفاده اين تحقيق، آنها را نام مي بريم.
1-7-1 رويکرد بالا به پايين
روش هاي بالا به پايين براي توليد محصول يک ماده، توده اي را شکل دهي و اصلاح مي کنند. اين کار اغلب و نه هميشه شامل حذف بعضي از مواد به شکل ضايعات است، مثل ماشين کاري يک بخش فلزي از يک موتور يا نانوساختاري کردن فلزات به طريقه تغيير شکل دهي. در اغلب ستون حد فاصل مقياس کاري روش هاي توليد پايين به بالا و بالا به پايين، نانوفناوري خوانده مي شود.
اين روش ها شامل:
– سيستم هاي ميکرو و نانوالکترومکانيکي
– ميکرونانو سيالات و نانوحفره ها
– نانوسيم ها
– نقاط کوانتومي
– آسياب گلوله اي
و غيره مي باشد.
1-7-2 رويکرد پايين به بالا
در روش هاي پايين به بالا، شيئي را از مواد ساده تر به وجود مي آورند، مثل ساخت موتور از قطعات آن، معمولا مدل هاي پايين به بالا ضايعاتي ندارند، هرچند لزوما اين مساله صادق نيست (مثلا جزئي از يک سيستم خودآرا ممکن است براي فرايند خودآرايي به کمک يک هم جزء نياز داشته باشد، که در محصول نهايي وجود نداشته و لذا حذف آن الزامي است).
1-7-2-1 خودآرايي در محلول:
بيان تا حدي جديد خودآرايي، که همه توجهات را به خود جلب کرده عبارت است از: توانايي کنترل آن براي ساخت ساختارهايي هم چون لايه ها (مثلا براي روکش دهي سطوح تخت يا نانوذرات)، نانوکپسول‌ها، نانوسيم ها و حتي اجزاي ساده الکترونيک مولکولي. در طبيعت خودآارايي براي ساخت سيستم هاي بسيار پيچيده اي به کار مي رود.
1-7-2-2 سل- ژل و روش هاي ديگر رسوب دهي فاز محلول:
فرآيندهاي سل- ژل در اواخر قرن نوزدهم کشف شدند و از اوايل دهه 1940 به طور گسترده اي به کار رفتند. پس از آن براي ساخت ژل ها در دماهاي پايين و تبديل آن ها به شيشه فرايندهايي پديد آمد. روش‌هاي رسوب دهي متنوع ديگري هم چون مايسل معکوس نيز وجود دارند که به روال سل- ژل نزديک هستند.
به طور کلي فرآيند سل- ژل نوعي ماده پيش ساز در معرض يک سري از واکنش هاي هيدروليز و پليمريزاسيون قرار مي گيرد، تا يک سوسپانسيون کلوئيدي يا سل را تشکيل دهد.
ديگر موارد که در اين رويکرد قرار دارند شامل:
– قوس الکتريکي
– رسوب دهي فاز گاز
– حکاکي و الکتروليز
– تجزيه حرارتي يک ماده تخريب پذير
مي باشند.
شکل 1-1
1-8 واکنش بين نانو ساختارها و سيستم هاي زيستي
مطالعه جديدي در کانادا نشان داده است که نانو ذرات فقط به عنوان حامل هايي ساده و غير فعال عمل نميکنند، بلکه فعالانه در فعاليت هاي زيستي دخالت دارند.در صورت درک صحيح تر اين واکنش، از آن مي توان در جهت طراحي نانو ابزار هاي هوشمند و نيز ساخت و توسعه مواد درماني و تشخيصي جديد استفاده کرد.
1-9 نانو کامپوزيت
کامپوزيت ترکيبي است که از لحاظ ماکروسکوپي از چند ماده متمايز ساخته شده باشد، به طوري که اين اجزاء به آساني از يکديگر قابل تشخيص باشند. نانوکامپوزيت نيز همان کامپوزيت است که يک يا چند جزء از آن، ابعاد کمتر از 100 نانومتر دارد. نانوکامپوزيت ها از دو فاز تشکيل شده اند. فاز اول يک ساختار بلوري است که در واقع پايه يا ماتريس نانوکامپوزيت محسوب مي شود و ممکن است از جنس پليمر، فلز و يا سراميک باشد. فاز دوم نيز ذراتي در مقياس نانومتر مي باشند که به عنوان تقويت کننده به منظور اهداف خاص از قبيل استحکام، مقاومت، هدايت الکتريکي، خواص مغناطيسي و … در درون فاز اول (ماده پايه) توزيع مي شوند.
در بحث نانومواد، نانوکامپوزيت ها از جايگاه ويژه اي برخوردار هستند. حضور ذرات و الياف در ساختار نانوکامپوزيت ها معمولاً باعث ايجاد استحکام در ماده ي پايه مي شود. در واقع هنگامي که ذرات و يا الياف درون يک ماده ي پايه توزيع شوند، نيروهاي اعمال شده به کامپوزيت به طور يکنواختي به ذرات يا الياف منتقل مي شود. با توزيع مواد پرکننده درون ماده پايه خصوصياتي نظير استحکام، سختي، خواص تربيولوژيکي و تخلخل تغيير مي کند. ماده ي پايه مي تواند ذرات را به گونه اي از هم جدا نگه دارد که رشد ترک به تأخير افتد. به علاوه اجزاء نانوکامپوزيت ها بر اثر برهمکنش سطحي بين ماده ي پايه و مواد پرکننده، از خواص بهتري برخوردار مي شوند. نوع و ميزان برهمکنش ها نقش مهمي در خواص مختلف نانوکامپوزيت ها همچون حلاليت، خواص نوري، خواص الکتريکي و مکانيکي آن ها دارد. (فيشر، 2002)
1-9-1 طبقه بندي نانوکامپوزيت ها
انواع نانوکامپوزيت را مي توان بر اساس ماده پايه آن ها به شرح زير طبقه بندي کرد:
-1 نانوکامپوزيت هاي پايه پليمري Polymer matrix nanocomposites (PMNCs)
-2 نانوکامپوزيت هاي پايه سراميکي Ceramic matrix nanocomposites (CMNCs)
-3 نانوکامپوززيت هاي پايه فلزي Metal matrix nanocomposites (MMNCs)(توستنسون، 2005)
1-9-2 نانوکامپوزيت هاي پايه پليمري
در بين نانوکامپوزيت ها بيشترين توجه به نانوکامپوزيت هاي پايه پليمري معطوف است. يکي از دلايل گسترش نانوکامپوزيت هاي پليمري، خواص بي نظير مکانيکي، شيميايي و فيزيکي آن است. نانوکامپوزيت هاي پليمري عموماً داراي استحکام بالا، وزن کم، پايداري حرارتي بالا، رسانايي الکتريکي بالا و مقاومت شيميايي بالايي هستند. تقويت پليمرها با استفاده از مواد آلي و معدني بسيار مرسوم مي باشد. بر خلاف تقويت کننده هاي مرسوم که در مقياس ميکرون مي باشند، در نانوکامپوزيت ها تقويت کننده ها ذراتي در ابعاد نانومتر مي باشند. با افزودن درصد کمي از نانوذرات به يک پليمر خالص، استحکام کششي، استحکام تسليم و مدول يانگ افزايش چشمگيري مي يابد. به عنوان مثال، با افزودن تنها 0.04 درصد حجمي ميکا (يک نوع سيليکات) با ابعاد 50 نانومتر به اپوکسي (Epoxy)، مدول يانگ اين ماده 58 درصد افزايش خواهد يافت.
دليل دوم توسعه نانوکامپوزيت هاي پايه پليمري و افزايش تحقيقات در اين زمينه، کشف نانولوله هاي کربني در سال 1991 ميلادي است. استحکام و خواص الکتريکي نانولوله هاي کربني به طور قابل ملاحظه اي با نانولايه هاي گرافيت و ديگر مواد پرکننده تفاوت دارد. نانولوله هاي کربني موجب رسانايي و استحکام فوق العاده اي در پليمرها مي شوند به طوري که کاربردهاي حيرت انگيزي همچون آسانسور فضايي را براي آن مي توان متصور شد. از نظر نظامي نيز فراهم کردن هدايت الکتريکي در پليمرها فرصت هاي انقلابي را به وجود خواهد آورد. به عنوان مثال از پوسته هاي الکتريکي-مغناطيسي گرفته تا کامپوزيت هاي رساناي گرما.
اين دسته از کامپوزيت ها به دليل خواص منحصر به فردي که دارند به طور گسترده اي در صنايع خودرو، هوا- فضا و بسته بندي مواد غذايي گسترش يافته اند. از ديگر کاربردهاي نانوکامپوزيت هاي پليمري پوشش هاي مقاوم به سايش، پوشش هاي مقاوم به خوردگي، پلاستيک هاي رسانا، حسگرها، آسترهاي مقاوم در دماي بالا و غشاهاي جداسازي گازها و سيالات نفتي مي باشند. به عنوان مثال مي توان به نوعي غشاء نانوکامپوزيتي ساخته شده از يک نوع پليمر و نانولايه هاي سيليکا اشاره کرد که توسط محققان دانشگاه کاروليناي شمالي ساخته شده است. اين غشاء توانايي فوق العاده اي در جداسازي مولکول هاي آلي از گازها دارد.(بالاسي، 2005).
1-10 پلي اتيلن گلايکول
پلي اتيلن گلايکول ها، پليمرهاي چــگال از اتيلن اکسايد و آب بــا فــــــرمول عـمومــــــــــــــــي
H(OCH2 CH2)nOH هستند که مهمترين نوع تجاري از گروه پلي اتر ها نيز ميباشند.
اين ماده تا وزن ملکولي 700 بي رنگ،بي بو،غليظ با نقطه انجماد 10- درجه سانتيگراد و با وزن ملکولي بالاتر از 1000 حالت جامد موم مانند دارد.
با وجود اينکه پلي اتيلن گلايکول ها با وزن هاي ملکولي متفاوت داراي موارد مصرفي مختلف هستند،خواص فيزيکي آنها در وزن هاي ملکولي مختلف، متفاوت ميباشد در حاليکه خواص شيمياي آنها تقريبا يکسان است.
پلي اتيلن گلايکول (PEG) در آب، متانول، بنزين، دي کلرو متان محلول و در هگزان و دي اتيلن اتر نا محلول هستند.
اين ماده غير سمي، بي بو، خنثي، روان کننده و غير التهاب زا ميباشد ودر بسياري از محصولات دارويي و داروها به عنوان حلال، عامل پخش کننده، پايه پماد و شياف، حامل و عامل جذب در انواع قرص ها به کار ميرود (فرنچ و همکاران،2009).
1-10-1 استفاده هاي زيستي
* معمولا براي جدا سازي پلاسميد DNA و تبلور پروتئين استفاده ميگردد.
* در ميکرو بيولوژي، براي تمرکز ويروس ها از بارش PEG بروي آن استفاده ميکنند.
* وکتور هاي ژن درماني (مانند ويروس ها) را مي توان با استفاده از PEG پوشاند، و آنها را از غير فعال سازي توسط سيستم ايمني بدن و از ارگانهايي که در آنها ممکن است، مورد هدف يک عامل سمي باشد، محافظت کرد.
* PEG يک جز از ذرات چربي اسيد نوکلئيک پايدار(SNALPs) مي باشد که براي محدود کردن siRNA در داخل بدن نيز کاربرد دارد(جي جي روسي،2006: توماس و همکاران،2010).
* در بانک خون، PEG به عندان يک آغاز گر پتانسيلي به منظور ارتقا تشخيص آنتي ژن و آنتي بادي استفاده ميگردد (هارمنينگ و دنيس، 2007).
1-10-2 مصارف شيمياي
* داراي سميت کمي ميباشد و در موارد مختلفي مورد استفاده است (ويکتور و شفتل،2000).
* از آنجا که پلي اتيلن گلايکول انعطاف پذير و يک پليمر محلول در آب است، مي توان از آن براي ايجاد فشار اسمزي بالا بهره برد. و بعيد است که با مواد شيمياي بيولوژيک وارد فعل و انفعال خاصي گردد.
1-11 هيدروکسي اوره
هيدروکسي اوره با نام هاي تجاري hydrea و droxia، يک داروي ضد سرطان است و براي اولين بار در سال 1869 سنتز شد.با داشتن خواص ضد ويروسي کاربرد وسيعي دارد.
اين ماده داراي فرمول ساختاري زير ميباشد.

1-11-1 مکانيزم اثر
در درمان بيماري داسي شکل سلول، هيدروکسي اوره غلظت هموگلوبيني جنيني را افزايش ميدهد.
مکانيزم دقيق عمل هنوز روشن نشده است،اما به نظر ميرسد که هيدروکسي اوره با افزايش سطح اسيد نيتريک محلول فعال سيکلاز گانيليل و با افزايش حاصل در GMP حلقوي و فعال شدن سنتز زنجيره گاماگلوبين که براي توليد هموگلوبين جنيني (که مانع از تشکيل دانه هايي هموگلوبين داسي شکل است)به کار ميرود،باعث اين رخداد ميگردد (پلاتوس، 2008: کوکيک و همکاران، 2003).
1-11-2 موارد استفاده
* بيماري هاي ميلو پروليفراتيو(در درجه اول صبر پلي سيتمي و ترومبوسيتوزهاي ضروري) ،(هريسون و کمپل و همکاران،2005).
* بيماري داسي شکل سلول(لانزکرون و همکاران،2008).(شکسته شدن سلول هايي که مستعد ابتلا به داسي شکل شدن ميباشدو همچنين افزايش مقدار هموگلوبين جنيني).
* AIDS، به عنوان مکمل DDL در ترکيب درمان هاي ضد ويروسي (فرانک ال و بوش آر جي، 2004).
* درمان ثانويه براي پسوريازيس (شارما و دوتا و رامام، 2004). (باعث افت تقسيم سريع سلول هاي پوستي ميگردد).
* ماستوسيتوز سيستميک (اسکريبانو و همکاران، 2009).
* لوسمي ميلوييدي مزمن (که عمدتا توسط ايماتينيب جايگزين شده، (که هنوز استفاده از آن مقرون به صرفه ميباشد) (دالزيل و همکاران، 2004).
*
1-11-4 روش سنتز
هيدروکسي اوره براي اولين بار در سال1869 توسط درسلر و اشتاين از هيدروکسي لامين و هيدروژن سيانات توليد شد که روند توليد صنعتي نيز مشابه همين روش است (لونگي وهمکاران ، 2002).
هيدروکسي اوره همچنين با واکنش اتيل کاربـامات با هيدروکسي لامين سنتز ميگردد، که هيدروکسي لامين با جايگزيني استر،يک امايد ميدهد (دهنهي، 1973).
هيدروکسي اوره به صورت طبيعي و درون زا در پلاسماي خون انسان با غلظتي حدود 30 تا200 نانو گرم. ميلي ليتر نيز مشاهده و گزارش گرديده (کِتاني و همکاران، 2009).
1-12 باکتري ها و ويژگي هاي عمومي
* اولين جانداران تکامل يافته که ساختار سلولي دارند.
* همگي پروکاريوت هستند . يعني فاقد هسته ي سازمان يافته و تشکيلات غشادار داخل سلولي اند .
* اکثرا داراي ديواره سلولي از جنس پپتيد و گليکان مي باشند . ميکو پلاسما ها فاقد ديواره اند .
* ماده‌ي ژنتيکي بصورت يک مولکول DNA ي حلقوي مي باشد که در برخي نقاط به چين خوردگي‌هاي غشاي سلولي (مزوزوم) چسبيده است . DNA در ناحيه نوکلئوتيد قرار دارد .
* برخي داراي تاژک پروتئيني براي حرکت مي باشند .
* ساختار تک سلولي دارند و گاهي بصورت کلني ديده مي شوند .
* برخي داراي زوايد پيلي براي هم يوغي هستند. (طي هم يوغي ژنها از باکتري داراي پيلي به باکتري بدون پيلي منتقل مي شود ).
* برخي داراي پلازميد (کروموزومهاي کمکي) مي باشند. پلازميد ها داراي ژن هاي مقاومت به آنتي بيوتيک هستند .
* گروهي داراي پوشش (کپسول) از جنس پلي ساکاريد مي باشند. نقش کپسول حفاظت باکتري است.
1-12-1 اشکال باکتري ها
باکتري هاي کروي شکل (کوکسي): ممکن است منفرد (مونوکوک) دوتايي (ديپلوکوک) زنجيري (استرپتوکوک) و يا خوشه اي (استافيلوکوک) باشند.
باکتري هاي ميله اي (باسيل)، باکتري هاي مارپيچ (اسپريل) و باکتري هاي هلالي (کرسنت).
1-13 اشريشيا کلي
اشريشيا کُلي که بطور اختصار E.coli نيز ناميده مي‌شود، نوعي باسيل گرم منفي از خانواده انتروباکترياسه‌است که بطور شايع در روده جانوران خونگرم وجود دارد. بيشتر سويه‌هاي اشريشيا کلي، بي‌آزار هستند اما برخي از سروتيپ‌هامانند O157:H7 موجب مسمويت غذايي و اسهال مي‌شوند. اين سويه‌هاي بي‌آزار، بخشي از فلور عادي روده هستند. آن‌ها در توليد ويتامين K2 نقش دارند و از استقرار باکتري‌هاي بيماريزا در روده جلوگيري مي‌کنند. اين باکتري، ?.?% فلور روده را به خود اختصاص داده‌است. اين باکتري از طريق مسير مدفوعي-دهاني (به انگليسي: oral- fecal) از يک فرد به فرد ديگر منتقل مي‌شود.
شکل 1-2
1-13-1 تاريخچه
اشتقاق (واگرايي) جنس‌هاي اشريشيا و سالمونلا در حدود ??? ميليون سال پيش (بين ?? تا ??? ميليون سال پيش) همزمان با اشتقاق و تکامل ميزبان هايشان اتفاق افتاده‌است: اشريشيا بطور عمده در پستانداران يافت مي‌شود و سالمونلا در پرنـدگان و خزنـدگان يافت مي‌شود. پس از آن، اشتقاق اشريشيا به ? گونــــه
E. albertii، E. coli، E. fergusonii، E. hermannii و E. vulneris رخ داده‌است. آخرين نياي اشريشيا کلي، ?? تا ?? ميليون سال پيش اشتقاق يافته ‌است.
در سال ????، اولين بار تئودور اشريخ (به انگليسي: Theodor Escherich)، اين باکتري را در مدفوع افراد سالم پيدا کرد و آن را Bacterium coli commune ناميد. سپس در سال ???? توسط ميگولا (به انگليسي: Migula)، باسيلوس کلي (به لاتين: Bacillus coli) ناميده شد و بعدها در جنس اشريشيا (به افتخار کاشف آن) دوباره طبقه بندي شد. اشريشيا متعلق به گروهي از باکتري‌ها به نام کلي فرم‌ها (به انگليسي: coliforms) است. آن‌ها عضوي از خانواده انتروباکترياسه هستند.
1-13-2 زيست شناسي و بيو شيمي
E.coli، باسيل گرم منفي، متحرک ،هوازي بي‌هوازي اختياري و بدون اسپور است. اين باکتري در شرايط بي‌هوازي، مخلوطي از اسيدها مانند لاکتات، سوکسينات، اتانول، استات و دي اکسيد کربن را توليد مي‌کند. رشد بهينه باکتري در دماي ?? درجه سانتي‌گراد است اما تا دماي ?? درجه را نيز تحمل کرده و به رشد خود ادامه مي‌دهند. E.coli، هم در شرايط هوازي و هم بي‌هوازي مي‌تواند رشد کند. سويه‌ها داريا تاژک هستند و به خاطر همين، متحرک هستند. تاژه‌ها متعدد و از نوع پيراموني (به انگليسي: peritrichous) هستند. E.coli و باکتري‌هاي مشابه آن، با استفاده از مکانيسم‌هايي مانند ترانسفورماسيون، هم يوغي (کانژوگاسيون) و ترانسداکسيون، ماده ژنتيکي خود را از راه انتقال افقي ژن‌ها به ساير باکتري‌هاي مشابه خود منتقل مي‌کنند. به عنوان مثال، انتقال ژن توکسين شيگا از شيگلا به E.coli O157:H7 از طريق فاژ (ترانسداکسيون) اتفاق افتاده‌است.
1-13-3 تشخيص آزمايشگاهي
اشريشيا کلي بر روي محيط آگار مک کانکي(به انگليسي: MacConkey agar)، کلني‌هاي ارغواني ايجاد مي‌کند زيرا باکتري از نوع لاکتوز مثبت است و قند را تخمير کرده و اسيد توليد مي‌کند. اسيد موجب کاهش pH در محيط آگار مک کانکي شده و در نتيجه رنگ ارغواني ايجاد مي‌شود. همين اتفاق نيز در محيط EMB رخ داده و کلني‌هاي ارغواني تيره با جلاي سبز فلزي ايجاد مي‌کند. باکتري در محيط TSI به صورت اسيد.اسيد و با توليد گاز و H2S منفي است. از نظر تست IMViC به صورت اندول مثبت، MR مثبت، VP منفي و سيترات منفي است. براي بررسي وجود توکسين مي‌توان از کشت سلولي يا PCR (واکنش زنجيره‌اي پليمراز) استفاده کرد.
1-14 استافيلوکوک اورئوس
استافيلوکوک اورئوس (به لاتين: Staphylococcus aureus)، کوکسي گرم مثبت و بي‌هوازي اختياري است که مهمترين گونه در جنس (سرده) استافيلوکوک از نظر پزشکي محسوب مي‌شود. گاهي اوقات به اين باکتري، استافيلوکوک طلايي نيز مي‌گويند. اورئوس در زبان لاتين به معناي طلايي است.
اين باکتري ممکن است به شکل فلور عادي پوست يا بيني وجود داشته باشد. اين طور تخمين زده مي‌شود که ?? درصد از مردم به مدت طولاني، ناقل باکتري باشند. استافيلوکوک اورئوس، يکي از موفق ترين باکتري‌هاي بيماريزاست. اين باکتري به دليل توليد رنگدانه طلايي کارتنوئيدي به نام استافيلوزانتين(به لاتين: staphyloxanthin)، کلني‌هاي زرد رنگي را ايجاد مي‌نمايد. اين پيگمان در بيماريزايي نقش دارد زيرا به عنوان ماده آنتي اکسيدان عمل کرده و موجب در امان ماندن باکتري در برابر راديکال‌هاي آزاد اکسيژن مي‌شود. راديکال‌هاي آزاد اکسيژن توسط سيستم ايمني (گلبول‌هاي سفيد) ميزبان براي کشتن باکتري‌ها توليد مي‌شوند.
استافيلوکوک اورئوس، گستره وسيعي از عفونت‌ها از عفونت‌هاي ساده پوستي (مانند جوشدانه، کورک، کفگيرک، گل مژه و آبسه) گرفته تا بيماري‌هاي تهديد کننده زندگي (مانند پنوموني، مننژيت، استئوميليت، اندوکارديت، سندرم شوک سمي و سپتي سمي) را ايجاد مي‌نمايد. استافيلوکوک اورئوس به عنوان يکي از ? عامل شايع ايجاد کننده عفونت هاي بيمارستاني به ويژه عفونت‌هاي زخم پس از جراحي است. هر سال، ??? هزار نفر در بيمارستان‌هاي ايالات متحده امريکا به عفونت‌هاي استافيلوکوک اورئوس مبتلا مي شوند.
استافيلوکوک اورئوس مقاوم به متي سيلين (MRSA)، سويه‌هاي خاصي از اين باکتري هستند که به بيشتر آنتي بيوتيک‌ها مقاوم مي‌باشند. MRSA، بيشتر در بيمارستان‌ها ديده شده است. به اين نوع از سويه‌ها، HA-MRSA يا به اصطلاح، استافيلوکوک اورئوس مقاوم به متي سيلين اکتسابي از بيمارستان مي‌گويند اما در حال حاضر، سويه هاي استافيلوکوک اورئوس مقاوم به متي سيلين اکتسابي از جامعه (CA-MRSA) در حال گسترش مي‌باشند. سويه‌هاي CA-MRSA بر خلاف HA-MRSA، ارتباطي با بستري شدن در بيمارستان ندارند. استافيلوکوک اورئوس اولين بار در سال ???? توسط جراح اسکاتلندي، آلکساندر اوگستون(به انگليسي: Alexander Ogston) در شهر آبردين (اسکاتلند) از نمونه چرک آبسه جراحي جدا شد.
1-14-1 ميکروب شناسي
استافيلوکوک اورئوس، کوکسي گرم مثبت و بي‌هوازي اختياري است که به شکل خوشه در زير ميکروسکوپ ديده مي‌شود. کلني باکتري، به شکل زرد طلايي است و هنگاميکه بر روي محيط آگار خوندار رشد مي‌کند، ايجاد هموليز مي‌نمايد.
اين باکتري،آنزيم کاتالاز را توليد مي‌کند. آنزيم کاتالاز موجب تجزيه پراکسيد هيدروژن (H2O2) به آب و اکسيژن مي‌شود. از اين تست براي تمايز استافيلوکوک‌ها از استرپتوکوک‌ها و انتروکوک‌ها استفاده مي‌شود. استافيلوکوک اورئوس، آنزيم کواگولاز را توليد مي‌کند. آين آنزيم، خون را لخته مي‌کند. ساير گونه هاي استافيلوکوک از نظر کواگولاز منفي هستند.
1-14-2 نقش در بيماري
استافيلوکوک اورئوس با توليد انتروتوکسين، ايجاد مسموميت غذايي مي‌کند. باکتري ممکن است به شکل همزيست بر روي پوست وجود داشته باشد و از بيني يک سوم از مردم جدا شود. اين باکتري به ميزان کمتر ممکن است در گلو نيز وجود داشته باشد. وجود استافيلوکوک اورئوس در اين شرايط به معناي



قیمت: تومان


پاسخ دهید